ادامه مطلب
ادامه مطلب
موقعيت ژئوپولیتک هرواحد سياسي در سرنوشت يك كشور ووضعيت آن درنظام بين الملل تأثيرات بسزايي دارد. سياست خارجي همواره از وضعيت ژئوپولیتک تأثير پذير مي باشد. افغانستان به دليل موقعيت ژئوپولیتک خود همواره در كشاكش بازيگران قدرت هاي بزرگ قرار داشته است. چنان چه زمانی کمیته دفاع استعماری بریتانیا بیان داشت" دروازه های هندوستان در افغانستان قرار دارند و مشکل افغانستان بر وضعیت در هندوستان سیطره دارد..." روي همين ملحوظ دو قدرت بزرگ به منظور دستيابي به آب هاي گرم، افغانستان را مورد تعرض وتجاوز شان قراردادند وتلاش كردند تا اين كشور را در منازعات بين المللي نيز درگير سازند اما افغانستان در جريان دو جنگ جهاني استراتژي بي طرفي را برگزيد وتوانست از اين سياست بهره هاي خوبي ببرد. از اين رو بايد گفت: بي طرفي افغانستان درمنازعات بين المللي از نكتة برجسته درسياست خارجي اين كشور به حساب مي آيد چه اين كه همين امر سبب گرديده است كه تمامي بلوك هاي قدرت درجهان وهمنيطور همسايگان، به افغانستان به مثابة يك كشور قابل اعتماد نگاه نمايند. و ازسوي ديگر افغانستان با توجه به سياست بي طرفي توانسته توجه قدرت هاي بزرگ و كشور هاي منطقه را به خود جلب نموده منافع ملي كشور را از اين طريق تأمين نمايد بدون اين كه خود را در منازعات منطقه اي و بين المللي درگير سازد. بنابراين سياست بي طرفي، يك سياست كاملا دقيق در تاريخ گذشته افغانستان به حساب مي آيد. ليكن در وضعيت كنوني كه شرايط جديدي در منطقه وجهان به وجود آمده و بلوك هاي قدرت از بين رفته جهان به سمت تك قطبي شدن مي رود، آيا باز بايد از اين سياست پيروي نمود؟ براي اتخاذ يك تصميم درست درشرايط كنوني، لازم است سياست بي طرفي افغانستان را درگذشته خصوصاً در جنگ جهاني دوم مورد مطالعه قرار دهيم. در اين مقاله سعي شده است تا ابتدا مفهوم بي طرفي، انواع بي طرفي، شرايط منطقه وافغانستان در دوره جنگ جهاني دوم، توضيح داده شود سپس به بررسي بي طرفي افغانستان در جنگ دوم جهاني پرداخته شود. در اين مقاله به اثبات خواهد رسيد كه بي طرفي افغانستان از كدام نوع بي طرفي بود؟
ادامه مطلب
جامعه برپايه قراداد اجتماعي بنياد نهاده شده است. اين نظر ژان ژاك روسو است. تنها نه او بلكه تمام اصحاب قرارداد اجتماعي مثل هابز و لاك براين باور مي باشند. آن چه روسو را از ديگر اصحاب قرارداد، جدا ومتمايز مي سازد، تفسيري است كه او از قرارداد اجتماعي ارايه داده است. او قرارداد اجتماعي را با اراده عمومي تفسير مي كند و عقيده دارد كه اين قرارداد بين افراد ( چنانچه هابز مي گويد) يا افراد ودولت ( چنانچه لاك مي گويد) شكل نمي گيرد بلكه طي دو مرحله به وجود مي آيد. در مرحله نخست ميان افراد ودر مرحله بعدي ميان افراد ودولت شكل مي گيرد و در كل براراده عمومي استوار مي باشد.روسو براي استحكام نظريه خويش به انسان شناسي رجوع مي كند وقانون واخلاق را برهمين مبنا اعتبار مي بخشد. كتاب "قرارداد اجتماعي" روسو طي سال هاي متمادي مورد استمساك بسياري از محققين بوده واكنون نيز از اعتبار خاصي برخوردار مي باشد. تعدادي از نويسندگان و انديشمندان پيرامون اين كتاب شرح و تفسير هايي را نگاشته اند و به توضيح قرارداد اجتماعي روسو پرداخته اند.از اين رو نگارندة اين متن نيز با توجه به اهميت موضوع، آن را در مزاق طبع خويش يافته در اين نبشته سعي مي ورزد تا قرارداد اجتماعي روسو را براساس روش مقايسه اي شرح دهد.
ادامه مطلب
ادبيات اروتيك"(62)
ادبيات سياه"(63 )
“شطح”(64 )
شعر چرند(65)
آركي تايپ(66)
ادبيات پيشگويانه(67)
چهار معنايي(68 )
شعر سَُبك و تفريحي(69)
شعر سياسي(70)
شعر نمايشي(71)
شعر نو خسرواني(72 )
سه گاهي(73 )
تصنيف( 74 )
شعر شباني(75 )
پورنوگرافي(76 )
منطقه گرايي(77 )
شعر روایتی(۷۸)
شعر لاهوتي (79 )
***
ادبيات اروتيك"(62)
"ادبيات اروتيك" نوعي از ادبياتي است كه به مسايل غريزي مي پردازد. اين نوع ادبي از زمان هاي دور در ادبيات كهن وجود داشته است. هرچند به تناست تفاوت فرهنگ ها، تفاوت چشمگيري درگونه هاي آن ديده مي شود. براساس همين تفاوت برخورد ها، اصطلاحات مختلفي براي آن به كار رفته است از قبيل تن كامه سرايي، ركيك سرایي و... . برخي "اروتيك" را با"پورنوگرافي"(هرزنگاري) مرادف دانسته وبرخي آن دو را ازهم متمايز شمرده اند. به هرصورت چيز مشترك در اين اصطلاحات، بيان مسايل غريزي به صورت عريان وغير عريان آن در اثر ادبي مي باشد . عشق، پوچي، گذرايي بودن، محدوديت واژگاني، استفاده از كلمات ركيك، تصاوير مستهجن، داشتن وجهة شخصي، لذت جويي، و... از جمله صفات "ادبيات اروتيك" به شمار مي آرود.
آن چه "ادبيات اروتيك" را اهميت بخشيده وباعث شده است تا نويسندگان بسياري به آن -به عنوان نوع ادبي - بپردازند، ارزش هاي زيباشناسي آن مي باشد. سيروس شميسا در كتاب خود به نام "شاهد بازي" به صورت مفصل آن را تشريح و واكاوي كرده است.همچنان "داكتر جلال خالقي مطلق" از پژوهشگران اصلي اين نوع ادبي در ادبيات فارسي به شمار مي رود.
"ادبيات اروتيك" در ادبيات ملل جهان جايگاه گسترده اي را به خود اختصاص داده است. در ادبيات سانسكريت و هند باستاني آثار زيادي باهمين گرايش نگاشته شده است كه از جمله مي توان به چند اثر مشهور مثل " كاما سوترا"(كلمات قصار عشق) نوشتة واتسيايانا، "رمزهاي عشق" اثركوكوكا،" پنج خدنگ" اثر"ملك الشعرا"،"روشنايي عشق" نوشتة گوناكارا،"حلقة عشق" ازجايادوا، "جوانة عشق" از"بهانوداتا" و كتاب"مرحلة عشق" اثر شاعري به نام كوليانمول، اشاره كرد. در اساطير يوناني "اورس" پسر خداي جنگ و "افردويت" بانوي خداي عشق وز يبايي، و در اساطير رومي "اَمور" پسر "مراس" خداي جنگ و "ونوس" ايزد بانوي عشق وزيبايي از نمونه هاي روشن "ادبيات اروتيك" در زمان قديم مي باشند. در ادبيات دري نيز مي توان نمونه هاي فراواني را در آثار شاعران ونويسندگان بزرگ مشاهده كرده مثلاً نظامي درهفت پيكر، خاجوي كرماني در شعر گل و نوروز، عارف اردبيلي در فرهاد نامه، ملاعبدالشكور بزمي در داستان پدومات، امير معزي دربرخي از قصيده هايش، مولانا جلال الدين بلخي، منوچهري، خاقاني، حافظ، سعدي، عبدالواسع جبلي، گرگاني، عثمان مختاري، ابوالحامد محمودجوهري زرگري، فرغ فرخزاد، شاملو، سيمين بهبهاني ، فريدون توللي، يدالله رؤيايي و... از شاعران ونويسندگاني اند كه به نحوي اين موضوع را در آثارشان بيان كرده اند. "مه ستي" را نخستين شاعر اروتيك سراي فارسي خوانده اند.
به اين ترتيب اروتيك بخشي از ادبيات فارسي را تشكيل مي دهد و امروزه بعضي از نويسندگان از "رنسانس ادبيات
اروتيك فارسي" سخن مي گويند.
در ادبيات اسلامي نيز نمودار هاي روشن وآشكاري دارد كه بررسي تفصيلي آن مجال ديگري مي طلبد.
ادامه مطلب
محمد محسن حسن سمنگاني(48)
ميرزا احمد علي قندهاري(49)
غلام سخي راهي (50)
ليلا كاويان(51)
عبدالسلام آثم(52)
**
محمد محسن حسن سمنگاني(48)
محمد محسن حسن سمنگاني فرزند ميرزا محمد حسن شاعر، نويسنده، تذكره نگار وژورناليست در سال 1945 م درشهر ايبك ولايت سمنگان ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي وليسه را در زادگاهش به پايان رسانيد. وسپس مشغول ايفاي وظيفه در آژانس خبري باختر گرديد. مدتي به صفت مديرمسوول درجريدة سمنگان كار كرد. زماني هم مدير عمومي اطلاعات وفرهنگ سمنگان بود. همچنان در بورد نشراتي راديو تلويزيون افغانستان به حيث عضو و كارشناس امور اداري و نيز در اتحاديه ژورناليستان به صفت عضو انجام وظيفه نمود. مدتي هم سناتور ولايت سمنگان در پارلمان بود.
محمد محسن حسن در شعر دست بالايي داشت و در قالب هاي غزل، مخمس، مسدس، دوبيتي و رباعي آثار ارزشمندي را برجا گذاشته است. يك دسته گل، اشك خونين، ارمغان سمنگان از آثار چاپ شدة او مي باشند. سمنگان باستان و سرود كوكچه دو عنوان كتاب ديگر وي اند كه تاهنوز زينت چاپ نيافته اند. اين هم نمونه كلام وي :
تا مشك فشان شد نفس صبح جهان را انداخت به آشوب دگر زلف تو جان را
چون ابرو و مژگان تو خونريز به عالم كي چشم فلك ديده چنين تير و كمان را
پيچم به خود از جلوة خورشيد جمالت دل ذره صفت مي دهد از دست تو آن را
شمشاد شود منفعل از قد بلندش بيند اگر اندرچمن آن سرو روان را
با "محسن" ما خنجر نازش چه كند باك؟ آن شوخ چو وي كشته دو صد پير وجوان را
ادامه مطلب