نمایشگاه نقاشی در هرات
آثار هنریِ هنرمند چیرهدست کشور محمد توفیق رحمانی درهرات به نمایش گذاشته شد.
در این نمایشگاه سی اثر از آثارهنری این هنرمند افغان درزمينههاي مختلف هنر نقاشي، آب رنگ، نقاشي مدرن و ميناتور به سبكهاي متنوع به نمايش گذاشته شده است.
گفته میشود این نمایشگاه در سالن دانشکده/ پوهنحی هنرهای زیبا به مدت یک هفته گشایش یافته است.
محمد توفيق رحماني هنرمند ورزیدهی کشور از هشت سال بدینسو مسووليت رياست دانشکده/ پوهنحي هنرهاي زيبا را به عهده دارد.
....................
محفل مشاعره گل لاله در ولایت قندز برگزار گردید.
به نقل از آژانش باختر در این محفل که به ابتكار نهادهای ادبي و فرهنگي برگزار شده بود، حدود سه صد تن از شاعران، نويسندگان ولایتهای كابل، قندز، بلخ، ننگرهار، تخار و خوست اشتراک ورزیده بودند.
به گفتهی عبيدالله نيازي رييس اطلاعات و فرهنگ قندز، هدف از این مشاعره تبادل تجارب شاعران و نویسندگان بوده است.
محفل مشاعره گل لاله همهساله در موسم گل لاله- که حدود دو ماه را دربر میگیرد- در ولايتهای قندز، تخار، بغلان و بدخشان برگزار میشود.
قابل یاد آوری است که محفل گل نارنج در ننگرهار، کنر، گل انار در قندهار، گل سنجد در لوگر و هلمند، و گل سنگ در غزنی برگزار میگردد.
......................
سيميناربين المللي طريقت نقشبندي برگزار میگردد
سیمینار بین المللی طریقت نقشبندیه در کابل برگزار میشود.
براساس گفتههای مسوولان این سیمینار، در این سیمینار علمای دین، مشایخ، استادان و دانمشندان از داخل وخارجی کشور اشتراک خواهند کرد.
كميسيون مقدماتي سيمينار بين المللي طريقت نقشبندي ضمن اعلام این مطلب گفته است که این سیمینار در تابستان سال جاری در کابل برگزار خواهد شد.
......................
نجیب الله مسافر؛ برندهی جایزه دوم مسابقات عکس جهانی شد
نجیب الله مسافر عکاس وخبرنگار مطرح و چیرهدست کشور جایزهی دوم عکس برتر مسابقه عکس جهانی را از آنِ خود کرد.
این مسابقه از سوی نهادی موسوم به interaction راه اندازی شده بود.
جایزه interaction یکی از بااعتبار جوایز بین المللی است که همه ساله برگزار میگردد.
نجیب الله مسافر پیش از این نیز در چندین مسابقه عکس بین المللی مقامهای اول تا سوم را به دست آورده بود.
نجیب الله مسافر در سال 1342 در کابل متولد گردید. از دانشکده/ پوهنحی هنرهای زیبای دانشگاه/ پوهنتون کابل رشته نقاشی فارغ گردید. فتوژورنالیزم را در مرکز مطبوعاتی آیینه خواند و پس از اخذ دیپلوم به فعالیت رسمی در بخش عکاسی خبری پرداخت. چندین اثر او در مسابقات جهانی مقامهای اول تا سوم را به دست آوردهاند.
جایزهی اول این مسابقه جهانی عکس را "الیزا" از امریکا از آن خود کرد.
گفتنی است که پیش از این مسعود حسین جایزهی بین المللی پولیتزر را از آن خود کرده بود.
.................
نمایشگاه آثار هنری در کابل برگزار گردید.
در این نمایشگاه که از سوی وزارت های معارف و کار و امور اجتماعی راه اندازی گردیده است، آثار هنری شماری از مراکز آموزشی فنی به نمایش گذاشته شده است.
مسوولان برگزاری این نمایشگاه هدف از راه اندازی آن را تشویق جوانان به خلق و آفرینشهای هنری و ایجاد زمینه بیشتر شغل وکار در کشور بیان کردند.
گفته میشود در این نمایشگاه دستآوردهای بیش از 50 مرکز آموزشی در 70 غرفه به نمایش گذاشته شده است.
................
نشست "كپي رايت، حقوق نویسندگان و ناشران افغانستان" در تهران برگزار شد
درحاشیه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران، نشستی تحت عنوان "كپي رايت، حقوق نویسندگان و ناشران افغانستان" نیز برگزار گردید.
به نقل از خبرگزاری بخدی، در این نشست که شماری از ناشران و فرهنگیان اشتراک ورزیده بودند، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان در ایران، گفت: "قانون اصول نامه علایم تجاري، اولينگام براي حمايت از حقوق مؤلفان وناشران در افغانستان است که به همین منظور افغانستان در سال 2002 عضو كميسيون بين المللي حمايت از حقوق مولفان و ناشران شد".
به گفتهی اسد الله امیری رایزن فرهنگی افغانستان در تهران، دولت افغانستان به هدف ارتقای صنعت چاپ و نشر قوانین کپی رایت وحقوق مؤلفان را آماده کرده است.
قوانین کپی رایت و حقوق مؤلفان وناشران طی سالهای 1387 و 1388 تهیه و تدوین گردید و بعد از آن، این قوانین به تصویب رسید.
قیمتگذاری معیاری
همچنان به نقل از خبرگزاری بخدی، دكتراجمل عازم، رييس اتحاديه ناشران افغانستان که در این نشست اشتراک کرده بود، ضمن تأکید بر نرخگذاری معیاری کتاب در افغانستان، گفت: "اتحاديهی ناشران افغانستان توانسته است روي جلد تمام كتابهاي چاپ افغاستان قيمتگذاری کند در حالی که پيش از آن اين گونه نبود".
به گفتهی وی یکی از مشکلات عمدهای که سر راه خرید کتاب در افغانستان وجود داشته نبود نرخگذاری معیاری کتابها است. قیمتگذاری کتابها معمولاً براساس سلیقههای شخصی و یا خواست نویسنده صورت میگیرد. این در حالیست که شمار زیادی از شهروندان به دلیل نداشتن توان اقتصادی قادر به خرید کتاب با نرخهای غیر معیاری نیستند.
نرخ گذاری معیاری میتواند به بالابردن کیفیت کتاب و نیز افزایش میزان فروش کتاب و در نتیجه به ارتقای فرهنگ کتابخوانی در افغانستان کمک نماید.
.................
نمایشگاه کتاب در کابل
به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی نمایشگاه کتاب در کابل برگزار میگردد.
این نمایشگاه از سوی ریاست انتشارات کتب بیهقی وزارت اطلاعات و فرهنگ به همكاري تعدادي از نهادهاي دولتي و ناشران آزاد برگزار میشود.
به گفتهی مسوولان این نمایشگاه هدف از راه اندازی آن، ترویج ورشد فرهنگ کتابخوانی در افغانستان میباشد.
همچنان مسوولان ریاست انتشارات بیهقی میگویند این نمایشگاه از 26 ثور تا اول جوزای 1391 خورشیدی در محوطه پارک تیمورشاهی کابل به روی علاقهمندان باز است.
.............
بازار قصه خوانی پشاور مشهورترین جایی برای چاپ کتاب است. نام آن برای همه آشنا است. حتا اگر پشت جلد قرآن شریف را هم ببینی نوشته است: قصه خوانی پشاور و... بیشتر کتابهای افغانستان در این بازار به چاپ میرسند. اگر سری به کتابفروشیهای کابل بزنیم قصه خوانی پشاور از دور پیداست. کاغذهای کاهی و زرد رنگ، سبک نوشتاری مشخص و درشتی خطوط از مشخصات بارز این بازار چاپ است. به گفتهی برخی از مسوولان مطابع، بیش از 97 درصد کتابهای افغانستان در پاکستان به چاپ میرسند. دلیلش هم روشن است؛ کیفیت پایین و نرخ ارزان! البته طی یکی دو سال اخیر کتابهای چاپ ایران نیز وارد افغانستان شدهاند. این کتابها از کیفیت خوبی برخوردارند. به گفتهی بسیاری از ناشران، کیفیت پایین چاپ به دلیل تقاضای مشتریان است. یکی از ناشران در کابل در گفتوگویی با ما اظهار داشت: "چاپ کتاب در پاکستان مانند شرکتهای دوازسازی در آن کشور است. یک دوای اصل اگر در کابل به 100 افغانی به فروش میرسد، در پاکستان به 10 کلدار ساخته میشود. چرا که شرکت مذکور 70 در صد کیفیت آن را پایین میآورد. بسیاری از شرکتهای پاکستانی سفارشهایی را از تاجران افغان میگیرند و تاجران برای این که بازار فروش خود را گرم بسازند، کیفیت پایین و نرخ ارزان را سفارش میدهند. به این دلیل دواها آن کیفیت لازم را ندارند. چاپ کتاب نیز این چنین است. ما برای این که مشتریانی خود را از دست ندهیم مجبوریم سفارشهای این چنینی را بپذیریم. کیفیت کاغذ را پایین آوریم و قیمت ارزان برایش بگذاریم تا مشتری کتاب را بخرد. "
این ناشر کابلی میگوید: "اگر مشتری از ما درخواست چاپ کتاب میکند؛ از او پرسان میکنیم که آیا چاپ پاکستانی را میخواهد، یا افغانی و یا ... ما براساس سفارش مشتری و قیمت مورد نظر وی، کتاب را چاپ میکنیم."
این گفته کاملاً صادق است. وقتی بازار کتاب را در کابل ببینیم، موضوع به خوبی روشن میشود. وضع چاپ در کشور نه تنها مطلوب نیست بلکه با نواقص بیشمار فنی نیز مواجه است. به صورت فشرده میتوان به این نواقص فنی اشاره کرد:
1. نبود زیبایی در طرح جلد: طرح جلد مهمترین موضوع در نشر و چاپ کتاب است؛ چه اینکه خواننده ازطریق طرح جلد سراغ متن را میگیرد. اگر طرح جلد زیبا طراح نشده باشد، اثر نیز خوانندهی اصلی خود را از دست میدهد. طرح جلدهایی که معمولاً برای کتابها زده میشوند، هیچگونه با قواعد فنی سازگاری ندارند. استفاده ازرنگهای غیر استندرد در جلد کتاب، نداشتن طرح مناسب، قطع غیر متناسب از جمله کاستیهای جلد کتاب به شمار میروند.
2. عدم رعایت قواعد فنی صفحه آرایی کتاب: صفحه آرایی کتاب نیز از دیگر فنون چاپ ونشر میباشد. در کشور ما صفحه آرایی براساس سلیقه انجام میشود. اصولی که باید در صفحه آرایی رعایت گردد، از سوی صفحه آرا نادیده گرفته میشود و هیچ توجه بدان صورت نمیگیرد. ترتیب صفحات شناسنامه، مقدمه، فهرست، تشکری، یادداشت ناشر و... ملحوظ نمیگردد.
3. نداشتن ویرایش یکدست: ویرایش نکته مهم دیگر در فن نشر و چاپ است. در کشورهای دیگر هر ناشری در ساختار اداری خود یک گروه ویرایش دارد. این گروه کتابهای رسیده را ویرایش میکنند و پس از ویرایش و تأیید آن از سوی نویسنده به نشر داده میشود. در کشور ما هیچ چاپخانهای ویرایشگر مخصوص ندارد. به همین دلیل است که کتابهای نشر شده با هزاران غلط تایپی و ویرایشی همراه میباشد. حتا این اشتباهها در کتب درسی مکاتب نیز مشاهده میشوند. اگر سری به این کتب بزنی، به وضاحت درخواهی یافت که نه تنها دارای اشتباههای املایی و نگارشیاند بلکه اشتباههای تایپی فراوان نیز دارند. روشن نیست که چرا نسبت به کتب درسی بیتوجهی صورت میگیرد؟ آیا ظرفیت لازم وجود ندارد و یا کم دقتی باعث این همه کاستیها شده است؟
همهی این موارد و موارد دیگر از این دست موجب شده اند تا کتابها کیفیت لازم را نداشته باشند. اما آن چه سبب میگردد تا چاپخانهها اقدام به نشر این گونه کتابها بنمایند اسباب دیگری است که به صورت فهروستوار اشاره میشود:
الف. نابسانی اقتصادی جامعه: افغانستان کشور فقیری است که بیشتر مردم آن از فقر رنج میبرند. این عامل در رکود فرهنگی نیز تأثیر نامطلوب داشته است. بسیاری از مردم توان خرید کتاب را ندارند. حتا قشر متوسط جامعه نیز از قدرت خرید کتاب به حد لزوم، عاجز میباشند. مشتریان کتاب معمولاً به سراغ کتابهایی میروند که قیمت پایینتری دارند. طبیعی است که چنین کتابهایی از کیفیت بالایی برخوردار نباشند. از اینرو کتابها نیز براساس توان خریداران به چاپ میرسند.
ب. نبود فرهنگ کتابخوانی: نبود فرهنگ کتابخوانی نیز بر چاپ و نشر کتابها تأثیر گذار بوده است. در جامعهای که فرهنگ کتابخوانی وجود نداشته باشد، خرید و فروش کتاب نیز محدود میباشد. صرفاً کتابهای مورد نیاز و مطابق به درخواست مشتریان وارد بازار میگردند و کتابهایی که خریداری کافی نداشته باشند هرگز وارد بازار کتاب نمیگردند. از اینرو کتابها در موضوعات مشخصی عرضه میشوند. این امر هم موضوع کتابها را محدود میسازد و هم سقف عرضه کتابها در حد پایین کاهش میدهد.
ج. عدم رواج فن کتاب آرایی: از دیگر عواملی که باعث پایین بودن کیفیت کتابها شده است، عدم فن کتاب آرایی به عنوان یک فن رایج است. هنوز جامعهی ما کتاب آرایی را به عنوان یک فن نشناخته است. از این جهت به این مسأله از سوی نویسندگان و ناشران کمتر توجه صورت میگیرد.
در یک کلام کتابهای افغانی دارای نواقص بیشماری است که نیازمند بررسی بیشتر ودقیقتر میباشد. و مهمترین عاملی که براین مسأله تأثیر گذار بوده عدم آشنایی جامعه و ناشران با فن کتاب آرایی و از طرف دیگر نبود امکانات اقتصادی خوانندگان میباشد. بنابراین اگر بخواهیم وضع چاپ و نشر از این حالت بیرون بیاید، باید راههای مناسب دیگری را جستوجو کنیم.
مطالب شمار۱۶ را می توانید در سایت سیمرغ نیز بخوانید:
http://simorghaf.com/
نقد ادبی از مهمترین موضوعاتی است که در ادبیات مطرح است. سابقهی آن به یونان باستان بر میگردد. "آریستوفانس" از نخستین منتقدان ادبی بود که بر نمایشنامه "غوکان" اثر "اوریپیدیس" شاعر تراژدی سرای یونان نقد هزل آمیز را نوشت. بعد از او افلاطون و ارسطو از بنیانگذاران واقعی نقد به شمار میروند. از آن زمان تا حال جریان نقد نویسی همچنان ادامه داشته و بخش بزرگی از ادبیات را تشکیل میدهد.
نقد نگاری در افغانستان سابقه زیاد طولانی ندارد. نخستین نمونههای نقد معاصر را میتوان به دوره محمود طرزی برگرداند. بعد از آن جسته وگریخته ادامه یافت. در دورهی حاضر نیز جایگاه قابل اعتنایی در ادبیات افغانستان ندارد. بسیاری از منتقدین مابدون آشنایی لازم با اصول نقد نگاری به نوشتن نقدهایی بر آثار ادبی میپردازند. این نقدها نمیتوانند خواننده واقعی خود را قانع بسازند. دلیل آن دور شدن نقد از اهداف اصلی خود است. اهداف اصلی نقد، امروز به فراموشی سپرده شده است. از اینرو ما کمتر با نقد خوب مواجهیم. این که اهداف نقد چیست، این نبشته در پی آن است. برای نقد اهداف چندی را ذکر کردهاند که به صورت عمده میتوان از این اهداف یاد کرد:
1. تجزیه وتحلیل اثر:اثر ادبی پس از آفرینش و نشر، از اختیار آفرینشگر بیرون میشود و در اختیار خواننده و منتقد قرار میگیرد. خواننده با خواندن اثر، معنای جدیدی برای آن میبخشد و منتقد با نگاه منتقدانهی خود آن را دوباره خوانی میکند. به عبارت دیگر هر اثر ادبی پس از نشر به تعداد خوانندهی خود، آفریده میشود. در این میان منتقد یکی از آفرینشگران است. منتقد ابتدا اثر را به اشکال مختلف تجزیه میکند و بعد با چینش جدید، آن را به متن در میآورد و خواندن جدید از آن ارایه میدهد. بنابراین تجزیه وتحلیل اثر، نخستین هدف منتقد است. اگر چند هدف غایی به حساب نمیآید اما یک هدف عمده هست.
2. برملا کردن عیبها وویژگیهای ممتاز اثر: در اینکه نقد چیست تعریفهای مختلفی ارایه شده است. بعضی آن را به جدا کردن سره و ناسره تعبیر کرده اند. برخی نیز به خوب و بد کردن اثر معنا نمودهاند. بعضی معتقدند که کار نقد افشا کردن عیب و برجستگیهای اثر است نه معنا و تفسیر متن. نقد به دنبال آن است تا به خواننده نشان دهد که این اثر از چه کاستیها و برجستگیهایی برخوردار میباشد. چنانچه عربعلی رضایی در کتاب "واژگان توصیفی ادبیات" مینویسد نقد عبارت از است از" تشخیص معایب و محاسن اثر ادبی و نیز هنر ارزیابی یا تحلیل آثار ادبی در پرتو دانش و ادب و نزاکت." یاعبدالحسین زرین کوب مینگارد: "نقد ادبی عبارت است از شناخت ارزش وبهای آثار ادبی وشرح و تفسیر آن به نحوی که معلوم شود نیک و بد آن آثار چیست ومنشأ آنها کدام است." در این باور، هدف منتقد ایجاد یک چراغ راهنما برای آفرینشگر و خواننده میباشد. در حقیقت هدف نهایی خود اثر نیست بلکه آفرینشگر و خوانندگان میباشد. منتقد میخواهد از این طریق راه را از چاه بنمایاند.
3. داوری وقضاوت: بعضی نقد را به داوری و قضاوت معنا کردهاند. براساس این نگاه نقد کاری جز داوری ندارد. یک منتقد همواره در پی آن است تا اثر را براساس مفروضات فکری خود به داوری بگیرد. آنچه در این بین مهم به نظر میرسد این است که این داوری باید مبتنی براصول علمی نقد باشد. اگر معیارهای نقد نویسی مورد دقت قرار نگیرد چه بسا ممکن است نقد از مسیر اصلی خود منحرف شود و به نوشتههای روز مره مانند گردد.
- شناسایی زیباییهای اثر:جوهرهی ادبیات را زیبایی و وجه هنری آن میسازد. اگر زیبایی از اثر ادبی برگرفته شود، دیگر معنایی برای آن متصور نخواهد بود؛ چه اینکه تمام جلوهی ادبی یک اثر در زیبایی آن است. این زیبایی ممکن است ناشی از صناعات ادبی مثل تشبیه، استعاره، کنایه، و... باشد و ممکن است ناشی از تخیل شاعرانه وطبیعت. در هرصورت زیبایی ذاتی هنر است و هنر -که ادبیات نوعی از آن به شمار میرود- برپایهی همین زیبایی استوار میباشد. منتقد با نشان دادن این زیباییها به خواننده، او را به متن اصلی نزدیکتر میسازد. کمک منتقد به نویسنده از همین جهت است. منتقد در کنار نویسنده نشسته به شرح زیباییهای به کار رفته در اثر میپردازد. از این طریق میکوشد اثر ارج گذاری نماید و برکیفیت آن بیفزاید.
- معنا شناسی اثر: برخی معنا شناسی را اصل در نقد دانستهاند و گفتهاند، کار نقد شناسایی معناست. منتقد به دنبال آن است تا معنای مورد نظر شاعر و نویسنده را به دست آورد. سعی وی تنها در همین امر خلاصه میشود و کاری به ظاهر، الفاظ و تخیل ندارد و اگر هم به سراغ الفاظ و عناصر تخیل و زبان میرود به خاطر رسیدن به معنای واقعی است. اگرچند گفتهاند به دست آوردن معنای واقعی اثر هنری غیر ممکن است ولی با آن هم منتقد سعی میکند معنایی را که نزدیک به حقیقت شاعرانه باشد به دست دهد.
- التذاذ هنری: التذاذ هنری از دیگر اهداف نقد به شمار میرود. نقد در صدد است تا با کشف عناصر زیبایی شناسانه، فرم و موسیقی زمینهی التذاذ هنری را برای خواننده فراهم نماید. زیرا التذاذ هنری در کنار معنا از خواستهای اصلی هنرمند و آفرینشگر به حساب میآید. آفرینشگر در عین حال که میخواهد پیام خود را منتقل کند، میخواهد، آن را در جلوهی زیباتر بیاراید.
- روشن ساختن ساختار اثر: ممکن است هدف دیگر نقد نشان دادن شیوه کلام وساختار اثر باشد. ساختار اثر از پیچیدگی هنری بسیاری برخوردار است. منتقد با بازکردن این پیچیدگیها به نمایش ساختار میپردازد. هدف او از این کار، شناسایی زیباییهای زبانی وظاهری میباشد.
- توصیف اثر: گاهی نیز ممکن است هدف یک منتقد صرفاً توصیف اثر باشد. منتقد در پی آن نیست که زیباییها، معنا یا ساختار اثر نشان دهد بلکه در صدد است تا اثر را به اشکال مختلف توصیف نماید.
نتیجه
حال باتوجه به اهداف یاد شده، آنچه درنقد امروز در افغانستان شاهد آن هستیم این است که نقد امروز کمتر با اهداف یاد شده همکلامی میکند. نقد امروز نقد فارغ از اصول نقد بوده و بیشتر به سلایق فردی متکی میباشد. اندک است نقدی که بر اساس یکی از محورهای مذکور پدیدآمده باشد.
ادبیات چهگونه میتواند میان ملتهای مختلف همسویی ایجاد کند؟ این، این مهمترین پرسشی است که در برابر ادبیات ایستاده است؛ خصوصاً ادبیات اجتماعی. معمولاً جواب این پرسش نیز در "جامعه شناسی ادبیات" مطرح میگردد. بنابراین اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ ارایه نماییم، باید به سراغ رابطهی ادبیات و جامعه برویم. با روشن شدن این رابطه، نقش ادبیات در همگرایی ملتها نیز روشن میگردد.
وقتی به ریشههای ادبیات مراجعه میکنیم واضح میگردد که ادبیات بخشی از جامعه را تشکیل میدهد. چه اینکه جامعه تنها مردمان آن نیست بلکه مردم بعلاهی فرهنگ، رفتار، زبان و ادبیات آن است. زبان و ادبیات اساسیترین منبع احساسی، ذهنی و روانی جامعه به حساب میآید. از اینرو همزمان با پیدایی جامعه، ادبیات نیز ساختارمند و نظاممند گردیده است. جامعه در قالب ادبیات و هنر معنادارشده است. در حقیقت ادبیات هویت کلامی و صدای واقعی جامعه محسوب میگردد. جامعه را میتوان از طریق ادبیات آن بازشناخت. هویت جامعه از همین منظر قابل تعریف و تفسیر میباشد. بدین ترتیب در جامعهی چند فرهنگی، ما با ادبیات متفاوت و مختلف روبهرو میباشیم.
افغانستان نیز یکی جوامعی است که خرده فرهنگهای زیادی را در خود دارد. همین خرده فرهنگها ادبیات گوناگونی را خلق کردهاند. اکنون پرسشی که به وجود میآید این است که خرده فرهنگها تحت عوامل سیاسی و نظامهای حزبی با تفرقه و تضاد همراه گردیده است. تاریخ افغانستان به خوبی نشان میدهد که نظامهای سیاسی انحصارگرا تلاش کردهاند تا فرهنگهای مخالف را سرکوب و از میان بردارند. این تلاشها نه تنها به نتیجه نینجامیدهاند بلکه باعث بحرانهای متوالی نیز شدهاند. اکنون که این کشور در شرایط جدیدی قرار گرفته است، این سوال مطرح میشود که علیرغم چندصدایی فرهنگی، چهگونه میتوان به وحدت ملی و همگرایی ملی دست یافت؟ آیا میتوان از طریق ادبیات به این مهم دسترسی پیدا کرد؟
با اینکه ما با ادبیات متفاوت در جامعهی خود روبهرو میباشیم اما این تنوع ادبی در ذات خود هیچگاه عامل تنش نبوده و نیست. آنچه تنشافزایی میکند، عوامل بیرون از ادبیات است. ادبیات نوع زیبایی وحسانگیزی است که میتواند به وحدت و یکپارچکی جامعه کمک نماید. وقتی شاعر میسراید؛
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
اشاره به موضوع مهم ثبات و بیآزاری در جامعه دارد. شاعر در این شعر به جان واحد آدمی و نفس پاک انسانی اشاره دارد و گوشزد میکند که حتا نباید آدمی باعث اذیت و آزاری موری شود چه اینکه مور نیز موجودی از موجودات آن خالقی است که قابل ستایش و پرستش میباشد. بنابراین آدمی با مور در نفس و وجودخود همذاتی و همنوعی دارد. این همذاتی و شراکت وجودی، نقطه مشترکی است که انسان را از دیگرآزاری و خشونت منع میکند.
یا چنانچه شاعر دیگر همین معنا را چنین به قافیه میآورد:
من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد
در این نوع شعر نیز شاعر به مسألهی همنوعی و انسان دوستی اشاره میکند و انسانها را به نوعدوستی وهمدلی وهمصدایی دعوت میکند.
یا وقتی سعدی شاعر شیرین سخن ادب پارسی میسراید
تو کز مهنت دیگران بیغمی
نشایدکه نامت نهند آدمی
همین واقعیت را میخواهد بیان کند.
بدین ترتیب شعر و ادبیات در کل، همواره با صدای انسانی همراه بوده و آدمی را به نفس پاک خودش ارجاع داده است. در گذشته مضامینی چون انسان دوستی، وحدت و همدلی، میهن پرستی، کمک به همدیگر، و... جزو اساسیترین موضوعات ادبیات به شمار میرفت اما مع الاسف اکنون این اصول اساسی کمتر مورد نظر شاعران وادیبان ما میباشد. از اینرو نقش ادبیات در همگرایی نیز کمرنگ شده است و چهبسا باعث تشتت و نفاق نیز شده است. حال اگر ادبیات ما بخواهد به سمت همسویی وهمگرایی جامعه حرکت نماید، باید موضوعات مشترک از قبیل اخلاق، انسان، میهن، مدارا، تساهل و کثرتگرایی را در محور معنایی خود قرار دهد چنانچه اقبال فرماید:
قلب ما از هند و روم و شام نیست
مرز و بوم ما بجز اسلام نیست
مسلم استی دل به اقلیمی مبند
گم شو اندر جهان چون و چند
امثال وحِکَم
یکی مهمترین بخش یک فرهنگ، امثال و حِکَم آن است. امثال و حِکَم یک جامعه نقش مهمی در حیات و ماندگاری آن جامعه دارد. بسیاری از رفتارهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی یک جامعه را میتوان از ضرب المثلها و حِکَم آنها به دست آورد. امثال و حِکَم ابزاری برای شناخت بهتر یک فرهنگ محسوب میگردد. چه اینکه وقتی شخصی به کسی میگوید: "از آب گل آلود ماهی میگیرد"، معنایش این است که با انداختن تفرقه و نفاق و پیچده کردن اوضاع میخواهد به مقصود خود برسد. از این ضرب المثل، ما به درک رفتار اخلاقی جامعه میرسیم. رفتاری توأم با صداقت و راستی از جمله ارزشهایی است که این ضرب المثل بدان اشاره دارد. بنابراین، ضرب المثل، وسیلهی شناخت نیز هست. از اینرو اگر بخواهیم با فرهنگ مردم خود آشنا شویم باید با ضرب المثلهای آن نیز آشنا شویم. اضافه برآن، ضرب المثل از لحاظ ادبی ژانر خاصی به حساب میآید و در بلاغتِ بیان تأثیر ژگرفی دارد. زیرا ضرب المثل علاوه بر شیرینی و جذابیت و اثرگذاری آن، از ایجاز لفظی نیز برخوردار است. ضرب المثل درعین ایجاز، دارای معنای بلند و عمیق میباشد. مثلاً وقتی گفته میشود:"تا مار راست نشود، به سوراخ نرود"، این جمله در عین کوتاهی لفظی، از محتوای بسیار بلندی برخوردار است. ضرب المثل مورد استعال گستردهای نیز دارد. در موضوعات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی نیز قابل استفاده میباشد.
به هر ترتیب اهمیت ضرب المثل برهیچ کسی پوشیده نیست. برای درک بهتر آن، ضروری است تا در مورد چیستی و مشخصات آن نیز اشارهی کوتاهی داشته باشیم:
امثال
امثال لغت عربی و جمع مَثَل است. این لغت به معانی مختلفی استعمال شده است؛ مانند قصه، حکایت، افسانه، داستان مشهور، عبرت، پند، اندرز و... "احمد بهمنیار" مَثَل شناس ایرانی مَثَل را اینگونه تعریف کرده است:"مثل جملهای است مختصر،مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به واسطهی روانی الفاظ، روشنی معنا و لطافت ترکیب، بین عامه مشهور شده و آن را بدون تغییر یا تغییرات جزئی در محاورات خود به کار میبرند."
(خاوری محمد جواد، امثال و حکم مردم هزاره، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران 1380، به نقل از داستان نامه بهمنیار فرهنگ نوین، ص 10)
جواد خاوری در کتاب "امثال و حکم مردم هزاره"، به نقل از "لارد جان روسل" دانشمند اروپایی چنین نقل میکند: " مثل نتیجهی عقل یک جمع و نادره گویی یک فرد است." (همان)
ضرب المثل نیز از امثال و حِکَم مشتق شده است. ضرب المثل جزو فرهنگ شفاهی مردم میباشد. ضرب المثل را در زبان آلمانی spichworter، در یونانی paroemia، در زبان مجارستانی kozmondas، در لاتین proverbiur، در انگلیسی proerb، در زبان جاپانیkoto-waza ، در زبان هندیlokokti، در زبان ترکی atalar-sozu، در زبان سوئدیordsprak، در زبان اسپانیاییrefrau و در زبان گرجستان شرقی qudoza میگویند.
حِکَم
حِکَم جمع حِکَمت است و حکمت به معنای دلیل، برهان، صفت، عبرت، علامت، حدیث و روایت ذکر شده است. علی اکبر دهخدا حکمت را به عبارت فصیح، قصیر، حاوی قاعدهی طبیعی یا عقلی یا وضعی معنا کرده است.
برخی معتقدند که مَثَل وحِکَمت معنای واحد را دارند و یا به یک معنا استعمال میشوند چنانچه حسین بشیریه گوید:"امثال عبارت است از حِکَمت و تغییرات کنایی همراه با تجربه." اما شمار دیگر باورمنداند که میان آن دو تمایز گسترده موجود است؛ چنانچه استاد بهمنیار گوید: " قسمت عمدهای امثال هر زبان را کلمات قصار تشکیل میدهد. کلمات قصار بر دو قسماند: جملههایی که استعمال آنها بدون تغییر، یا با تغییر جزئی بین عامه رایج است، جزء امثالاند، و آن جملهها را که بین عامه مشهور نیستند، حِکَم مینامند." (عباسیان علی اکبر، فرهنگ سیاسی در امثال وحکم فارسی، چاپ اول، انتشارات اختران، تهران 1387، به نقل از آموزش دانش سیاسی حسین بشیریه، ص 29)
علی اکبر دهخدا نیز این تفاوت را مهم میشمارد و معتقد است که "مثل حِکَمت توده است."
به هرترتیب آنچه روشن است، این است که امثال و حِکَم ریشه در افکار و اندیشههای عامه دارد و نوع جهانبینی و طرز تفکر آنهارا بیان میکند.
مشخصات امثال وحِکَم
برای اینکه امثال و حِکَم از سایر جملههای ادیبانه متمایز گردد لازم است به صورت فهرستوار مشخصات آن را بربشماریم:
1. اندرزگویی: اندرز گویی و پند و نصیحت از ویژگیهای بارز ضرب المثلهاست. وقتی گفته میشود "هرچه کاشتی همان دِرَوی، بیانگر نوعی از نصیحت و پند اخلاقی است. یا مثل"تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز"، "چاهکن در چاهست"، "در کسی نزن به انگشت که میزندت به مشت، و... نمونههایی از این دست نشان میدهند که ضرب المثل با ارزشها و باورهای اخلاقی مردم بیشتر سر وکار دارد و برخاسته از روحیات اخلاقی عام میباشد.
2. ادیبانه بودن: حِکَمت مثلها تنها در معنا و محتوای آن نیست بلکه در بیان ادیبانهی آن نیز میباشد. چنانچه گویند: "هر حرف جایی و هر نکته مکانی دارد"، "صدا از یک دست برنمیآید"، "خشت اول گر نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج"، و... شمار زیادی از ضرب المثلهای دری را بیتهایی از شاعران بزرگ مثل سعدی، حافظ، مولوی و... تشکیل میدهند. مثل "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"، "بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند". این بیتها به مرور زمان تبدیل به ضرب المثل شدهاند. در میان آثار شاعران معاصر نیز میتوان نمونههایی از نوع ضرب المثل پیدا کرد مانند این بیت از محمد کاظم کاظمی: "هرکه پا بستهی خانه است بهل تا برود"، "سیب دندان زده را نذر ابوالفضل کنند"، و... ضرب المثل دارای تشبیهات و ترکیبات وصفی میباشند.
3. کوتاهی: یکی از مشخصات ادیبانه بودن ضرب المثلها ایجاز آنهاست. هیچ ضرب المثلی بیشتر از دو جمله یا یک بیت نمیباشد. اگر هم دیده شود بسیار نادر است. کوتاهی ضرب المثلها باعث زیبایی و جذابیت آنها شده است. اگر ضرب المثل از دو جمله بیشتر میبود هرگز در زبان مردم راه نمییافت.
4. فرازمانی و فرامکانی بودن: ضرب المثلها مختص به زمان و مکان نمیباشد. در هرجای دنیا قابل استفاده است و در هرزمان میتوان از آن کار گرفت. ضرب المثلها در تمام فرهنگهای جهان وجود دارد و گاه از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر سرایت میکند.
5. حِکَمت رایج: ضرب المثل را حِکَمت رایج خواندهاند، چرا که محدود به فرد خاصی نمیشود بلکه تمام تودههادر آن شریکند و در ساخت آن تمام مردم نقش دارند.
6. عدم اختصاص به گروه و طبقهی خاصی از جامعه: ضرب المثل به گروه و طبقهی خاصی مثل دانشمندان اختصاص ندارد بلکه همه افراد جامعه بالسویه میتوانند از آن سود ببرند.
7. جذابیت و گیرایی: ضرب المثلها به دلیل کوتاهی و محتوای حکیمانهای که دارند از جذابیت و گیرایی خاصی برخوردارند. به همین دلیل مبلغان و واعظان و نیز شعرا از آن سود میبرند و برای انتقال پیام خویش استفاده میکنند. استفاده از ضرب المثل در نوشتهها و داستانها نیز زیبایی و جذابیت میبخشد.
8. رسایی: از دیگر خصوصیات ضرب المثل رسایی آن است. اگر ضرب المثل رسایی نداشته باشد نمیتواند در دل شنونده بنشیند.
9. عام شدن به صورت تدریجی: ضرب المثلها به شکل تدریج وارد زبان مردم شدهاند. از وقتی که یک ضرب المثل از زبان گویندهی آن بیرون میشود، تاهنگامی که در زبان عام مردم جریان پیدا میکند، نیاز به زمان دارد. شاید دههاسال بگذرد تا یک جمله شکل ضرب المثل پیدا کند.
10. بیان کنندهی اخلاق و رفتارهای اجتماعی: از جمله مشخصات دیگر امثال و حِکَم این است که به نوعی از اخلاق و فتارهای اجتماعی مردم حکایت میکند.
11. چند وجهی بودن: یک ضرب المثل میتواند در موارد مختلف و جاهای بسیاری به کار گرفته شود. مثلا "تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز"، در همه جا قابل استفاده است. یا مانند "دزد از سایهاش میترسد".
جشنواره فلم های کوتاه در ولایت بلخ برگزار گردید.
این جشنواره همزمان با بهار طبیعت از سوی افغان فلم و ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ راه اندازی گردیده بود.
مسوولان برگزار کننده، هدف از راه اندازی این جشنواره را رشد و ترقی هنر در این ولایت و کشف استعدادهای جوان عنوان کردند.
گفته می شود در این جشنواره هفده فلم از هنرمندان و سینماگران ولایت بلخ نامزد گردیده بود که داوری آن را عبدالطیف احمدی رییس افغان فلم جوانشیر حیدری و صدیق برمك به عهده داشتند.
در نتیجه فلم های روشنگر، چشم و هفت سین مقام های برتر این جشنواره را حایز گردیدند.
در پایان برای برندگان جوایز و لوح تقدیر اهدا گردید.
کد خبر: 6
...................
مشاعره گل ارغوان در ولایت پروان
محفل مشاعره گل ارغوان در ولایت پروان برگزار گردید.
این محفل به مناسبت آغاز سال 1391 خورشیدی و میله عنعنوی گل ارغوان از سوی آمریت امور جوانان ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت پروان راه اندازی گردیده بود.
در این محفل شمار زیادی از شاعران و فرهنگیان اشتراک ورزیده بودند.
هدف از برگزاری این محفل تجلیل از سال نو خورشیدی و میله عنعنوی گل ارغوان، عنوان شده است.
همچنین به گفته ی مسولان و برگزارکنندگان این محفل، هدف از برگزاری آن، رشد شعر و ادب در میان جوانان و گسترش فرهنگ سرایش شعر در جامعه بوده است.
در این محفل ادبی كه از سوی ریاست اطلاعات و فرهنگ تدویر یافته بود، شماری از شاعران و فرهنگیان به خوانش آثار جدید در ارتباط به بهار پرداختند.
میله عنعنوی گل ارغوان همه ساله در ولایت پروان برگزار می گردد و شاعران و فرهنگیان با خوانش آثار شان، از بهار و طبیعت تجلیل می کنند.
کد خبر: 10
................
بی توجهی؛ عامل بی رونقی پژوهش های ادبی
شماری از پژوهش گران بی توجهی مسوولان را عامل اساسی در بی رونقی پژوهش های ادبی دانستند.
پژوهشگران این مطلب را در سیمینار ارزیابی تحقیق که در ولایت ننگرهار برگزار گردیده بود، عنوان داشتند.
این سیمینار از سوی انجمن ژورنالیستان و نویسندگان زون مشرقی درشهرجلال آباد راه اندازی گردیده بود.
نویسندگان و پژوهش گران اشتراک کننده در این سیمینار، بر لزوم توسعه ی تحقیق و فرهنگ پژوهش در کشور تأکید کردند.
پژوهش گران در مقالاتی که در این سیمینار ارایه کردند، عامل عمده و اساسی کمرنگی فرهنگ پژوهش را بی توجهی مسولان دانسته و گفتند؛ اگر دولت دراین مسأله توجه نماید، بسیار از مشکلات حل خواهد شد.
همچنین در این سیمینار از دولت خواسته شد تا نسبت به توسعه تحقیق و حمایت از پژوهش گران توجه بیش تری نشان دهند.
کد خبر: 9
................
M_jafari1377@YAHOO.COM
هفته نامه ادبی فرهنگی سیمرغ جشنواره ادبی نوروز را روز پنج شنبه با اشتراک شاعران و ادیبان از ولایات مختلف افغانستان در کابل برگزار کرد. دراین جشنواره از اهل قلم افغانستان تقدیر به عمل آمد.
در این جشنواره فعالان عرصه ادب و فرهنگ به ریشه های تاریخی نوروز پرداختند و شاعران شعرهایی در باب بهار و نوروز خواندند.
اعظم رهنورد زریاب، نویسنده و پژوهشگرصاحب نام افغانستان به سابقه تاریخی نوروز در حوزه تمدنی زبان فارسی پرداخت و گفت شاعرانی مانند فردوسی، ابوریحان بیرونی و عمر خیام به این باور اند که آغازگر جشن نوروز جمشید فرهمند، فرمانروای پیشدادیان بوده است.
آقای زریاب گفت هنوز تاریخ دقیق نوروز مشخص نیست: «از آنجا که استوره ها خود بی زمان و گاهی هم بی مکانند از این رو یک بار دیگر آغاز و آغازگر جشن نوروز در تاریکی و غبار زمان گم می شود و ناپدید می گردد و ما بازهم به این پرسش که جشن نوروز از چی هنگامی آغاز شده است پاسخ پذیرفتنی نمی یابیم.»
زریاب گفت شاهان سامانی، خلفای عباسی در بغداد، شاهان غزنوی در غزنه، قبطیان مصر، سلاطین عثمانی در ترکیه، تیموریان هرات و بابریان در دهلی جشن نوروز را با شکوه و جلال زیادی برگزار می کردند.
تالاری که در آن جشنواره نوروزی برگزار شده بود با تابلوهای اشعار شاعران در باب این روز مزین گردیده بود.
اعظم رهنورد زریاب و محب بارش نویسندگان افغانستان
شاعران جوان افغان در شعرهای شان سال جدید را سالی پر از برکت خواندند و بارندگی های زمستان و بهار را برای شادابی و سرسبزی افغانستان به فال نیک گرفتند.
رضا رضایی خواننده جوان افغان که اخیرا مقام اول ستاره افغان را کسب کرد نیز در این محفل آهنگ هایی با دمبوره اجرا کرد و حال و هوای خاصی به جشنواره نوروز بخشید.
مخالفان و موافقان نوروز
با آنکه جشن نوروز همه ساله با شکوه خاصی در شهر مزار شریف و سایر شهرها و ولایات افغانستان برگزار می شود اما این جشن مخالفانی نیز دارد.
شماری از علمای دینی به این عقیده اند که چون نوروز ریشه مذهبی ندارد بنا برنباید ازاین روز با این گستردگی تجلیل شود.
جشن نوروز در پنج سالی که طالبان بر افغانستان تسلط داشت برگزار نشد، این گروه به شدت با محافل نوروزی مخالف بود و مانع تجلیل از این روز می شد.
اما آقای زریاب گفت با وجود مخالفت هایی که در حال حاضر با جشن نوروز و جود دارد و گفته می شود که این جشن در اسلام پیشنه ای ندارد ولی در زمان خلفای عباسی شاعران عرب زبان شعرهایی را با زبان فارسی در باب نوروز سروده اند: «نکته دل انگیز این است که از سخن سرایان عرب در ستایش نوروز سروده هایی برجا مانده اند و این سخن پردازان کوشیده اند که در این سروده های شان جمله ها، ترکیب ها و واژه های فارسی را فراوان به کار ببرند.»
به باور فرهنگیان افغان، جشن نوروز پیشینه سه هزار ساله دارد. آنها می گویند فلسفه نوروز بزرگداشت از طبیعت، تجلیل از زندگی، تجلیل از ارزش های انسانی به خاطر تحول در جان آدمی، بزرگداشت از نوزایی و شکوفایی طبیعت می باشد.
گزارشگر: حسین سیرت
ویراستار: سیدروح الله یاسر
منبع: دویچوله
امروز پنج شنبه دهم حمل، جشنواره ادبی سیمرغ پیرامون نوروز، در کابل برگزار گردید. سخنرانان هر یک پیرامون اهمیت نوروز به عنوان یک فرهنگ تاریخی-دینی و تاریخچه آن به صحبت پرداختند.
محمود جعفری؛ مسئول برگزاری جشنواره سیمرغ و یکی از شاعران و نویسندگان کشور در این مراسم گفت:”نوروز یک روز فرهنگی در تاریخ چندین ساله کشورهای بزرگی مانند افغانستان، ایران، تاجیکستان و… است که پیوند ناگسستنی در رگ و خون شهروندان این کشورها دارد.”
جعفری هدف از برگزاری جشنواره سیمرغ را کشف استعدادهای جوانان، اطلاع حاصل کردن از تاریخ و فرهنگ و ایجاد رابطه میان هنر و ادبیات دانست و افزود:”ما کوشش می کنیم که با راه انداختن چنین همایش های علمی-فرهنگی یک پیام صلح را برای مردم افغانستان بدهیم و از این طریق بتوانیم مردم افغانستان را به وحدت ملی و برادری دعوت نماییم.”
اعظم رهنورد زریاب؛ نویسنده و منتقد ادبی نیز یکی دیگر از سخنرانان این محفل بود که پیرامون تاریخچه نوروز به صحبت پرداخت.
زریاب نوروز را یک فرهنگ خواند که در سابق، در حدود یکماه تجلیل می شد؛ ولی حالا به چندروز مختصر شده است. به باور این منتقد ادبی، آغاز نوروز و یا روزی که از آن روز به بعد، مردم به تجلیل آن به عنوان یک روز خوشی پرداخته اند نامعلوم است.
او تاکید کرد:”وقتی که شاعران و نویسندگان نتوانستند روز آغازین نوروز را به صورت دقیق بیابند؛ بنابراین به اسطوره گرایی پرداختند که نتیجه آن اسطوره گرایی، آغاز این روز (نوروز) را به جمشید؛ پادشاه فرهمند رجعت دادند که بنیانگذار نوروز شناخته شد.”
اما زریاب، استدلال می کند که نوروز به عنوان یک روز تاریخی و فرهنگی در تمام دوره های تاریخی در یک حوزه بزرگ امپراتوری های کلان مانند خلفای عباسی در بغداد، عثمانی در ترکیه، شاهان سامانی، قبطیان مصری در مصر و ده ها جای دیگر مورد تجلیل قرار می گرفت؛ بنابراین می شود گفت که نوروز یک نماد فرهنگی-تاریخی ساحه وسیعی را در زمان های سابق احتوا می کرده است.
همچنین در این محفل ادبی شاعران جوانی از سراسر کشور هریک شعرهای شان را در وصف نوروز خواندند و محفل را رنگ و رونق ادبی بخشیدند.
در اخیر این محفل برای بهترین شاعر و داستان نویسان مدال و تحفه، از سوی مدیران جشنواره سیمرغ اعطا گردید که بهترین جایزه شعر را عنایت الله و جایزه بهترین داستان نویس را سهراب سروش غیبی از ولایت بلخ از آن خود کردند.
آدینه وند؛ مسئول بخش پیام رایزنی فرهنگی ایران در کابل نیز پیام رایزن فرهنگی سفارت ایران در کابل را قرئت کرد.
در پیام یادشده مسئول فرهنگی سفارت ایران در کابل، نوروز را برای همه مردم افغانستان تبریک گفته و آن را یک جشن فرهنگی-تاریخی میان ملت های بزرگ ایران، افغانستان، تاجیکستان و سایر کشورهای حوزه آسیا توصیف کرده و بر پاسداشت و زنده نگهداشتن آن تاکید کرده بود.
منبع: سایت جمهور نیوز
جمعه ١١ حمل ١٣٩١ ساعت ١٢:٤٠
جشنواره ادبی سیمرغ که چندی پیش از سوی موسسه فرهنگی دُر دری و نشریه سیمرغ به راه افتاده بود، روز گذشته در کابل با اعلام نام برندگان این جشنواره به پایان رسید.
عنایت شهیر در بخش شعر و سهراب سروش غیبی در بخش داستان، که هر دو از ساکنان بلخ هستند؛ به عنوان برندگان جایزه اول جشنواره سیمرغ شناخته شدند.
جشنواره ادبی سیمرغ به هدف شناسایی چهره های برتر شعر و داستان کشور راندازی شده است
موسی ابراهیمی و عاقله شریفی شاعرانی از کابل، مقام های دوم و سوم بخش شعر این جشنواره را به دست آوردند.
سکینه محمدی و جعفر عزیزی نیز به عنوان برندگان رده های دوم و سوم داستان شناخته شدند.
مسوولان برگزار کننده می گویند که جشنواره نوروزی سیمرغ به پاس "جشن بزرگ پارسیان نوروز" به راه افتاده است.
این جشنواره روز گذشته (پنجشنبه) در کابل با تدویر همایش ادبی - فرهنگی، که در آن شمار زیادی از فرهنگیان، نویسندگان و هواداران شعر و داستان حضور داشتند، پایان یافت.
مسوولان برگزار کننده می گویند که جشنواره نوروزی سیمرغ به پاس "جشن بزرگ پارسیان نوروز" به راه افتاده است.
شاعران و داستان نویسان اثرهای ادبی شان را به این جشنواره فرستاده و داوران از میان ده ها نویسنده، برنده مقام های برتر را شناسایی کردند.
جشنواره سیمرغ؛ استعداد شناسی ادبی
به گفته محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ، این جشنواره ها جوانان را تشویق می کند تا بیشتر و خوبتر بنویسند تا از این طریق استعدادهای ناب در میان جوانان نویسنده و قلم بدست شناسایی شود.
محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ می گوید که این جشنواره ها جوانان را تشویق می کند تا بیشتر و خوبتر بنویسند تا از این طریق استعدادهای ناب در میان جوانان نویسنده و قلم بدست شناسایی شود
رایزن فرهنگی ایران مقیم افغانستان در پیامی، جشنواره نوروزی سیمرغ را عامل نزدیکی فرهنگیان کشورهای همزبان دانسته است.
رهنورد زریاب داستان نویس و منتقد ادبی، در جشن نوروزی سیمرغ سخنرانی کرد و گفت که نوروز، کشورهای منطقه را با هم یکجا می کند.
زریاب افزود:" جشن نوروز یک رویداد تقویمی نه بلکه یک رویداد دل انگیز طبیعی است که از سال ها به این سو توسط پارسیان تجلیل می شود."
محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ، خوشبین است تا برگزاری این جشنواره ها زمینه فعالیت بیشتر فرهنگی در کشور را فراهم کند
به گفته زریاب، سال ها پیش از امروز، به پاس فرارسیدن بهار و نوروز، نزدیک به یک ماه جشن و پایکوبی می شد اما در سال های پسین، اندک اندک از رونق جشن نوروزی کاسته شده است.
چندی پیش، فرهنگیان افغانستانی جشنواره "قند پارسی" را در تهران برگزار کرده و از "کارکردها و دست نبشته های" شماری از داستان نویسان و شاعران جوان تقدیر کردند.
الیاس یورش – کابل
خبرگزاری بخدی
جشنواره ی نوروزی سیمرغ
جشنواره نوروزی سیمرغ برگزار می گردد. این جشنواره به تاریخ ۱۰ حمل ۱۳۹۱ از ساعت ۱و ۳۰ تا ۳ و ۳۰ در هوتل کابل دوبی برگزار می شود.
در این محفل استاد رهنورد زریاب سخنرانی خواهد کرد و شاعران جوان به شعر خوانی خواهند پرداخت. همچنین کسانی که در مسابقه ادبی سیمرغ برنده شناخته شده اند جوایز خود را دریافت خواهند کرد. در پایان موسیقی محلی شادمانی بیشتری به اشتراک کنندگان خواهد بخشید.
علاقه مندان می توانند با اشتراک در این محفل لحظه ای شاد باشند.
نوروز فرا میرسد. یکی از رسمهایی که در نوروز صورت میگیرد خانه تکانی است. با خانه تکانی مردم آمادگی برای فصل جدید و سال جدید را میگیرند. اما باید دید دولت برای سال جدید چه آمادگیهایی را گرفته است. پارلمان به عنوان خانهی ملت میخواهد چگونه وارد سال نو خورشیدی شود؟ این سؤال شاید در ذهن اکثریت مردم وجود داشته باشد که تصمیم دولت برای بهبود وضعیت مردم افغانستان در سال جدید چیست؟ حکومت چه برنامههایی را برای سال نو دارد؟ پاسخ به این سؤال مشکل به نظر میرسد لیکن سؤال دیگری که میتواند در اینجا برای آن پاسخی را جستوجو کرد این است که دولت در سال گذشته چه کارکردی از خود نشان داده است تا روشن شود که سال آینده برای مردم افغانستان چگونه سالی خواهد بود؟
برای ارزیابی این موضوع لازم است نگاه کلی به کارکرد دولت (قوه مقننه، قوه اجرائیه و قوهی قضائیه) در سال گذشته داشته باشیم. برای این منظور ضرورت است آن را به بخشهای زیر تقسیم نموده و به صورت فشرده ارزیابی نماییم:
امنیت
امنیت یکی از مهمترین چالشهای دولت در سال گذشته به شمار میآید. تحلیلگران سال گذشته را از این منظر خونینترین سال خواندهاند. در این سال استاد ربانی رییس شورای عالی صلح توسط فرد انتحاری مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید. همچنان تعداد بیش از پنجاه تن عزادار در یک حملهی انتحاری در کابل جام شهادت نوشیدند. حدود بیش از چهارصد زندانی از زندان قندهار با کندن یک تونل زیر زمینی از دست نیروهای دولتی فرار کردند. علاوه بر آن، احمد ولی کرزی برادر رییس جمهور کرزی، جنرال داوود داوود، جواد ضحاک و... توسط مخالفان مسلح کشته شدند. همهی این موارد و موارد دیگر از قبیل انتحار، انفجار، ترور، اختطاف، حملات تهاجمی مانند حمله به هوتل انتر کانتنینتال و... نشان از وضعیت بیثبات جامعه در سال گذشته دارند. این چالش همواره باعث شده است تا افغانستان نتواند به بازسازی و رفاه اجتماعی بیندیشد. دولت افغانستان برای مقابله با ناامنی در کشور، دست به راه اندازی سه پروسه کلان زد:
الف. انتقال مسوولیتهای امنیتی: از جمله مسایلی که همواره مخالفان مدعی آن بودند خروج نیروهای بیگانه از افغانستان بود. دولت برای اینکه بتواند ثبات را در افغانستان برقرار سازد موضوع انتقال مسوولیتهای امنیتی را مطرح ساخت. طبق این طرح باید نیروهای خارجی تا سال 1014 افغانستان را ترک کنند. این طرح که با استقبال نیروهای بین المللی مواجه شد، نخست در 26 سرطان از بامیان آغاز گردید و سپس در ولایتهای دیگر نیز جریان یافت.
ب. مذاکره با طالبان: طرح مذاکره با طالبان اگرچند از مدتها پیش وجود داشت اما با ازیاد حملات آنها از یکسو و ترور استاد ربانی و شروع پروسهی انتقال از جانب دیگر، به اوج خود رسید و گفتوگوها سرعت بیشتری پیدا کرد و تاکنون نیز جریان دارد. در همین راستا دولت امریکا و طالبان به شکل پنهانی باهم مذاکره و گفتوگو کردند و این گفتوگوها منجر به ایجاد دفتر طالبان در قطر گردید که در آغاز از سوی افغانستان مورد انتقاد قرار گرفت. بعداً افغانستان از آن -به شرط به دست گرفتن رهبری مذاکره- حمایت نمود. این روند هنوز به نتیجهی مطلوب نرسیده و به عنوان یک چالش جدی بر سر راه دولت باقی مانده است.
ج. کنفرانسهای ملی و بین المللی: دولت افغانستان برای ایجاد بیستر مناسب جهت ثبات سازی جامعه، نشستهای مختلفی را در داخل وخارج از کشور برگزار کرد. برگزاری جرگهی عنعنوی در کابل، نشست استانبول، کنفرانس بن 2 و نشست سه جانبه در پاکستان از جمله تلاشهای دولت در این راستا به حساب میآید.
اقتصاد
در حوزهی اقتصادی تلاشهای خوبی صورت گرفت. این تلاشها از دست آوردهای بزرگ دولت و حکومت در سال 1390 به شمار میروند. چیزی که میتواند افغانستان را امیدوار به آیندهی بهتر بسازد همین تلاشهای اقتصادی است. حکومت افغانستان به تاریخ هفت جدی قرارداد استخراج نفت آمودریا را با یک شرکت دولتی چینی امضا نمود و در ادامه معدن آهن حاجیگک و استخراج نفت شمال را به داوطلبی گذاشت.
فرهنگ
در حوزهی فرهنگی کارکرد قابل توجهی به نظر نمیرسد جز این که بگوییم وزارت معارف با ساختن دهها مکتب توانسته است زمینهی بهتر وبیشتری را برای جذب دانشآموزان کشور فراهم نماید. اما سوختاندن مکاتب در چند ولایت افغانستان از سوی افراد و گروه طالبان و مسدود شدن دهها مکتب از جمله چالشهای این وزارت درگذشته بوده است.
روابط بین الملل
در سطح کلان بین المللی، افغانستان دست به اقدامامت مؤثری زده است از آن جمله میتوان به پیمان استراتیژیک میان افغانستان و چندین کشور آسیایی و اروپایی اشاره کرد. عقد چنین پیمانهایی سپردفاعی افغانستان را تقویت کرده و شخصیت بین المللی آن را عظمت و وقار بیشتری بخشیده است. افغانستان در سال گذشته توانست روابط خوبی را با همسایگان خود بر قرار نماید و به تعمیق روابط خود با کشورهای دیگر بپردازد. تضمین برخی از کشورها برای حمایت نظامی، سیاسی و اقتصادی از افغانستان میتواند این کشور را در جایگاه مناسبتری قرار دهد. اما آنچه در این میان قابل تأمل است رابطهی افغانستان با کشور همسایه پاکستان است که همواره دچار فراز وفرود بوده است. تااکنون این دو کشور نتوانستهاند روابط خود را عادی و تلطیف نمایند. هنوز جوّ بیاعتمادی روابط این دو کشور را تهدید میکند.
به طور کلی افغانستان در سال گذشته با چالشهای جدی چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی مواجه بوده است. این چالشها را میتوان بیشتر در بعد امنیتی خلاصه کرد. اما باوجود این چالشها دست آوردهایی نیز در سطح اقتصادی و روابط خارجی خود داشته است.
ضرورتهای آینده
با توجه به سال گذشته میتوان چشمانداز سال آتی را نیز تعیین نمود. آنچه میتواند به عنوان اولویتهای آینده برای دولت افغانستان مورد مطالعه قرار گیرد امنیت داخلی، مبارزه با فقر و بیکاری، توسعهی زراعت و اقتصاد داخلی، فعال ساختن منابع زیر زمینی، ایجاد اعتماد میان قوای ثلاثه، توجه به بهسازی و رشد فرهنگ ومعارف، رفاه اجتماعی، ایجاد همگرایی ملی، تقویت نهاد مدنی و حکومت داری خوب است. به نظر میرسد با این رویکردها میتوان به آیندهی بهتری افغانستان امیدوار بود.
رییس جدید آی اس آی معرفی شد. براساس گزار شها جنرال ظهیر الدین الاسلام به حیث رییس جدید آی اس آی از سوی صدر اعظم پاکستان تعیین گردیده است. پیش از او احمد شجاع پادشا در این سمت کار میکرد. قرار است که ظهیر الدین الاسلام در 18 مارچ سال جاری میلادی رسماً کار خود را در این سمت آغاز نماید.
تعیین رییس جدید آی اس آی میتواند یک تحول در سیاست داخلی و خارجی پاکستان به حساب آید. چه این که این تغییر در مهمترین نهاد امنیتی پاکستان، در شرایط خاصی صورت میگیرد؛ از یکسو اختلافات داخلی احزاب سیاسی در پاکستان اوج گرفته است و از سوی دیگر مقام بلند رتبهی آن کشور (آصف علی زرداری) متهم به فساد مالی میباشد از سوی محکمه تحت فشار شدید قرار دارد و همینگونه یوسف رضا گیلانی صدر اعظم آن کشور به دلیل عدم تعقیب پروندهی زرداری در محکمه ونقض قانون، از سوی نهاد قضایی آن کشور، مورد اتهام قرار گرفته است و از جانبی نیز فشارهای بین المللی بر آن کشور در جهت مبارزه با تروریزم همچنان ادامه دارد؛ همهی اینها نشانگر شرایط دشوار برای حکومت مرکزی آن کشور به حساب میآید. و از طرف دیگر آی اس آی، با قدرتترین بازوی حکومت و تأثیر گذارترین نهاد امنیتی و سیاسی است که در تغییر نوع نظام سیاسی پاکستان نقش اساسی داشته و دارد. از اینرو میتوان اذعان کرد که تغییر در ریاست چنین نهاد مهم، میتواند چشمانداز تحولات بعدی را به نمایش بگذارد.
حال باید دید که این مقام جدید استخبارات پاکستان چه دستآورد داخلی و خارجی برای پاکستان خواهد داشت. برای روشن شدن این موضوع، ضرور است به پیشینهی کارکرد جنرال ظهیر الدین الاسلام نیز توجه صورت گیرد. براساس گزارشها، ظهیر الدین الاسلام در یک خانوادهی نظامی تربیت یافته و در پستهای مهم امنیتی از جمله قوماندانی اردو در شهر کراچی کار کرده است. این میرساند که وی از تجربهی کافی برای این پست برخوردار است. اما سؤال مهم در اینجاست که چه ویژگی شخصیتی باعث شده است تا وی از سوی صدر اعظم پاکستان به این مقام منصوب گردد؟ و چه چیز سبب شد تا احمد شجاع پادشا از این سمت کنار برود؟
به نظر میرسد چند امر در این مسأله دخالت داشته است:
نخست این که قدرتمند شدن و استقلال نهاد امنیتی میتوانست به زیان رییس جمهور و صدر اعظم پاکستان تمام شود. چه اینکه این دو مقام دولتی از سوی نهاد قضایی آن کشور تحت اتهام و فشار قرار دارند. قدرت یافتن دستگاه استخباراتی و یاقرار گرفتن در جانب مخالفِ مقامات عالی رتبهی پاکستان، امکان هرج و مرج را بیشتر از پیش تشدید میکرد و در نتیجه باعث خلع قدرت از رییس جمهور و یا صدر اعظم میگردید. از اینرو به نظر میرسد این اقدام صدر اعظم پاکستان در جهت حفظ کنترول این نهاد و کاهش قدرت آن و یا جلوگیری از نفوذ مخالفان در داخل دستگاه امنیتی صورت گرفته باشد.
علاوه براین، سیاست خارجی پاکستان از طریق همین دستگاه استخباراتی تعیین میگردد و این نهاد نقش اساسی را در تعاملات بین المللی آن کشور دارد. روابط پاکستان با کشورهای خارجی وهمینگونه نقش آی اس آی در روند مذاکره با طالبان و ایجاد بسترهای صلح در افغانستان میتواند پس منظر واقعی این تغییر در نهاد امنیتی پاکستان به شمار رود. زیرا یکی از مهمترین موضوعاتی که در روابط آن کشور با ممالک خارجی مطرح است، مسأله صلح در افغانستان و مذاکره با طالبان است. علیرغم سخنان ضد و نقیض مقامات پاکستان مبنی بر مذاکره با طالبان، اکنون این امکان بیشتر تقویت شده است تا مقامهای پاکستانی زمینه را برای گفتوگوی مستقیم دولت افغانستان با طالبان فراهم نماید. زیرا یکی از احتمالاتی که میتواند بر تعیین ریاست جدید آی اس آی تأثیر داشته باشد، نفوذ این مقام امنیتی جدید در گروه طالبان است. برخی از تحلیلگران معتقدند که ظهیر الدین الاسلام نقش قابل توجهی در امر مذاکره با طالبان دارد و میتواند روند مذاکره را به خوبی رهبری نماید.
بنابراین، آنچه برای ما مهم است این است که باید ببینیم که این مقام جدید چگونه میتواند در امر صلح در افغانستان نقش آفرینی نماید. آیا مثل دیگر رؤسای استخبارات پاکستان از سیاست دوگانه استفاده میکند و یا به صورت شفاف وارد عمل شده، به روند مذاکره وصلح کمک مینماید؟ باید منتظر ماند و دید که وی در این پست مهم خود، افغانستان را با چه چشماندازی بررسی میکند؟ آیا هنوز افغانستان را به حیث عمق استراتیژیک پاکستان میبیند ویا مسایل دیگری را چون رقابت تسلیحاتی با هند اساس سیاست خارجی کشورش به حساب میآورد؟
simorghweekly@yahoo.com
آموزش دورهی پایه، از اساسیترین دوران مکتب و آموزش به حساب میآید. در این دوران دانش آموزان مهمترین مسایل علمی را فرا میگیرند. هرچه برای آنها در این دوران گفته شود، همان را در لوح ذهن خود حفظ میکنند. مبنای این فرا گیری بیشتر تقلید است. آنها با استدلال و منطق سرو کاری ندارند. فقط به آنچه برای آنها آموخته میشود، همان را آموزند. از این جهت در دورهی آغازین مکتب، دانش آموزان از طریق عکس و تصویر با زبان نوشتاری آشنا میشوند. به این دلیل این دوره را دوره پایه نامیدهاند.
بنابر این مهمترین مسأله در این دوره، تعلیم درست و مفید برای دانش آموزان است. در این دوره معلم وظیفهی سختی را برعهده دارد. یک معلم باید با مسایل تعلیمی و تربیتی اطفال به خوبی آشنایی داشته باشد. روان و ذهن کودک را بتواند به خوبی درک کند. با نیازهای ذهنی آنها آشنایی داشته باشد. و چون اطفال در یک صنف از استعدادهای متفاوت برخورداراند و از خانوادههای مختلف میباشند، باید معلم با هرکدام مطابق روان و محیط آنها برخورد نماید. از اینرو وظیفه معلم را، وظیفه پدری خواندهاند و ارزش معلم نیز به دلیل همین حساسیتهای تعلیمی و وظایف سختی که دارد، به اندازهی ارزش پدر در خانواده بالا رفته است. چرا که وظیفهی معلم، تربیت یک نسل و ایجاد پایههای فکری جامعه است و هرنوع رفتار او میتواند باعث ترقی و یا انحراف جامعه گردد.
تعلیم دانش آموزان از یکسو بستگی به رفتار و عملکرد معلم دارد و ازسوی دیگر وابسته به متنی است که برای آنها تدریس میشود. از اینرو نقش کتاب نیز در تعلیم و تربیت یک شاگرد کمتر از نقش یک معلم نمیباشد. کتاب در حقیقت مشق واقعی برای یک شاگرد به حساب میآید. همین کتابهایند که به دانش آموزان چگونگی زندگی را میآموزند و آنها را نسبت به جهان وعلوم مختلف آشنا میسازند.
با این پیشفرض باید گفت؛ کتب تعلیمی افغانستان از این جهت نیازمند مطالعهی مجدد و بررسی دقیق و همه جانبه میباشد. تا جایی که نگارنده به این کتابها سر زده است، بسیاری از کاستیها را نیز یافته است. این کاستیها محدود به موضوعات شامل در کتابها نمیشوند بلکه نحوهی صفحه آرایی و ویرایش متنها را نیز دربر میگیرد. نگارنده در یکی از مقالات چاپ شده در همین روزنامه به صورت مفصل به مسایل ویرایشی کتابهای درسی پرداخته بود ولی در اینجا یکبار دیگر این مسأله را یادآورد میشود چرا که در یکی از کتابهای درسی مکاتب حتا عنوان کتاب اشتباه چاپ شده است. مثلا در روی جلد کتاب صنف پنجم چاپ سال 1390نوشته شده است: "دروس اجمتاعی". این اشتباه بزرگ معلوم نیست چگونه از چشم ویراستاران و ناظران امور چاپ وزارت معارف پنهان مانده است؟ چطور در یک عنوان کتاب درسی مکاتب اشتباهی به این بزرگی نادیده گرفته میشود. این درحالیست که میلیونها دالر صرف چاپ و ویرایش کتابهای درسی شده است. باید دید مقصر اصلی این واقعه چه کسی میتواند باشد و مسوولیتِ صرف این همه هزینهی هنگفت در چاپ این کتاب را کی برعهده دارد؟ راستی چرا مسوولان امور با مسوولیت کامل برخورد نمیکنند؟ آیا اگر این مسأله در یک کشور دیگری اتفاق میافتاد حکومت آن کشور چه عکس العملی نشان میداد و مردم آن مملکت چگونه از خود واکنش نشان میدادند. اما در افغانستان نه حکومت این موضوع را جدی تلقی میکند ونه مردم نسبت به آن از خود عکس العمل نشان میدهند. این میرساند که حساسیت مردم نسبت به مسایل حیاتی نظیر این مسأله بسیار پایین است. و حکومت نیز قاطعیت لازم را در جهت اجرای وظایف خود ندارد. حتا گاه این مسایل انسان را به شک میاندازد و این ظن بیشتر تقویت میشود که ممکن است این کار جنبهی عمدی نیز داشته باشد! چنانچه در مسألهی کتاب زبان و ادبیات دری صنف یازدهم به صورت عمدی نوشته شده است: "زبان دوم". راستی روی چه معیار قانونی دست به چنین تحرکاتی زده میشود که باعث نفاق اجتماعی و تخریش اذهان عامه میگردد؟ ما در شرایطی قرار داریم که باید دستهم را گرفته این سنگ کج را رست نماییم و این بار را به منزل برسانیم، ولی مع الاسف دستهای پیدا و پنهان، به کارهای اقدام میکنند که باعث بحران اجتماعی در کشور میشود. شبیه این مسأله را میتوان در تغییر نام برخی از مکاتب جستوجو کرد. تغییر نام مکاتب باید منطبق با تصمیم دولت و ارادهی جمعی مردم و فرهنگیان کشور باشد نه براساس سلیقه و ذوق فلان رییس یا وزیر! حتی در برخی ولایت بعضی از مسوولانِ زورآور اقدام به تغییر نام مکاتب و دانشگاه کرده بود. خوب! این حرکتهای انحرافی چه میتواند دست آوردی داشته باشد؟ مشخص است که جز تشنج کشور و تخریش افکار عمومی و ایجاد بحران دیگر در کشور، حاصل دیگری نمیتواند به بار بیاورد.
حال وظیفهی دولت وحکومت است که جلو هرگونه اعمال تخریش آمیز و غیر قانونی را بگیرد و باجدیت با این مسأله برخورد نماید. حکومت مسوول است تا برای سامان بخشیدن به امور فرهنگیای از این قبیل، برنامهی خاصی داشته باشد و نگذارد که هر فرد در این امور کلان فکری تصمیم بگیرد و عمل نماید. حکومت به جای مصالح گروهی و فردی به ملت به عنوان یک اندیشه و فکر و سازندگان واقعی افغانستان توجه نماید و از همین رهگذر با تمام مسایل برخورد نماید.
در پشت کتاب صنف پنجم نوشته شده است: "دروس اجمتاعی". حال نظر شما در باره متن های دری کتاب های درسی افغانستان و همچنان ادبیات در دانشگاه های کشور چیست؟
**
خبر تازه :پاکستان به چهار ميليون جلد کتاب درسى مکاتب کشور اجازه انتقال نمي دهد. حال شما فکر کنید اگر این کتاب ها نرسند چه خواهد شد؟
**
شماره هفتم سیمرغ با مطالب تازه از چاپ خارج شد. شما می توانید از طریق فیسبوک به دست آورید.
