تبليغاتX
صدای سوخته

صدای سوخته

ادب, فرهنگ, سیاست و اجتماع

شما می توانید هفته نامه سیمرع را از فیسبوک یا سایت سیمرغ دریافت نمایید. خبرهای جدید ونقد ادبی و... در شماره جدید.

www.simorghaf.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:11  توسط جعفری  | 

نمایشگاه نقاشی در هرات

آثار هنریِ هنرمند چیره‏دست کشور محمد توفیق رحمانی درهرات به نمایش گذاشته شد.

در این نمایشگاه سی اثر از آثارهنری این هنرمند افغان درزمينه‏هاي مختلف هنر نقاشي، آب رنگ، نقاشي مدرن و ميناتور به سبك‏هاي متنوع به نمايش گذاشته شده است.

 گفته می‏شود این نمایشگاه در سالن دانشکده/ پوهنحی هنرهای زیبا به مدت یک هفته گشایش یافته است.

محمد توفيق رحماني هنرمند ورزیده‏ی کشور از هشت سال بدینسو  مسووليت رياست دانشکده/ پوهنحي هنرهاي زيبا را به عهده دارد.

....................

محفل مشاعره گل لاله  در ولایت قندز برگزار گردید.

 به نقل از آژانش باختر در این محفل  که به ابتكار نهادهای ادبي و فرهنگي برگزار شده بود، حدود سه صد تن از شاعران، نويسندگان ولایت‏های كابل، قندز، بلخ، ننگرهار، تخار و خوست اشتراک ورزیده بودند.

به گفته‏ی عبيدالله نيازي رييس اطلاعات و فرهنگ قندز، هدف از این مشاعره  تبادل تجارب شاعران و نویسندگان بوده است.

 محفل مشاعره گل لاله همه‏ساله  در موسم گل لاله- که حدود دو ماه را دربر می‏گیرد- در ولايت‏های قندز، تخار، بغلان و بدخشان برگزار می‏شود.

قابل یاد آوری است که محفل گل نارنج در ننگرهار، کنر، گل انار در قندهار، گل سنجد در لوگر و هلمند، و گل سنگ در غزنی برگزار می‏گردد.

......................

 سيميناربين المللي طريقت نقشبندي برگزار می‏گردد

سیمینار بین المللی طریقت نقشبندیه در کابل برگزار می‏شود.

براساس گفته‏های مسوولان این سیمینار، در این سیمینار علمای دین، مشایخ، استادان و دانمشندان از داخل وخارجی کشور اشتراک خواهند کرد.

كميسيون مقدماتي سيمينار بين المللي طريقت نقشبندي  ضمن اعلام این مطلب گفته است که این سیمینار در تابستان سال جاری  در کابل برگزار خواهد شد.

......................

نجیب الله مسافر؛ برنده‏ی  جایزه دوم  مسابقات عکس جهانی شد

نجیب الله مسافر عکاس وخبرنگار مطرح و چیره‏دست کشور جایزه‏ی دوم عکس برتر مسابقه عکس جهانی را از آنِ خود کرد.

این مسابقه از سوی نهادی موسوم  به interaction راه اندازی شده بود.

جایزه interaction  یکی از بااعتبار جوایز بین المللی است که همه ساله برگزار می‏گردد.

نجیب الله مسافر پیش از این نیز در چندین مسابقه عکس بین المللی مقام‏های اول تا سوم را به دست آورده بود.

نجیب الله مسافر در سال 1342 در کابل متولد گردید. از دانشکده/ پوهنحی هنرهای زیبای دانشگاه/ پوهنتون کابل رشته نقاشی  فارغ گردید. فتوژورنالیزم را در مرکز مطبوعاتی آیینه خواند و پس از اخذ دیپلوم به فعالیت رسمی در بخش عکاسی خبری پرداخت. چندین اثر او در مسابقات جهانی مقام‏های اول تا سوم را به دست آورده‏اند.

جایزه‏ی اول این مسابقه جهانی عکس را "الیزا" از امریکا از آن خود کرد.

گفتنی است که پیش از این مسعود حسین جایزه‏ی بین المللی پولیتزر را از آن خود کرده بود.

.................

نمایشگاه آثار هنری  در کابل برگزار گردید.

در این نمایشگاه که از سوی  وزارت های معارف و کار و امور اجتماعی راه اندازی گردیده است، آثار هنری شماری از مراکز آموزشی فنی به نمایش گذاشته شده است.

مسوولان برگزاری این نمایشگاه هدف از راه اندازی آن را تشویق جوانان به خلق و آفرینش‏های هنری و ایجاد زمینه بیش‏تر شغل وکار در کشور بیان کردند.

گفته می‏شود در این نمایشگاه دست‏آوردهای بیش از 50 مرکز آموزشی در 70 غرفه به نمایش گذاشته شده است.

................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:3  توسط جعفری  | 

نشست "كپي رايت، حقوق نویسندگان و ناشران افغانستان" در تهران برگزار شد

درحاشیه  برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران، نشستی تحت عنوان "كپي رايت، حقوق نویسندگان و ناشران افغانستان" نیز برگزار گردید.

به نقل از خبرگزاری بخدی، در این نشست که شماری از ناشران و فرهنگیان اشتراک ورزیده بودند، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان در ایران،  گفت: "قانون اصول نامه علایم تجاري، اولين‏گام براي حمايت از حقوق مؤلفان وناشران در افغانستان است که به همین منظور افغانستان در سال 2002 عضو كميسيون بين المللي حمايت از حقوق مولفان و ناشران شد".

به گفته‏ی اسد الله امیری رایزن فرهنگی افغانستان در تهران، دولت افغانستان به هدف ارتقای صنعت چاپ و نشر قوانین کپی رایت وحقوق مؤلفان را آماده کرده است.

قوانین کپی رایت و حقوق مؤلفان وناشران طی سال‏های 1387 و 1388 تهیه و تدوین گردید و بعد از آن، این قوانین به تصویب رسید.

قیمت‏گذاری معیاری

همچنان به نقل از خبرگزاری بخدی، دكتراجمل عازم، رييس اتحاديه ناشران افغانستان  که در این نشست اشتراک کرده بود، ضمن تأکید بر نرخ‏گذاری معیاری کتاب در افغانستان، گفت: "اتحاديه‏ی ناشران افغانستان توانسته است روي جلد تمام كتاب‌هاي چاپ افغاستان قيمت‏گذاری کند در حالی که پيش از آن اين گونه نبود".

به گفته‏ی وی یکی از مشکلات عمده‏ای که سر راه خرید کتاب در افغانستان وجود داشته نبود نرخ‏گذاری معیاری کتاب‏ها است. قیمت‏گذاری کتاب‏ها معمولاً براساس سلیقه‏های شخصی و یا خواست نویسنده صورت می‏گیرد. این در حالیست که  شمار زیادی از شهروندان به دلیل نداشتن توان اقتصادی قادر به خرید کتاب با نرخ‏های غیر معیاری نیستند.

نرخ ‏گذاری معیاری می‏تواند به بالابردن کیفیت کتاب و نیز افزایش میزان فروش کتاب و در نتیجه به ارتقای فرهنگ کتاب‏خوانی در افغانستان کمک نماید.

.................

نمایشگاه کتاب در کابل

به مناسبت هفته کتاب و کتاب‏خوانی نمایشگاه کتاب در کابل برگزار می‏گردد.

این نمایشگاه از سوی ریاست انتشارات کتب بیهقی وزارت اطلاعات و فرهنگ به همكاري تعدادي از نهادهاي دولتي و ناشران آزاد برگزار می‏شود.

به گفته‏ی مسوولان این نمایشگاه هدف از راه اندازی آن، ترویج ورشد فرهنگ کتاب‏خوانی در افغانستان می‏باشد.

همچنان مسوولان ریاست انتشارات بیهقی می‏گویند این نمایشگاه از 26 ثور تا اول جوزای 1391 خورشیدی در محوطه پارک تیمورشاهی کابل به روی علاقه‏مندان باز است.

.............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:0  توسط جعفری  | 

بازار قصه خوانی پشاور مشهورترین جایی برای چاپ کتاب است. نام آن برای همه آشنا است. حتا اگر پشت جلد قرآن شریف را هم ببینی نوشته است: قصه خوانی پشاور و... بیش‏تر کتاب‏های افغانستان در این بازار به چاپ می‏رسند. اگر سری به کتابفروشی‏های کابل بزنیم قصه خوانی پشاور از دور پیداست. کاغذهای کاهی و زرد رنگ، سبک نوشتاری مشخص  و درشتی خطوط از مشخصات بارز این بازار چاپ است. به گفته‏ی برخی از مسوولان مطابع، بیش از 97 درصد کتاب‏های افغانستان در پاکستان به چاپ می‏رسند. دلیلش هم روشن است؛ کیفیت پایین و نرخ ارزان! البته طی یکی دو سال اخیر کتاب‏های چاپ ایران نیز وارد افغانستان شده‏اند. این کتاب‏ها از کیفیت خوبی برخوردارند. به گفته‏ی بسیاری از ناشران، کیفیت پایین چاپ به دلیل تقاضای مشتریان است. یکی از ناشران در کابل در گفت‏وگویی با ما اظهار داشت: "چاپ کتاب در پاکستان مانند شرکت‏های دوازسازی در آن کشور است. یک دوای اصل اگر در کابل به 100 افغانی به فروش می‏رسد، در پاکستان به 10 کلدار ساخته می‏شود. چرا که شرکت مذکور 70 در صد کیفیت آن را پایین می‏آورد. بسیاری از شرکت‏های پاکستانی سفارش‏هایی را از تاجران افغان می‏گیرند و تاجران برای این که بازار فروش خود را گرم بسازند، کیفیت پایین و نرخ ارزان را سفارش می‏دهند. به این دلیل دواها آن کیفیت لازم را ندارند. چاپ کتاب نیز این چنین است. ما برای این که مشتریانی خود را از دست ندهیم مجبوریم سفارش‏های این چنینی را بپذیریم. کیفیت کاغذ را پایین آوریم و قیمت ارزان برایش بگذاریم تا مشتری کتاب را بخرد. "

این ناشر کابلی می‏گوید: "اگر مشتری از ما درخواست چاپ کتاب می‏کند؛ از او پرسان می‏کنیم که آیا چاپ پاکستانی را می‏خواهد، یا افغانی و یا ... ما براساس سفارش مشتری و قیمت مورد نظر وی، کتاب را چاپ می‏کنیم."

این گفته کاملاً صادق است. وقتی بازار کتاب را در کابل ببینیم، موضوع به خوبی روشن می‏شود. وضع چاپ در کشور نه تنها مطلوب نیست بلکه با نواقص بی‏شمار فنی نیز مواجه است. به صورت فشرده می‏توان به این نواقص فنی اشاره کرد:

1.       نبود زیبایی در طرح جلد: طرح جلد مهم‏ترین موضوع در نشر و چاپ کتاب است؛ چه این‏که خواننده ازطریق طرح جلد سراغ متن را می‏گیرد. اگر طرح جلد زیبا طراح نشده باشد، اثر نیز خواننده‏ی اصلی خود را از دست می‏دهد. طرح جلدهایی که معمولاً برای کتاب‏ها زده می‏شوند، هیچ‏گونه با قواعد فنی سازگاری ندارند. استفاده ازرنگ‏های غیر استندرد در جلد کتاب، نداشتن طرح مناسب، قطع غیر متناسب از جمله کاستی‏های جلد کتاب به شمار می‏روند.

2.       عدم رعایت قواعد فنی صفحه آرایی کتاب:  صفحه آرایی کتاب نیز از دیگر فنون چاپ ونشر می‏باشد. در کشور ما صفحه آرایی براساس سلیقه انجام می‏شود. اصولی که باید در صفحه آرایی رعایت گردد، از سوی صفحه آرا نادیده گرفته می‏شود و هیچ توجه بدان صورت نمی‏گیرد. ترتیب صفحات شناسنامه، مقدمه، فهرست، تشکری، یادداشت ناشر و... ملحوظ نمی‏گردد.

3.       نداشتن ویرایش یکدست: ویرایش نکته مهم دیگر در فن نشر و چاپ است. در کشورهای دیگر هر ناشری در ساختار اداری خود یک گروه ویرایش دارد. این گروه کتاب‏های رسیده را ویرایش می‏کنند و پس از ویرایش و تأیید آن از سوی نویسنده به نشر داده می‏شود. در کشور ما هیچ چاپخانه‏ای ویرایش‏گر مخصوص ندارد. به همین دلیل است که کتاب‏های نشر شده با هزاران غلط تایپی و ویرایشی همراه می‏باشد. حتا این اشتباه‏ها در کتب درسی مکاتب نیز مشاهده می‏شوند. اگر سری به این کتب بزنی، به وضاحت درخواهی یافت که نه تنها دارای اشتباه‏های املایی و نگارشی‏اند بلکه اشتباه‏های تایپی فراوان نیز دارند. روشن نیست که چرا نسبت به کتب درسی بی‏توجهی صورت می‏گیرد؟ آیا ظرفیت لازم وجود ندارد و یا کم دقتی باعث این همه کاستی‏ها شده است؟

همه‏ی این موارد و موارد دیگر از این دست موجب شده اند تا کتاب‏ها کیفیت لازم را نداشته باشند. اما آن چه سبب می‏گردد تا چاپ‏خانه‏ها اقدام به نشر این گونه کتاب‏ها بنمایند اسباب دیگری است که به صورت فهروس‏توار اشاره می‏شود:

الف. نابسانی اقتصادی جامعه: افغانستان کشور فقیری است که بیش‏تر مردم آن از فقر رنج می‏برند. این عامل در رکود فرهنگی نیز تأثیر نامطلوب داشته است. بسیاری از مردم توان خرید کتاب را ندارند. حتا قشر متوسط جامعه نیز از قدرت خرید کتاب به حد لزوم، عاجز می‏باشند. مشتریان کتاب معمولاً به سراغ کتاب‏هایی می‏روند که قیمت پایین‏تری دارند. طبیعی است که چنین کتاب‏هایی از کیفیت بالایی برخوردار نباشند. از این‏رو کتاب‏ها نیز براساس توان خریداران به چاپ می‏رسند.

ب. نبود فرهنگ کتابخوانی: نبود فرهنگ کتابخوانی نیز بر چاپ و نشر کتاب‏ها تأثیر گذار بوده است. در جامعه‏ای که فرهنگ کتاب‏خوانی وجود نداشته باشد، خرید و فروش کتاب نیز محدود می‏باشد. صرفاً کتاب‏های مورد نیاز و مطابق به درخواست مشتریان وارد بازار می‏گردند و کتاب‏هایی که خریداری کافی نداشته باشند هرگز وارد بازار کتاب نمی‏گردند. از این‏رو کتاب‏ها در موضوعات مشخصی عرضه می‏شوند. این امر هم موضوع کتاب‏ها را محدود می‏سازد و هم سقف عرضه کتاب‏ها در حد پایین کاهش می‏دهد.

ج. عدم رواج فن کتاب آرایی: از دیگر عواملی که باعث پایین بودن کیفیت کتاب‏ها شده است، عدم فن کتاب آرایی به عنوان یک فن رایج است. هنوز جامعه‏ی ما کتاب آرایی را به عنوان یک فن نشناخته است. از این جهت به این مسأله از سوی نویسندگان و ناشران کم‏تر توجه صورت می‏گیرد.

در یک کلام کتاب‏های افغانی دارای نواقص بی‏شماری است که نیازمند بررسی بیش‏تر ودقیق‏تر می‏باشد. و مهم‏ترین عاملی که براین مسأله تأثیر گذار بوده عدم آشنایی جامعه و ناشران با فن کتاب آرایی و از طرف دیگر نبود امکانات اقتصادی خوانندگان می‏باشد. بنابراین اگر بخواهیم وضع چاپ و نشر از این حالت بیرون بیاید، باید راه‏های مناسب دیگری را جست‏وجو کنیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:4  توسط جعفری  | 

شماره جدید (۱۶) هفته نامه سیمرغ از چاپ برآمد. در این شماره می خوانید: گزارش شب ۱۵ از شب های کابل/ انمن نویسندگان بلخ/ برگزاری محفل رنگ سیب/ نام رستم در جغرافیای افغانستان(پژوهش)/ سرگذشت باب امیر عبدالرحمن خان/ عکس یادگاری(داستان)/ شعر کودک در افغانستان/مصاحبه با مسیح ارزگانی/مردانه سرایی زنان امروز افغانستان/ ...

مطالب شمار۱۶ را می توانید در سایت سیمرغ نیز بخوانید:

http://simorghaf.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:24  توسط جعفری  | 

نقد ادبی از مهم‏ترین موضوعاتی است که در ادبیات مطرح است. سابقه‏ی آن به یونان باستان بر می‏گردد. "آریستوفانس" از نخستین منتقدان ادبی بود که بر نمایشنامه "غوکان" اثر "اوریپیدیس" شاعر تراژدی سرای یونان نقد هزل آمیز را نوشت. بعد از او افلاطون و ارسطو از بنیانگذاران واقعی نقد به شمار می‏روند. از آن زمان تا حال جریان نقد نویسی همچنان ادامه داشته و بخش بزرگی از ادبیات را تشکیل می‏دهد.

نقد نگاری در افغانستان سابقه زیاد طولانی ندارد. نخستین نمونه‏های نقد معاصر را می‏توان به دوره محمود طرزی برگرداند. بعد از آن جسته وگریخته ادامه یافت. در دوره‏ی حاضر نیز جایگاه قابل اعتنایی در ادبیات افغانستان ندارد. بسیاری از منتقدین مابدون آشنایی لازم با اصول نقد نگاری به نوشتن نقدهایی بر آثار ادبی می‏پردازند. این نقد‏ها نمی‏توانند خواننده واقعی خود را قانع بسازند. دلیل آن دور شدن نقد از اهداف اصلی خود است. اهداف اصلی نقد، امروز به فراموشی سپرده شده است. از این‏رو ما کمتر با نقد خوب مواجهیم. این که اهداف نقد چیست، این نبشته در پی آن است. برای نقد اهداف چندی را ذکر کرده‏اند که به صورت عمده می‏توان از این اهداف یاد کرد:

 

1.      تجزیه وتحلیل اثر:اثر ادبی پس از آفرینش و نشر، از اختیار آفرینشگر بیرون می‏شود  و در اختیار خواننده و منتقد قرار می‏گیرد. خواننده با خواندن اثر، معنای جدیدی برای آن می‏بخشد و منتقد با نگاه منتقدانه‏ی خود آن را دوباره خوانی می‏کند. به عبارت دیگر هر اثر ادبی پس از نشر به تعداد خواننده‏ی خود، آفریده می‏شود. در این میان منتقد یکی از آفرینشگران است. منتقد ابتدا اثر را به اشکال مختلف تجزیه می‏کند و بعد با چینش جدید، آن را به متن در می‏آورد و خواندن جدید از آن ارایه می‏دهد. بنابراین تجزیه وتحلیل اثر، نخستین هدف منتقد است. اگر چند هدف غایی به حساب نمی‏آید اما یک هدف عمده هست.

2.      برملا کردن عیب‏ها وویژگی‏های ممتاز اثر: در این‏که نقد چیست تعریف‏های مختلفی ارایه شده است. بعضی آن را به جدا کردن سره و ناسره تعبیر کرده اند. برخی نیز به خوب و بد کردن اثر معنا نموده‏اند. بعضی معتقدند که کار نقد افشا کردن عیب و برجستگی‏های اثر است نه معنا و تفسیر متن. نقد به دنبال آن است تا به خواننده نشان دهد که این اثر از چه کاستی‏ها و برجستگی‏هایی برخوردار می‏باشد. چنانچه عربعلی رضایی در کتاب "واژگان توصیفی ادبیات" می‏نویسد نقد عبارت از است از" تشخیص معایب و محاسن اثر ادبی  و نیز هنر ارزیابی یا تحلیل آثار ادبی در پرتو دانش و ادب و نزاکت." یاعبدالحسین زرین کوب می‏نگارد: "نقد ادبی عبارت است از شناخت ارزش وبهای آثار ادبی وشرح و تفسیر آن به نحوی که معلوم شود نیک و بد آن آثار چیست ومنشأ آن‏ها کدام است." در این باور، هدف منتقد ایجاد یک چراغ راهنما برای آفرینشگر و خواننده می‏باشد. در حقیقت هدف نهایی خود اثر نیست بلکه آفرینشگر و خوانندگان می‏باشد. منتقد می‏خواهد از این طریق راه را از چاه بنمایاند.

3.      داوری وقضاوت: بعضی نقد را به داوری و قضاوت  معنا کرده‏اند. براساس این نگاه نقد کاری جز داوری ندارد. یک منتقد همواره در پی آن است تا اثر را براساس مفروضات فکری خود به داوری بگیرد. آن‏چه در این بین مهم به نظر می‏رسد این است که این داوری باید مبتنی براصول علمی نقد باشد. اگر معیارهای نقد نویسی مورد دقت قرار نگیرد چه بسا ممکن است نقد از مسیر اصلی خود منحرف شود و به نوشته‏های روز مره مانند گردد.

  1. شناسایی زیبایی‏های اثر:جوهره‏ی ادبیات را زیبایی و وجه هنری آن می‏سازد. اگر زیبایی از اثر ادبی برگرفته شود، دیگر معنایی برای آن متصور نخواهد بود؛ چه این‏که تمام جلوه‏ی ادبی یک اثر در زیبایی آن است. این زیبایی ممکن است ناشی از صناعات ادبی مثل تشبیه، استعاره، کنایه، و... باشد و ممکن است ناشی از تخیل شاعرانه وطبیعت. در هرصورت زیبایی ذاتی هنر است و هنر -که ادبیات نوعی از آن به شمار می‏رود- برپایه‏ی همین زیبایی استوار می‏باشد. منتقد با نشان دادن این زیبایی‏ها به خواننده، او را به متن اصلی نزدیک‏تر می‏سازد. کمک منتقد به نویسنده از همین جهت است. منتقد در کنار نویسنده نشسته به شرح زیبایی‏های به کار رفته در اثر می‏پردازد. از این طریق می‏کوشد اثر ارج گذاری نماید و برکیفیت آن بیفزاید.
  2. معنا شناسی اثر: برخی معنا شناسی را اصل در نقد دانسته‏اند و گفته‏اند، کار نقد شناسایی معناست. منتقد به دنبال آن است تا معنای مورد نظر شاعر و نویسنده را به دست آورد. سعی وی تنها در همین امر خلاصه می‏شود و کاری به ظاهر، الفاظ و تخیل ندارد و اگر هم به سراغ الفاظ و عناصر تخیل و زبان می‏رود به خاطر رسیدن به معنای واقعی است. اگرچند گفته‏اند به دست آوردن معنای واقعی اثر هنری غیر ممکن است ولی با آن هم منتقد سعی می‏کند معنایی را که نزدیک به حقیقت شاعرانه باشد به دست دهد.
  3. التذاذ هنری: التذاذ هنری از دیگر اهداف نقد به شمار می‏رود. نقد در صدد است تا با کشف عناصر زیبایی شناسانه، فرم و موسیقی زمینه‏ی التذاذ هنری را برای خواننده فراهم نماید. زیرا التذاذ هنری در کنار معنا از خواست‏های اصلی هنرمند و آفرینشگر به حساب می‏آید. آفرینشگر در عین حال که می‏خواهد پیام خود را منتقل کند، می‏خواهد، آن را در جلوه‏ی زیباتر بیاراید.
  4. روشن ساختن ساختار اثر: ممکن است هدف دیگر نقد نشان دادن شیوه کلام وساختار اثر باشد. ساختار اثر از پیچیدگی هنری بسیاری برخوردار است. منتقد با بازکردن این پیچیدگی‏ها به نمایش ساختار می‏پردازد. هدف او از این کار، شناسایی زیبایی‏های زبانی وظاهری می‏باشد.
  5. توصیف اثر: گاهی نیز ممکن است هدف یک منتقد صرفاً توصیف اثر باشد. منتقد در پی آن نیست که زیبایی‏ها، معنا یا ساختار اثر نشان دهد بلکه در صدد است تا اثر را به اشکال مختلف توصیف نماید.

نتیجه

حال باتوجه به اهداف یاد شده، آن‏چه درنقد امروز در افغانستان شاهد آن هستیم این است که نقد امروز کم‏تر با اهداف یاد شده همکلامی می‏کند. نقد امروز نقد فارغ از اصول نقد بوده و بیش‏تر به سلایق فردی متکی می‏باشد. اندک است نقدی که بر اساس یکی از محورهای مذکور پدیدآمده باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:16  توسط جعفری  | 

 ادبیات چه‏گونه می‏تواند میان ملت‏های مختلف همسویی ایجاد کند؟ این، این مهم‏ترین پرسشی است که در برابر ادبیات ایستاده است؛ خصوصاً ادبیات اجتماعی. معمولاً جواب این پرسش نیز در "جامعه شناسی ادبیات" مطرح می‏گردد. بنابراین اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ ارایه نماییم، باید به سراغ رابطه‏ی ادبیات و جامعه برویم. با روشن شدن این رابطه، نقش ادبیات در هم‏گرایی ملت‏ها نیز روشن می‏گردد.

وقتی به ریشه‏های ادبیات مراجعه  می‏کنیم واضح می‏گردد که ادبیات بخشی از جامعه را تشکیل می‏دهد. چه این‏که جامعه تنها مردمان آن نیست بلکه مردم بعلاه‏ی فرهنگ، رفتار، زبان و ادبیات آن است. زبان و ادبیات اساسی‏ترین منبع احساسی، ذهنی و روانی جامعه به حساب می‏آید. از این‏رو همزمان با پیدایی جامعه، ادبیات نیز ساختارمند و نظام‏مند گردیده است. جامعه در قالب ادبیات و هنر معنادارشده است. در حقیقت ادبیات هویت کلامی و صدای واقعی جامعه محسوب می‏گردد. جامعه را می‏توان از طریق ادبیات آن بازشناخت. هویت جامعه از همین منظر قابل تعریف و تفسیر می‏باشد. بدین ترتیب در جامعه‏ی چند فرهنگی، ما با ادبیات متفاوت و مختلف روبه‏رو می‏باشیم.

افغانستان  نیز یکی جوامعی است که خرده فرهنگ‏های زیادی را در خود دارد. همین خرده فرهنگ‏ها ادبیات گوناگونی را خلق  کرده‏اند. اکنون پرسشی که به وجود می‏آید این است که خرده فرهنگ‏ها تحت عوامل سیاسی و نظام‏های حزبی با تفرقه و تضاد همراه گردیده است. تاریخ افغانستان به خوبی نشان می‏دهد که نظام‏های سیاسی انحصارگرا تلاش کرده‏اند تا فرهنگ‏های مخالف را سرکوب و از میان بردارند. این تلاش‏ها نه تنها به نتیجه نینجامیده‏اند بلکه باعث بحران‏های متوالی نیز شده‏اند. اکنون که این کشور در شرایط جدیدی قرار گرفته است، این سوال مطرح می‏شود که علی‏رغم چندصدایی فرهنگی، چه‏گونه می‏توان به وحدت ملی و هم‏گرایی ملی دست یافت؟ آیا می‏توان از طریق ادبیات به این مهم دسترسی پیدا کرد؟

با این‏که ما با ادبیات متفاوت در جامعه‏ی خود روبه‏رو می‏باشیم اما این تنوع ادبی در ذات خود هیچ‏گاه عامل تنش نبوده و نیست. آن‏چه تنش‏افزایی می‏کند، عوامل بیرون از ادبیات است. ادبیات نوع زیبایی وحس‏انگیزی است که می‏تواند به وحدت و یکپارچکی جامعه کمک نماید. وقتی شاعر می‏سراید؛

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است

 اشاره به موضوع مهم ثبات و بی‏آزاری در جامعه دارد. شاعر در این شعر به جان واحد آدمی و نفس پاک انسانی اشاره دارد و گوش‏زد می‏کند که حتا نباید آدمی باعث اذیت و آزاری موری شود چه این‏که مور نیز موجودی از موجودات آن خالقی است که قابل ستایش و پرستش می‏باشد. بنابراین آدمی با مور در نفس و وجودخود همذاتی و همنوعی دارد. این همذاتی و شراکت وجودی، نقطه مشترکی است که انسان را از دیگرآزاری و خشونت منع می‏کند.

یا  چنان‏چه شاعر دیگر همین معنا را چنین به قافیه می‏آورد:

من از بی‏نوایی نیم روی زرد

غم بی‏نوایان رخم زرد کرد

در این نوع شعر نیز شاعر به مسأله‏ی همنوعی و انسان دوستی اشاره می‏کند و انسان‏ها را به نوع‏دوستی وهم‏دلی وهم‏صدایی دعوت می‏کند.

یا وقتی سعدی شاعر شیرین سخن ادب پارسی می‏سراید

تو کز مهنت دیگران بی‏غمی

نشایدکه نامت نهند آدمی

همین واقعیت را می‏خواهد بیان کند.

بدین ترتیب شعر و ادبیات در کل، همواره با صدای انسانی همراه بوده و آدمی را به نفس پاک خودش ارجاع داده است. در گذشته مضامینی چون انسان دوستی، وحدت و هم‏دلی، میهن پرستی، کمک به همدیگر، و... جزو اساسی‏ترین موضوعات ادبیات به شمار می‏رفت اما مع الاسف اکنون این اصول اساسی کم‏تر مورد نظر شاعران وادیبان ما می‏باشد. از این‏رو نقش ادبیات در هم‏گرایی نیز کم‏رنگ شده است و چه‏بسا باعث تشتت و نفاق نیز شده است. حال اگر ادبیات ما بخواهد به سمت هم‏سویی وهم‏گرایی جامعه حرکت نماید، باید موضوعات مشترک از  قبیل اخلاق، انسان، میهن، مدارا، تساهل و کثرت‏گرایی را در محور معنایی خود قرار دهد چنان‏چه اقبال فرماید:

قلب ما از هند و روم و شام نیست

مرز و بوم ما بجز اسلام نیست

مسلم استی دل به اقلیمی مبند

گم شو اندر جهان چون و چند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:47  توسط جعفری  | 

امثال وحِکَم

یکی مهم‏ترین بخش یک فرهنگ، امثال و حِکَم  آن است. امثال و حِکَم یک جامعه نقش مهمی‏ در حیات و ماندگاری آن جامعه دارد. بسیاری از رفتارهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی یک جامعه را می‏‏توان از ضرب المثل‏ها و حِکَم آن‏ها به دست آورد. امثال و حِکَم ابزاری برای شناخت بهتر یک فرهنگ محسوب می‏‏گردد. چه این‏که وقتی شخصی به کسی می‏‏گوید: "از آب گل آلود ماهی می‏گیرد"، معنایش این است که با انداختن تفرقه و نفاق و پیچده کردن اوضاع می‏خواهد به مقصود خود برسد. از این ضرب المثل، ما به درک رفتار اخلاقی جامعه می‏رسیم. رفتاری توأم با صداقت و راستی از جمله ارزش‏هایی است که این ضرب المثل بدان اشاره دارد. بنابراین، ضرب المثل، وسیله‏ی شناخت نیز هست. از این‏رو اگر بخواهیم با فرهنگ مردم خود آشنا شویم باید با ضرب المثل‏های آن نیز آشنا شویم. اضافه برآن، ضرب المثل از لحاظ ادبی ژانر خاصی به حساب می‏آید  و در بلاغتِ بیان تأثیر ژگرفی دارد. زیرا ضرب المثل علاوه بر شیرینی و جذابیت و اثرگذاری آن، از ایجاز لفظی نیز برخوردار است. ضرب المثل درعین ایجاز، دارای معنای بلند و عمیق می‏باشد. مثلاً وقتی گفته می‏شود:"تا مار راست نشود، به سوراخ نرود"، این جمله در عین کوتاهی لفظی، از محتوای بسیار بلندی برخوردار است. ضرب المثل مورد استعال گسترده‏ای نیز دارد. در موضوعات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی نیز قابل استفاده می‏باشد.

به هر ترتیب اهمیت ضرب المثل برهیچ کسی پوشیده نیست. برای درک بهتر آن، ضروری است تا در مورد چیستی و مشخصات آن نیز اشاره‏ی کوتاهی داشته باشیم:

امثال

امثال لغت عربی و جمع مَثَل است. این لغت به معانی مختلفی استعمال شده است؛ مانند قصه، حکایت، افسانه، داستان مشهور، عبرت، پند، اندرز و... "احمد بهمنیار" مَثَل شناس ایرانی مَثَل را این‏گونه تعریف کرده است:"مثل جمله‏ای است مختصر،مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به واسطه‏ی روانی الفاظ، روشنی معنا و لطافت ترکیب، بین عامه مشهور شده و آن را بدون تغییر یا تغییرات جزئی در محاورات خود به کار می‏برند."

 (خاوری محمد جواد، امثال و حکم مردم هزاره، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران 1380، به نقل از داستان نامه بهمنیار فرهنگ نوین، ص 10)

جواد خاوری در کتاب "امثال و حکم مردم هزاره"، به نقل از "لارد جان روسل" دانشمند اروپایی چنین نقل می‏کند: " مثل نتیجه‏ی عقل یک جمع و نادره گویی یک فرد است." (همان)

ضرب المثل نیز از امثال و حِکَم مشتق شده است. ضرب المثل جزو فرهنگ شفاهی مردم می‏باشد. ضرب المثل را در زبان آلمانی spichworter، در یونانی paroemia، در زبان مجارستانی  kozmondas، در لاتین proverbiur، در انگلیسی proerb، در زبان جاپانیkoto-waza ، در زبان هندیlokokti، در زبان ترکی atalar-sozu، در زبان سوئدیordsprak، در زبان اسپانیاییrefrau و در زبان گرجستان شرقی qudoza می‏گویند.

حِکَم

حِکَم جمع حِکَمت است و حکمت به معنای دلیل، برهان، صفت، عبرت، علامت، حدیث و روایت ذکر شده است. علی اکبر دهخدا حکمت را به عبارت فصیح، قصیر، حاوی قاعده‏ی طبیعی یا عقلی یا وضعی معنا کرده است.

برخی معتقدند که مَثَل وحِکَمت معنای واحد را دارند و یا به  یک معنا استعمال می‏شوند چنانچه حسین بشیریه گوید:"امثال عبارت است از حِکَمت و تغییرات کنایی همراه با تجربه." اما شمار دیگر باورمند‏اند که میان آن دو تمایز گسترده موجود است؛ چنان‏چه استاد بهمنیار گوید: " قسمت عمده‏ای امثال هر زبان را کلمات قصار تشکیل می‏‏دهد. کلمات قصار بر دو قسم‏اند: جمله‏هایی که استعمال آن‏ها بدون تغییر، یا با تغییر جزئی بین عامه رایج است، جزء امثال‏اند، و آن جمله‏ها را که بین عامه مشهور نیستند، حِکَم می‏‏نامند." (عباسیان علی اکبر، فرهنگ سیاسی در امثال وحکم فارسی، چاپ اول، انتشارات اختران، تهران 1387، به نقل از آموزش دانش سیاسی حسین بشیریه، ص 29)

علی اکبر دهخدا نیز این تفاوت را مهم می‏‏شمارد و معتقد است که "مثل حِکَمت توده است."

 به هرترتیب آن‏چه روشن است، این است که امثال و حِکَم ریشه در افکار و اندیشه‏های عامه دارد و نوع جهان‏بینی و طرز تفکر آن‏هارا بیان می‏‏کند.

مشخصات امثال وحِکَم

برای این‏که امثال و حِکَم از سایر جمله‏های ادیبانه متمایز گردد لازم است به صورت فهرست‏وار مشخصات آن را بربشماریم:

1.      اندرزگویی: اندرز گویی و پند و نصیحت از ویژگی‏های بارز ضرب المثل‏هاست. وقتی گفته می‏‏شود "هرچه کاشتی همان دِرَوی، بیانگر نوعی از نصیحت و پند اخلاقی است. یا مثل"تو نیکی می‏کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز"، "چاه‏کن در چاه‏ست"، "در کسی نزن به انگشت که می‏زندت به مشت، و... نمونه‏هایی از این دست نشان می‏‏دهند که ضرب المثل با ارزش‏ها و باورهای اخلاقی مردم بیش‏تر سر وکار دارد و برخاسته از روحیات اخلاقی عام می‏‏باشد.

2.      ادیبانه بودن: حِکَمت مثل‏ها تنها در معنا و محتوای آن نیست بلکه در بیان ادیبانه‏ی آن نیز می‏‏باشد. چنان‏چه گویند: "هر حرف جایی  و هر نکته مکانی دارد"، "صدا از یک دست برنمی‏آید"، "خشت اول گر نهد معمار کج/ تا ثریا می‏رود دیوار کج"، و...  شمار زیادی از ضرب المثل‏های دری را بیت‏هایی از شاعران بزرگ مثل سعدی، حافظ، مولوی و... تشکیل می‏‏دهند. مثل "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"، "بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند". این بیت‏ها به مرور زمان تبدیل به ضرب المثل شده‏اند. در میان آثار شاعران معاصر نیز می‏توان نمونه‏هایی از نوع ضرب المثل پیدا کرد مانند این بیت از محمد کاظم کاظمی‏: "هرکه پا بسته‏ی خانه است بهل تا برود"، "سیب دندان زده را نذر ابوالفضل کنند"، و... ضرب المثل دارای تشبیهات و ترکیبات وصفی می‏باشند.

3.      کوتاهی: یکی از مشخصات ادیبانه بودن ضرب المثل‏ها ایجاز آن‏هاست. هیچ ضرب المثلی بیش‏تر از دو جمله یا یک بیت نمی‏باشد. اگر هم دیده شود بسیار نادر است. کوتاهی ضرب المثل‏ها باعث زیبایی و جذابیت آن‏ها شده است. اگر ضرب المثل از دو جمله بیش‏تر می‏بود هرگز در زبان مردم راه نمی‏یافت.

4.      فرازمانی و فرامکانی بودن: ضرب المثل‏ها مختص به زمان و مکان نمی‏باشد. در هرجای دنیا قابل استفاده است و در هرزمان می‏توان از آن کار گرفت. ضرب المثل‏ها در تمام فرهنگ‏های جهان وجود دارد و گاه از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر سرایت می‏کند.

5.      حِکَمت رایج: ضرب المثل را حِکَمت رایج خوانده‏اند، چرا که محدود به فرد خاصی نمی‏شود بلکه تمام توده‏هادر آن شریکند و در ساخت آن تمام مردم نقش دارند.

6.      عدم اختصاص به گروه و طبقه‏ی خاصی از جامعه: ضرب المثل به گروه و طبقه‏ی خاصی مثل دانشمندان اختصاص ندارد بلکه همه افراد جامعه بالسویه می‏توانند از آن سود ببرند.

7.      جذابیت و گیرایی: ضرب المثل‏ها به دلیل کوتاهی و محتوای حکیمانه‏ای که دارند از جذابیت و گیرایی خاصی برخوردارند. به همین دلیل مبلغان و واعظان و نیز شعرا از آن سود می‏‏برند و برای انتقال پیام خویش استفاده می‏‏کنند. استفاده از ضرب المثل در نوشته‏ها و داستان‏ها نیز زیبایی و جذابیت می‏بخشد.

8.      رسایی: از دیگر خصوصیات ضرب المثل رسایی آن است. اگر ضرب المثل رسایی نداشته باشد نمی‏تواند در دل شنونده بنشیند.

9.      عام شدن به صورت تدریجی: ضرب المثل‏ها به شکل تدریج وارد زبان مردم شده‏اند. از وقتی که یک ضرب المثل از زبان گوینده‏ی آن بیرون می‏شود، تاهنگامی که‏ در زبان عام مردم جریان پیدا می‏کند، نیاز به زمان دارد. شاید ده‏هاسال بگذرد تا یک جمله شکل ضرب المثل پیدا کند.

10.  بیان کننده‏ی اخلاق و رفتارهای اجتماعی: از جمله مشخصات دیگر امثال و حِکَم این است که به نوعی از اخلاق و فتارهای اجتماعی مردم حکایت می‏کند.

11.  چند وجهی بودن: یک ضرب المثل می‏تواند در موارد مختلف و جاهای بسیاری به کار گرفته شود. مثلا "تو نیکی می‏کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز"، در همه جا قابل استفاده است. یا مانند "دزد از سایه‏اش می‏ترسد".

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 13:44  توسط جعفری  | 

 

جشنواره فلم های کوتاه در ولایت بلخ برگزار گردید.

این جشنواره  همزمان با بهار طبیعت از سوی افغان فلم و ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ راه اندازی گردیده بود.

مسوولان برگزار کننده، هدف از راه اندازی این جشنواره را رشد و ترقی هنر در این ولایت و کشف استعدادهای جوان عنوان کردند.

گفته می شود در این جشنواره هفده فلم از هنرمندان و سینماگران ولایت بلخ نامزد گردیده بود که داوری آن را عبدالطیف احمدی رییس افغان فلم جوانشیر حیدری و صدیق برمك به عهده داشتند.

 در نتیجه فلم های روشنگر،‌ چشم  و هفت سین  مقام های برتر این جشنواره را حایز گردیدند.

در پایان برای برندگان جوایز و لوح تقدیر اهدا گردید.

کد خبر: 6

...................

مشاعره گل ارغوان در ولایت پروان

محفل مشاعره گل ارغوان در ولایت پروان برگزار گردید.

این محفل به مناسبت آغاز سال 1391 خورشیدی و میله عنعنوی گل ارغوان از سوی آمریت امور جوانان ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت پروان راه اندازی گردیده بود.

 در این محفل شمار زیادی از شاعران و فرهنگیان اشتراک ورزیده بودند.

هدف از برگزاری این محفل تجلیل از سال نو خورشیدی و میله عنعنوی گل ارغوان، عنوان شده است.

همچنین به گفته ی مسولان و برگزارکنندگان این محفل، هدف از برگزاری آن، رشد شعر و ادب در میان جوانان و گسترش فرهنگ سرایش شعر در جامعه بوده است.

در این محفل ادبی كه از سوی ریاست اطلاعات و فرهنگ تدویر یافته بود، شماری از شاعران و فرهنگیان به خوانش آثار جدید در ارتباط به بهار پرداختند.

میله عنعنوی گل ارغوان همه ساله در ولایت پروان برگزار می گردد و شاعران و فرهنگیان با خوانش آثار شان، از بهار و طبیعت تجلیل می کنند.

کد خبر: 10

................

بی توجهی؛ عامل بی رونقی پژوهش های ادبی

شماری از پژوهش گران بی توجهی مسوولان را عامل اساسی در بی رونقی پژوهش های ادبی دانستند.

پژوهشگران این مطلب را در سیمینار ارزیابی تحقیق که در ولایت ننگرهار برگزار گردیده بود، عنوان داشتند.

این سیمینار از سوی انجمن ژورنالیستان و نویسندگان زون مشرقی درشهرجلال آباد راه اندازی گردیده بود.

نویسندگان و پژوهش گران اشتراک کننده در این سیمینار، بر لزوم توسعه ی تحقیق و فرهنگ پژوهش در کشور تأکید کردند.

پژوهش گران در مقالاتی که در این سیمینار ارایه کردند، عامل عمده و اساسی کمرنگی فرهنگ پژوهش را بی توجهی مسولان دانسته و گفتند؛ اگر دولت دراین مسأله توجه نماید، بسیار از مشکلات حل خواهد شد.

همچنین در این سیمینار از دولت خواسته شد تا نسبت به توسعه تحقیق و حمایت از پژوهش گران توجه بیش تری نشان دهند.

کد خبر: 9

................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 13:39  توسط جعفری  | 

شماره ۱۴ هفته نامه ادبی سیمرغ  به هایکوسرایی در افغانستان اختصاص دارد. علاقه مندان می تواند مقاله های تحقیقی خود را در این زمینه ویا اگر اثار در قالب هایکو دارند برای چاپ ارسال نمایند.

M_jafari1377@YAHOO.COM

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 22:28  توسط جعفری  | 

وبسایت سیمرغ آغاز به فعالیت کرد. در این وبسایت شما مطالب مختلفی را از قبیل، شعر، داستان، کتابهای تازه، مصاحبه، موسیقی محلی، ویدیو، دکلمه اشعار، و... می بینید.  تلاش بر این است تا این وبسایت به روز  گردد. شما می توانید تازه ترین آثار خود را همراه زندگینامه مختصر و عکس برای  ما بفرستید وهمچین می توانید آثار انتخابی را با ذکر مأخذ برای ما روان کنید. این است ادرس وبسایت سیمرغ:

www.simorghaf.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 22:17  توسط جعفری  | 

هفته نامه ادبی فرهنگی سیمرغ جشنواره ادبی نوروز را روز پنج شنبه با اشتراک شاعران و ادیبان از ولایات مختلف ‏افغانستان در کابل برگزار کرد. دراین جشنواره از اهل قلم افغانستان تقدیر به عمل آمد.

در این جشنواره فعالان عرصه ادب و فرهنگ به ریشه های تاریخی نوروز پرداختند و شاعران شعرهایی در باب بهار و نوروز خواندند.

اعظم رهنورد زریاب، نویسنده و پژوهشگرصاحب نام افغانستان به سابقه تاریخی نوروز در حوزه تمدنی زبان فارسی پرداخت و گفت شاعرانی مانند فردوسی، ابوریحان بیرونی و عمر خیام به این باور اند که آغازگر جشن نوروز جمشید فرهمند، فرمانروای پیشدادیان بوده است.

آقای زریاب گفت هنوز تاریخ دقیق نوروز مشخص نیست: «از آنجا که استوره ها خود بی زمان و گاهی هم بی مکانند از این رو یک بار دیگر آغاز و آغازگر جشن نوروز در تاریکی و غبار زمان گم می شود و ناپدید می گردد و ما بازهم به این پرسش که جشن نوروز از چی هنگامی آغاز شده است پاسخ پذیرفتنی نمی یابیم.»

زریاب گفت شاهان سامانی، خلفای عباسی در بغداد، شاهان غزنوی در غزنه، قبطیان مصر، سلاطین عثمانی در ترکیه، تیموریان هرات و بابریان در دهلی جشن نوروز را با شکوه و جلال زیادی برگزار می کردند.

تالاری که در آن جشنواره نوروزی برگزار شده بود با تابلوهای اشعار شاعران در باب این روز مزین گردیده بود.

اعظم رهنورد زریاب و محب بارش نویسندگان افغانستان

شاعران جوان افغان در شعرهای شان سال جدید را سالی پر از برکت خواندند و بارندگی های زمستان و بهار را برای شادابی و سرسبزی افغانستان به فال نیک گرفتند.

رضا رضایی خواننده جوان افغان که اخیرا مقام اول ستاره افغان را کسب کرد نیز در این محفل آهنگ هایی با دمبوره اجرا کرد و حال و هوای خاصی به جشنواره نوروز بخشید.

مخالفان و موافقان نوروز

با آنکه جشن نوروز همه ساله با شکوه خاصی در شهر مزار شریف و سایر شهرها و ولایات افغانستان برگزار می شود اما این جشن مخالفانی نیز دارد.

شماری از علمای دینی به این عقیده اند که چون نوروز ریشه مذهبی ندارد بنا برنباید ازاین روز با این گستردگی تجلیل شود.

جشن نوروز در پنج سالی که طالبان بر افغانستان تسلط داشت برگزار نشد، این گروه به شدت با محافل نوروزی مخالف بود و مانع تجلیل از این روز می شد.

اما آقای زریاب گفت با وجود مخالفت هایی که در حال حاضر با جشن نوروز و جود دارد و گفته می شود که این جشن در اسلام پیشنه ای ندارد ولی در زمان خلفای عباسی شاعران عرب زبان شعرهایی را با زبان فارسی در باب نوروز سروده اند: «نکته دل انگیز این است که از سخن سرایان عرب در ستایش نوروز سروده هایی برجا مانده اند و این سخن پردازان کوشیده اند که در این سروده های شان جمله ها، ترکیب ها و واژه های فارسی را فراوان به کار ببرند.»

به باور فرهنگیان افغان، جشن نوروز پیشینه سه هزار ساله دارد. آنها می گویند فلسفه نوروز بزرگداشت از طبیعت، تجلیل از زندگی، تجلیل از ارزش های انسانی به خاطر تحول در جان آدمی، بزرگداشت از نوزایی و شکوفایی طبیعت می باشد.

گزارشگر: حسین سیرت

ویراستار: سیدروح الله یاسر

 

منبع: دویچوله
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 21:48  توسط جعفری  | 

امروز پنج شنبه دهم حمل، جشنواره ادبی سیمرغ پیرامون نوروز، در کابل برگزار گردید. سخنرانان هر یک پیرامون اهمیت نوروز به عنوان یک فرهنگ تاریخی-دینی و تاریخچه آن به صحبت پرداختند.

محمود جعفری؛ مسئول برگزاری جشنواره سیمرغ و یکی از شاعران و نویسندگان کشور در این مراسم گفت:”نوروز یک روز فرهنگی در تاریخ چندین ساله کشورهای بزرگی مانند افغانستان، ایران، تاجیکستان و… است که پیوند ناگسستنی در رگ و خون شهروندان این کشورها دارد.”

جعفری هدف از برگزاری جشنواره سیمرغ را کشف استعدادهای جوانان، اطلاع حاصل کردن از تاریخ و فرهنگ و ایجاد رابطه میان هنر و ادبیات دانست و افزود:”ما کوشش می کنیم که با راه انداختن چنین همایش های علمی-فرهنگی یک پیام صلح را برای مردم افغانستان بدهیم و از این طریق بتوانیم مردم افغانستان را به وحدت ملی و برادری دعوت نماییم.”

اعظم رهنورد زریاب؛ نویسنده و منتقد ادبی نیز یکی دیگر از سخنرانان این محفل بود که پیرامون تاریخچه نوروز به صحبت پرداخت.

زریاب نوروز را یک فرهنگ خواند که در سابق، در حدود یکماه تجلیل می شد؛ ولی حالا به چندروز مختصر شده است. به باور این منتقد ادبی، آغاز نوروز و یا روزی که از آن روز به بعد، مردم به تجلیل آن به عنوان یک روز خوشی پرداخته اند نامعلوم است.

او تاکید کرد:”وقتی که شاعران و نویسندگان نتوانستند روز آغازین نوروز را به صورت دقیق بیابند؛ بنابراین به اسطوره گرایی پرداختند که نتیجه آن اسطوره گرایی، آغاز این روز (نوروز) را به جمشید؛ پادشاه فرهمند رجعت دادند که بنیانگذار نوروز شناخته شد.”

اما زریاب، استدلال می کند که نوروز به عنوان یک روز تاریخی و فرهنگی در تمام دوره های تاریخی در یک حوزه بزرگ امپراتوری های کلان مانند خلفای عباسی در بغداد، عثمانی در ترکیه، شاهان سامانی، قبطیان مصری در مصر و ده ها جای دیگر مورد تجلیل قرار می گرفت؛ بنابراین می شود گفت که نوروز یک نماد فرهنگی-تاریخی ساحه وسیعی را در زمان های سابق احتوا می کرده است.

همچنین در این محفل ادبی شاعران جوانی از سراسر کشور هریک شعرهای شان را در وصف نوروز خواندند و محفل را رنگ و رونق ادبی بخشیدند.

در اخیر این محفل برای بهترین شاعر و داستان نویسان مدال و تحفه، از سوی مدیران جشنواره سیمرغ اعطا گردید که بهترین جایزه شعر را عنایت الله و جایزه بهترین داستان نویس را سهراب سروش غیبی از ولایت بلخ از آن خود کردند.

آدینه وند؛ مسئول بخش پیام رایزنی فرهنگی ایران در کابل نیز پیام رایزن فرهنگی سفارت ایران در کابل را قرئت کرد.

در پیام یادشده مسئول فرهنگی سفارت ایران در کابل، نوروز را برای همه مردم افغانستان تبریک گفته و آن را یک جشن فرهنگی-تاریخی میان ملت های بزرگ ایران، افغانستان، تاجیکستان و سایر کشورهای حوزه آسیا توصیف کرده و بر پاسداشت و زنده نگهداشتن آن تاکید کرده بود.

منبع: سایت جمهور نیوز

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 21:37  توسط جعفری  | 

جمعه ١١ حمل ١٣٩١ ساعت ١٢:٤٠

جشنواره ادبی سیمرغ که چندی پیش از سوی موسسه فرهنگی دُر دری و نشریه سیمرغ به راه افتاده بود، روز گذشته در کابل با اعلام نام برندگان این جشنواره به پایان رسید.

عنایت شهیر در بخش شعر و سهراب سروش غیبی در بخش داستان، که هر دو از ساکنان بلخ هستند؛ به عنوان برندگان جایزه اول جشنواره سیمرغ شناخته شدند.

 جشنواره ادبی سیمرغ به هدف شناسایی چهره های برتر شعر و داستان کشور راندازی شده است

موسی ابراهیمی و عاقله شریفی شاعرانی از کابل، مقام های دوم و سوم بخش شعر این جشنواره را به دست آوردند.

سکینه محمدی و جعفر عزیزی نیز به عنوان برندگان رده های دوم و سوم داستان شناخته شدند.

مسوولان برگزار کننده می گویند که جشنواره نوروزی سیمرغ به پاس "جشن بزرگ پارسیان نوروز" به راه افتاده است.

این جشنواره روز گذشته (پنجشنبه) در کابل با تدویر همایش ادبی - فرهنگی، که در آن شمار زیادی از فرهنگیان، نویسندگان و هواداران شعر و داستان حضور داشتند، پایان یافت.

مسوولان برگزار کننده می گویند که جشنواره نوروزی سیمرغ به پاس "جشن بزرگ پارسیان نوروز" به راه افتاده است.

شاعران و داستان نویسان اثرهای ادبی شان را به این جشنواره فرستاده و داوران از میان ده ها نویسنده، برنده مقام های برتر را شناسایی کردند.

جشنواره سیمرغ؛ استعداد شناسی ادبی

به گفته محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ، این جشنواره ها جوانان را تشویق می کند تا بیشتر و خوبتر بنویسند تا از این طریق استعدادهای ناب در میان جوانان نویسنده و قلم بدست شناسایی شود.

محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ می گوید که این جشنواره ها جوانان را تشویق می کند تا بیشتر و خوبتر بنویسند تا از این طریق استعدادهای ناب در میان جوانان نویسنده و قلم بدست شناسایی شود

رایزن فرهنگی ایران مقیم افغانستان در پیامی، جشنواره نوروزی سیمرغ را عامل نزدیکی فرهنگیان کشورهای همزبان دانسته است.

رهنورد زریاب داستان نویس و منتقد ادبی، در جشن نوروزی سیمرغ سخنرانی کرد و گفت که  نوروز، کشورهای منطقه را با هم یکجا می کند.

زریاب افزود:" جشن نوروز یک رویداد تقویمی نه بلکه یک رویداد دل انگیز طبیعی است که از سال ها به این سو توسط پارسیان تجلیل می شود."

 محمود جعفری مسوول نشریه سیمرغ، خوشبین است تا برگزاری این جشنواره ها زمینه فعالیت بیشتر فرهنگی در کشور را فراهم کند

به گفته زریاب، سال ها پیش از امروز، به پاس فرارسیدن بهار و نوروز، نزدیک به یک ماه جشن و پایکوبی می شد اما در سال های پسین، اندک اندک از رونق جشن نوروزی کاسته شده است.

چندی پیش، فرهنگیان افغانستانی جشنواره "قند پارسی" را در تهران برگزار کرده و از "کارکردها و دست نبشته های" شماری از داستان نویسان و شاعران جوان تقدیر کردند.

الیاس یورش – کابل

خبرگزاری بخدی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 21:20  توسط جعفری  | 

***

جشنواره ی نوروزی سیمرغ

جشنواره نوروزی سیمرغ برگزار می گردد. این جشنواره به تاریخ ۱۰ حمل ۱۳۹۱ از ساعت ۱و ۳۰ تا ۳ و ۳۰ در هوتل کابل دوبی برگزار می شود.

در این محفل استاد رهنورد زریاب سخنرانی خواهد کرد و شاعران جوان به شعر خوانی خواهند پرداخت. همچنین کسانی که در مسابقه ادبی سیمرغ برنده شناخته شده اند جوایز خود را دریافت خواهند کرد. در پایان موسیقی محلی شادمانی بیشتری به اشتراک کنندگان خواهد بخشید.

علاقه مندان می توانند با اشتراک در این محفل لحظه ای شاد باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 15:30  توسط جعفری  | 

نوروز فرا می‏رسد. یکی از رسم‏هایی که در نوروز صورت می‏گیرد خانه تکانی است. با خانه تکانی مردم آمادگی برای فصل جدید و سال جدید را می‏گیرند. اما باید دید دولت برای سال جدید چه آمادگی‏هایی را گرفته است. پارلمان به عنوان خانه‏ی ملت می‏خواهد چگونه وارد سال نو خورشیدی شود؟ این سؤال شاید در ذهن اکثریت مردم وجود داشته باشد که تصمیم دولت برای بهبود وضعیت مردم افغانستان در سال جدید چیست؟ حکومت چه برنامه‏هایی را برای سال نو دارد؟ پاسخ به این سؤال مشکل به نظر می‏رسد لیکن سؤال دیگری که می‏تواند در این‏جا برای آن پاسخی را جست‏وجو کرد این است که دولت در سال گذشته چه کارکردی از خود نشان داده است تا روشن شود که سال آینده برای مردم افغانستان چگونه سالی خواهد بود؟

برای ارزیابی این موضوع لازم است نگاه کلی به کارکرد دولت (قوه مقننه، قوه اجرائیه و قوه‏ی قضائیه) در سال گذشته داشته باشیم. برای این منظور ضرورت است آن را به بخش‏های زیر تقسیم نموده و به صورت فشرده ارزیابی نماییم:

امنیت

امنیت یکی از مهم‏ترین چالش‏های دولت در سال گذشته به شمار می‏آید. تحلیل‏گران سال گذشته را از این منظر خونین‏ترین سال خوانده‏اند. در این سال استاد ربانی رییس شورای عالی صلح توسط فرد انتحاری مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید. همچنان تعداد بیش از پنجاه تن عزادار در یک حمله‏ی انتحاری در کابل جام شهادت نوشیدند. حدود بیش از چهارصد زندانی از زندان قندهار با کندن یک تونل زیر زمینی از دست نیروهای دولتی فرار کردند. علاوه بر آن، احمد ولی کرزی برادر رییس جمهور کرزی، جنرال داوود داوود، جواد ضحاک و... توسط مخالفان مسلح کشته شدند. همه‏ی این موارد و موارد دیگر از قبیل انتحار، انفجار، ترور، اختطاف، حملات تهاجمی مانند حمله به هوتل انتر کانتنینتال و... نشان از وضعیت بی‏ثبات جامعه در سال گذشته دارند. این چالش همواره باعث شده است تا افغانستان نتواند به بازسازی و رفاه اجتماعی بیندیشد. دولت افغانستان برای مقابله با ناامنی در کشور، دست به راه اندازی سه پروسه کلان زد:

الف. انتقال مسوولیت‏های امنیتی: از جمله مسایلی که همواره مخالفان مدعی آن بودند خروج نیروهای بیگانه از افغانستان بود. دولت برای این‏که بتواند ثبات را در افغانستان برقرار سازد موضوع انتقال مسوولیت‏های امنیتی را مطرح ساخت. طبق این طرح باید نیروهای خارجی تا سال 1014 افغانستان را ترک کنند. این طرح که با استقبال نیروهای بین المللی مواجه شد، نخست در 26 سرطان از بامیان آغاز گردید و سپس در ولایت‏های دیگر نیز جریان یافت. 

ب. مذاکره با طالبان: طرح مذاکره با طالبان اگرچند از مدت‏ها پیش وجود داشت اما با ازیاد حملات آنها از یک‏سو و ترور استاد ربانی و شروع پروسه‏ی انتقال از جانب دیگر، به اوج خود رسید و گفت‏وگوها سرعت بیش‏تری پیدا کرد و تاکنون نیز جریان دارد. در همین راستا دولت امریکا و طالبان به شکل پنهانی باهم مذاکره و گفت‏وگو کردند و این گفت‏وگوها منجر به ایجاد دفتر طالبان در قطر گردید که در آغاز از سوی افغانستان مورد انتقاد قرار گرفت. بعداً افغانستان از آن -به شرط به دست گرفتن رهبری مذاکره- حمایت نمود. این روند هنوز به نتیجه‏ی مطلوب نرسیده و به عنوان یک چالش جدی بر سر راه دولت باقی مانده است.

 ج. کنفرانس‏های ملی و بین المللی: دولت افغانستان برای ایجاد بیستر مناسب جهت ثبات سازی جامعه، نشست‏های مختلفی را در داخل وخارج از کشور برگزار کرد. برگزاری جرگه‏ی عنعنوی در کابل، نشست استانبول، کنفرانس بن 2 و نشست سه جانبه در پاکستان از جمله تلاش‏های دولت در این راستا به حساب می‏آید.

اقتصاد

در حوزه‏ی اقتصادی تلاش‏های خوبی صورت گرفت. این تلاش‏ها از دست آوردهای بزرگ دولت و حکومت در سال 1390 به شمار می‏روند. چیزی که می‏تواند افغانستان را امیدوار به آینده‏ی بهتر بسازد همین تلاش‏های اقتصادی است. حکومت افغانستان به تاریخ هفت جدی قرارداد استخراج نفت آمودریا را با یک شرکت دولتی چینی امضا نمود و در ادامه معدن آهن حاجیگک و استخراج نفت شمال را به داوطلبی گذاشت.

فرهنگ

در حوزه‏ی فرهنگی کارکرد قابل توجهی به نظر نمی‏رسد جز این که بگوییم وزارت معارف با ساختن ده‏ها مکتب توانسته است زمینه‏ی بهتر وبیش‏تری را برای جذب دانش‏آموزان کشور فراهم نماید. اما سوختاندن مکاتب در چند ولایت افغانستان از سوی افراد و گروه طالبان و مسدود شدن ده‏ها مکتب از جمله چالش‏های این وزارت درگذشته بوده است.

روابط بین الملل

در سطح کلان بین المللی، افغانستان دست به اقدامامت مؤثری زده است از آن جمله می‏توان به پیمان استراتیژیک میان افغانستان و چندین کشور آسیایی و اروپایی اشاره کرد. عقد چنین پیمان‏هایی سپردفاعی افغانستان را تقویت کرده و شخصیت بین المللی آن را عظمت و وقار بیش‏تری بخشیده است. افغانستان در سال گذشته توانست روابط خوبی را با همسایگان خود بر قرار نماید و به تعمیق روابط خود با کشورهای دیگر بپردازد. تضمین برخی از کشورها برای حمایت نظامی، سیاسی و اقتصادی از افغانستان می‏تواند این کشور را در جایگاه مناسب‏تری قرار دهد. اما آن‏چه در این میان قابل تأمل است رابطه‏ی افغانستان با کشور همسایه پاکستان است که همواره دچار فراز وفرود بوده است. تااکنون این دو کشور نتوانسته‏اند روابط خود را عادی و تلطیف نمایند. هنوز جوّ بی‏اعتمادی روابط این دو کشور را تهدید می‏کند.

به طور کلی افغانستان در سال گذشته با چالش‏های جدی چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی مواجه بوده است. این چالش‏ها را می‏توان بیش‏تر در بعد امنیتی خلاصه کرد. اما باوجود این چالش‏ها دست آوردهایی نیز در سطح اقتصادی و روابط خارجی خود داشته است.

ضرورت‏های آینده

با توجه به سال گذشته می‏توان چشم‏انداز سال آتی را نیز تعیین نمود. آن‏چه می‏تواند به عنوان اولویت‏های آینده برای دولت افغانستان مورد مطالعه قرار گیرد امنیت داخلی، مبارزه با فقر و بیکاری، توسعه‏ی زراعت و اقتصاد داخلی، فعال ساختن منابع زیر زمینی، ایجاد اعتماد میان قوای ثلاثه، توجه به بهسازی و رشد فرهنگ ومعارف، رفاه اجتماعی، ایجاد همگرایی ملی، تقویت نهاد مدنی و حکومت داری خوب است. به نظر می‏رسد با این رویکردها می‏توان به آینده‏ی بهتری افغانستان امیدوار بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 15:13  توسط جعفری  | 

رییس جدید آی اس آی معرفی شد. براساس گزار ش‏ها جنرال ظهیر الدین الاسلام به حیث رییس جدید آی اس آی از سوی صدر اعظم پاکستان تعیین گردیده است. پیش از او احمد شجاع پادشا در این سمت کار می‏کرد. قرار است که  ظهیر الدین الاسلام در 18 مارچ سال جاری میلادی رسماً کار خود را در این سمت آغاز نماید.

تعیین رییس جدید آی اس آی می‏تواند یک تحول در سیاست داخلی و خارجی پاکستان به حساب آید. چه این که این تغییر در مهم‏ترین نهاد امنیتی پاکستان، در شرایط خاصی صورت می‏گیرد؛ از یک‏سو اختلافات داخلی احزاب سیاسی در پاکستان اوج گرفته است و از سوی دیگر مقام بلند رتبه‏ی آن کشور (آصف علی زرداری) متهم به فساد مالی می‏باشد از سوی محکمه تحت فشار شدید قرار دارد و همین‏گونه یوسف رضا گیلانی صدر اعظم آن کشور به دلیل عدم تعقیب پرونده‏ی زرداری در محکمه ونقض قانون، از سوی نهاد قضایی آن کشور، مورد اتهام قرار گرفته است و از جانبی نیز فشارهای بین المللی بر آن کشور در جهت مبارزه با تروریزم همچنان ادامه دارد؛ همه‏ی اینها نشان‏گر شرایط دشوار برای حکومت مرکزی آن کشور به حساب می‏آید. و از طرف دیگر آی اس آی، با قدرت‏ترین بازوی حکومت و تأثیر گذارترین نهاد امنیتی و سیاسی است که در تغییر نوع نظام سیاسی پاکستان نقش اساسی داشته و دارد. از این‏رو می‏توان اذعان کرد که تغییر در ریاست چنین نهاد مهم، می‏تواند چشم‏انداز تحولات بعدی را به نمایش بگذارد.

حال باید دید که این مقام جدید استخبارات پاکستان چه دست‏آورد داخلی و خارجی برای پاکستان خواهد داشت. برای روشن شدن این موضوع، ضرور است به پیشینه‏ی کارکرد جنرال ظهیر الدین الاسلام نیز توجه صورت گیرد.  براساس گزارش‏ها، ظهیر الدین الاسلام در یک خانواده‏ی نظامی تربیت یافته و در پست‏های مهم امنیتی از جمله قوماندانی اردو در شهر کراچی کار کرده است. این می‏رساند که وی از تجربه‏ی کافی برای این پست برخوردار است. اما سؤال مهم در این‏جاست که چه ویژگی شخصیتی باعث شده است تا وی از سوی صدر اعظم پاکستان به این مقام منصوب گردد؟ و چه چیز سبب شد تا احمد شجاع پادشا از این سمت کنار برود؟

به نظر می‏رسد چند امر در این مسأله دخالت داشته است:

نخست این که قدرتمند شدن و استقلال نهاد امنیتی می‏توانست به زیان رییس جمهور و صدر اعظم پاکستان تمام شود. چه این‏که این دو مقام دولتی از سوی نهاد قضایی آن کشور تحت اتهام و فشار قرار دارند. قدرت یافتن دستگاه استخباراتی و یاقرار گرفتن در جانب مخالفِ مقامات عالی رتبه‏ی پاکستان، امکان هرج و مرج را بیش‏تر از پیش تشدید می‏کرد و در نتیجه باعث خلع قدرت از رییس جمهور و یا صدر اعظم می‏گردید. از این‏رو به نظر می‏رسد این اقدام صدر اعظم پاکستان در جهت حفظ کنترول این نهاد و کاهش قدرت آن و یا جلوگیری از نفوذ مخالفان در داخل دستگاه امنیتی صورت گرفته باشد.

علاوه براین، سیاست خارجی پاکستان از طریق همین دستگاه استخباراتی تعیین می‏گردد و این نهاد نقش اساسی را در تعاملات بین المللی آن کشور دارد. روابط پاکستان با کشورهای خارجی وهمین‏گونه نقش آی اس آی در روند مذاکره با طالبان و ایجاد بسترهای صلح در افغانستان می‏تواند پس منظر واقعی این تغییر در نهاد امنیتی پاکستان به شمار رود. زیرا یکی از مهم‏ترین موضوعاتی که در روابط آن کشور با ممالک خارجی مطرح است، مسأله صلح در افغانستان و مذاکره با طالبان است. علی‏رغم سخنان ضد و نقیض مقامات پاکستان مبنی بر مذاکره با طالبان، اکنون این امکان بیش‏تر تقویت شده است تا مقام‏های پاکستانی زمینه را برای گفت‏وگوی مستقیم دولت افغانستان با طالبان فراهم نماید. زیرا یکی از احتمالاتی که می‏تواند بر تعیین ریاست جدید آی اس آی تأثیر داشته باشد، نفوذ این مقام امنیتی جدید در گروه طالبان است. برخی از تحلیل‏گران معتقدند که ظهیر الدین الاسلام نقش قابل توجهی در امر مذاکره با طالبان دارد و می‏تواند روند مذاکره را به خوبی رهبری نماید.

بنابراین، آن‏چه برای ما مهم است این است که باید ببینیم که این مقام جدید چگونه می‏تواند در امر صلح در افغانستان نقش آفرینی نماید. آیا مثل دیگر رؤسای استخبارات پاکستان از سیاست دوگانه استفاده می‏کند و یا به صورت شفاف وارد عمل شده، به روند مذاکره وصلح کمک می‏نماید؟ باید منتظر ماند و دید که وی در این پست مهم خود، افغانستان را با چه چشم‏اندازی بررسی می‏کند؟ آیا هنوز افغانستان را به حیث عمق استراتیژیک پاکستان می‏بیند  ویا مسایل دیگری  را چون رقابت‏ تسلیحاتی با هند اساس سیاست خارجی کشورش به حساب می‏آورد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 13:41  توسط جعفری  | 

شماره هشتم سیمرغ با مطالب تازه وخواندنی از چاپ بیرون شد. شما می توانید تازه ترین مقاله های خود را به این ادرس بفرستید:

simorghweekly@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 14:41  توسط جعفری  | 

آموزش دوره‏ی پایه، از اساسی‏ترین دوران مکتب و آموزش به حساب می‏آید. در این دوران دانش آموزان مهم‏ترین مسایل علمی را فرا می‏گیرند. هرچه برای آن‏ها در این دوران گفته شود، همان را در لوح ذهن خود حفظ می‏کنند. مبنای این فرا گیری بیش‏تر تقلید است. آن‏ها با استدلال و منطق سرو کاری ندارند. فقط به آن‏چه برای آنها آموخته می‏شود، همان را آموزند. از این جهت در دوره‏ی آغازین مکتب، دانش آموزان از طریق عکس و تصویر با زبان نوشتاری آشنا می‏شوند. به این دلیل این دوره را دوره پایه نامیده‏اند.

بنابر این مهم‏ترین مسأله در این دوره، تعلیم درست و مفید برای دانش آموزان است. در این دوره معلم وظیفه‏ی سختی را برعهده دارد. یک معلم باید با مسایل تعلیمی و تربیتی اطفال به خوبی آشنایی داشته باشد. روان و ذهن کودک را بتواند به خوبی درک کند. با نیازهای ذهنی آنها آشنایی داشته باشد. و چون اطفال در یک صنف از استعدادهای متفاوت برخوردار‏اند و از خانواده‏های مختلف می‏باشند، باید معلم با هرکدام مطابق روان و محیط آنها برخورد نماید. از این‏رو وظیفه معلم را، وظیفه پدری خوانده‏اند و ارزش معلم نیز به دلیل همین حساسیت‏های تعلیمی و وظایف سختی که دارد، به اندازه‏ی ارزش پدر در خانواده بالا رفته است. چرا که وظیفه‏ی معلم، تربیت یک نسل و ایجاد پایه‏های فکری جامعه است و هرنوع رفتار او می‏تواند باعث ترقی و یا انحراف جامعه گردد.

تعلیم دانش آموزان از یک‏سو بستگی به رفتار و عملکرد معلم دارد و ازسوی دیگر وابسته به متنی است که برای آنها تدریس می‏شود. از این‏رو نقش کتاب نیز در تعلیم و تربیت یک شاگرد کم‏تر از نقش یک معلم نمی‏باشد. کتاب در حقیقت مشق واقعی برای یک شاگرد به حساب می‏آید. همین کتاب‏هایند که به دانش آموزان چگونگی زندگی را می‏آموزند و آنها را نسبت به جهان وعلوم مختلف آشنا می‏سازند.

با این پیش‏فرض باید گفت؛ کتب تعلیمی افغانستان از این جهت نیازمند مطالعه‏ی مجدد و بررسی دقیق و همه جانبه می‏باشد. تا جایی که نگارنده به این کتاب‏ها سر زده است، بسیاری از کاستی‏ها را نیز یافته است. این کاستی‏ها محدود به موضوعات شامل در کتاب‏ها نمی‏شوند بلکه نحوه‏ی صفحه آرایی و ویرایش متن‏ها را نیز دربر می‏گیرد. نگارنده در یکی از مقالات چاپ شده در همین روزنامه به صورت مفصل به مسایل ویرایشی کتاب‏های درسی پرداخته بود ولی در این‏جا یکبار دیگر این مسأله را یادآورد می‏شود چرا که در یکی از کتاب‏های درسی مکاتب حتا عنوان کتاب اشتباه چاپ شده است. مثلا در روی جلد کتاب صنف پنجم  چاپ سال 1390نوشته شده است: "دروس اجمتاعی". این اشتباه بزرگ معلوم نیست چگونه از چشم ویراستاران و ناظران امور چاپ وزارت معارف پنهان مانده است؟ چطور در یک عنوان کتاب درسی مکاتب اشتباهی به این بزرگی نادیده گرفته می‏شود. این درحالیست که میلیون‏ها دالر صرف چاپ و ویرایش کتاب‏های درسی شده است. باید دید مقصر اصلی این واقعه چه کسی می‏تواند باشد و مسوولیتِ صرف این همه هزینه‏ی هنگفت در چاپ این کتاب را کی برعهده دارد؟ راستی چرا مسوولان امور با مسوولیت کامل برخورد نمی‏کنند؟ آیا اگر این مسأله در یک کشور دیگری اتفاق می‏افتاد حکومت آن کشور چه عکس العملی نشان می‏داد و مردم آن مملکت چگونه از خود واکنش نشان می‏دادند. اما در افغانستان نه حکومت این موضوع را جدی تلقی می‏کند ونه مردم نسبت به آن از خود عکس العمل نشان می‏دهند. این می‏رساند که حساسیت مردم نسبت به مسایل حیاتی نظیر این مسأله بسیار پایین است. و حکومت نیز قاطعیت لازم را در جهت اجرای وظایف خود ندارد. حتا گاه این مسایل انسان را به شک می‏اندازد و این ظن بیش‏تر تقویت می‏شود که ممکن است این کار جنبه‏ی عمدی نیز داشته باشد! چنانچه در مسأله‏ی کتاب زبان و ادبیات دری صنف یازدهم به صورت عمدی نوشته شده است: "زبان دوم". راستی روی چه معیار قانونی دست به چنین تحرکاتی زده می‏شود که باعث نفاق اجتماعی و تخریش اذهان عامه می‏گردد؟ ما در شرایطی قرار داریم که باید دست‏هم را گرفته این سنگ کج را رست نماییم و این بار را به منزل برسانیم، ولی مع الاسف دست‏های پیدا و پنهان، به کارهای اقدام می‏کنند که باعث بحران اجتماعی در کشور می‏شود. شبیه این مسأله را می‏توان در تغییر نام برخی از مکاتب جست‏وجو کرد. تغییر نام مکاتب باید منطبق با تصمیم دولت و اراده‏ی جمعی مردم و فرهنگیان کشور باشد نه براساس سلیقه و ذوق فلان رییس یا وزیر! حتی در برخی ولایت بعضی از مسوولانِ زورآور اقدام به تغییر نام مکاتب و دانشگاه کرده بود. خوب! این حرکت‏های انحرافی چه می‏تواند دست آوردی داشته باشد؟ مشخص است که جز تشنج کشور و تخریش افکار عمومی و ایجاد بحران دیگر در کشور، حاصل دیگری نمی‏تواند به بار بیاورد.

حال وظیفه‏ی دولت وحکومت است که جلو هرگونه اعمال تخریش آمیز و غیر قانونی را بگیرد و باجدیت با این مسأله برخورد نماید. حکومت مسوول است تا برای سامان بخشیدن به امور فرهنگی‏ای از این قبیل، برنامه‏ی خاصی داشته باشد و نگذارد که هر فرد در این امور کلان فکری تصمیم بگیرد و عمل نماید. حکومت به جای مصالح گروهی و فردی به ملت به عنوان یک اندیشه و فکر و سازندگان واقعی افغانستان توجه نماید و از همین رهگذر با تمام مسایل برخورد نماید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 14:28  توسط جعفری  | 

در پشت کتاب صنف پنجم نوشته شده است: "دروس اجمتاعی". حال نظر شما در باره متن های دری کتاب های درسی افغانستان و همچنان ادبیات در دانشگاه های کشور چیست؟ 

 **

خبر تازه :پاکستان به چهار ميليون جلد کتاب درسى مکاتب کشور اجازه انتقال نمي دهد. حال شما فکر کنید اگر این کتاب ها نرسند چه خواهد شد؟

**

شماره هفتم سیمرغ با مطالب تازه از چاپ خارج شد. شما می توانید از طریق فیسبوک  به دست آورید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 14:44  توسط جعفری  |