تبليغاتX
صدای سوخته

صدای سوخته

ادب, فرهنگ, سیاست و اجتماع

رسوايي بزرگ!

كتاب "تاريخ ادبيات بلخ" تاريخ يا تذكره نيست بلكه تبارشناسي شاعران ونويسندگان است كه برحدس وگمان استوار مي باشد و به تعبير ديگر مبتني برتخيل شاعرانه است.

روزی انوری در بازار بلخ می گذشت ، هنگامه ای دید . پیش رفت و سری در میان کرد . مردی را دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود می خواند و مردم او را آفرین می خواندند. انوری پیش رفت ، و گفت : ای مرد ، این اشعار کیست که میخوانی ؟ گفت اشعار انوری . انوری گفت : تو انوری را می شناسی ؟ گفت : چه می گویی ؟ انوری منم ! انوری بخندید و گفت : شعر دزد شنیده بودم اما شاعر دزد ندیده بودم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:13  توسط جعفری  | 

تعريف جامعه شناسي ادبيات

جامعه شناسي ادبيات، شاخه اي از جامعه شناسي عمومي است  كه توجه اصلي خود را به خارج از متن(فرامتن) متمركز مي سازد. توليد و توزيع كتاب، خوانندگان ونويسندگان، منتقدان ونهاد هاي ادبي، موضوعات عمدة مورد بحث آن مي باشند.

توضيح اين كه در جامعه شناسي ادبيات دو ديد گاه مشهور وجود دارد. اين دوديدگاه باعث شده است تا در تعريف جامعه شناسي ادبيات نيز نظريات مختلفي به وجود آيد. براي اين كه تعريف جامعه شناسي ادبيات قدري روشن ترگردد،ضروري است كه به اين دو ديدگاه اشاره نماييم:

الف. ديدگاه ماترياليستي: براساس اين ديدگاه،  ميان ادبيات وجامعه پيوند ميخانيكي و بازتابي برقرار مي باشد. درحقيقت ادبيات بازتاب مسايل اجتماعي واقتصادي است.اين نگاهِ تك بعدي به ادبيات، موجب شده است تا ادبيات استقلال هنري خود را از دست بدهد و به ابزاري براي انديشه  و پيام اجتماعي و اقتصادي تبديل شود.

ب. ديدگاه ايدآليستي: اين ديدگاه، برخلاف ديدگاه مذكور، براين باور است كه آفرينش ادبي از استقلال مطلق برخوردار مي باشد. جامعه نمي تواند در شكل گيري آفرينش هاي ادبي تأثيرگذار باشد چرا كه ادبيات روح مجرد است درحالي كه پديده هاي اجتماعي وتاريخي در قلمرو عينيات قرار مي گيرند . بنابراين ماديات، امكان تأثيرخود را دربرابر روح مجرد از دست مي دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:46  توسط جعفری  |