تبليغاتX
صدای سوخته

صدای سوخته

ادب, فرهنگ, سیاست و اجتماع

تعريف جامعه شناسي ادبيات

جامعه شناسي ادبيات، شاخه اي از جامعه شناسي عمومي است  كه توجه اصلي خود را به خارج از متن(فرامتن) متمركز مي سازد. توليد و توزيع كتاب، خوانندگان ونويسندگان، منتقدان ونهاد هاي ادبي، موضوعات عمدة مورد بحث آن مي باشند.

توضيح اين كه در جامعه شناسي ادبيات دو ديد گاه مشهور وجود دارد. اين دوديدگاه باعث شده است تا در تعريف جامعه شناسي ادبيات نيز نظريات مختلفي به وجود آيد. براي اين كه تعريف جامعه شناسي ادبيات قدري روشن ترگردد،ضروري است كه به اين دو ديدگاه اشاره نماييم:

الف. ديدگاه ماترياليستي: براساس اين ديدگاه،  ميان ادبيات وجامعه پيوند ميخانيكي و بازتابي برقرار مي باشد. درحقيقت ادبيات بازتاب مسايل اجتماعي واقتصادي است.اين نگاهِ تك بعدي به ادبيات، موجب شده است تا ادبيات استقلال هنري خود را از دست بدهد و به ابزاري براي انديشه  و پيام اجتماعي و اقتصادي تبديل شود.

ب. ديدگاه ايدآليستي: اين ديدگاه، برخلاف ديدگاه مذكور، براين باور است كه آفرينش ادبي از استقلال مطلق برخوردار مي باشد. جامعه نمي تواند در شكل گيري آفرينش هاي ادبي تأثيرگذار باشد چرا كه ادبيات روح مجرد است درحالي كه پديده هاي اجتماعي وتاريخي در قلمرو عينيات قرار مي گيرند . بنابراين ماديات، امكان تأثيرخود را دربرابر روح مجرد از دست مي دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:46  توسط جعفری  | 

تعريف ادبيات

واژة ادبيات واژة نسبتاً جديد است كه بعد از مشروطيت در زبان فارسي رواج يافت. اما در  زبان انگلسي، قدامت تاريخي آن به  سده چهاردهم برمي گردد. به مرور زمان تا سده هجده تغيرات محتوايي پيدا كرده وامروزه به  حرفه نويسندگي نيز ادبيات اطلاق مي شود. در دايرت المعارف آريانا واژة ادبيات را واژه يوناني قلمداد كرده ونوشته است:

"كلمة ادبيات نيزكه داراي ياي نسبت وجمع ادبي است به معناي علم ادب مستعمل است چنين استعمال اصلاً از علماي يونان برخاسته و اروپا به تقليد آن در فنون وعلوم اكثر كلمة  جمع داراي ياي نسبت را استعمال مي كنند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 13:35  توسط جعفری  | 

از دير باز اين پرسش در ذهنم وجود داشت كه چگونه مي توان از طريق متن، به انديشه هاي اجتماعي شاعر يا نويسنده ره يافت؟ آيا نمي توان مفاهيم اجتماعي را به عنوان يك سوژة مستقل در ادبيات مورد بحث قرار داد؟ بعد از مطالعة آثار نويسندگان، روشن گرديدكه اين موضوع درجامعه شناسي مورد بحث قرار گرفته است. قريب به دو دهه است كه در علم جامعه شناسي به عنوان يك موضوع راه باز كرده و در دانشگاه ها تدريس مي گردد. البته سابقة تاريخي آن به سال ها پيش برمي گردد كه بعداً روي آن سخن خواهيم گفت. اما آن چه مرا برآن داشت تا اين بحث راتعقيب نمايم اين بود كه جامعه شناسان از منظر اجتماعي به ادبيات نگاه كرده و اين بحث را در ظل جامعه شناسي دخيل ساخته اند در حالي كه بايد به عنوان يك شاخه اي از علوم ادبي مورد مطالعه قرار مي  گرفت و در ظل علوم ادبي مطرح مي گرديد. چه اين كه در اين كار، متن ادبي است كه  مورد مطالعه واقع مي شود. يك اثر ادبي در زير ذربين نقد و دريافت خواننده پارچه پارچه مي گردد و به بخش هاي مختلف تقسيم مي شود كه مفاهيم اجتماعي بخشي از آن به حساب مي آيد. از طرف ديگر جامعه شناسان  در جامعه شناسي ادبيات، "ادبيات" را مورد دقت و مطالعه خويش قرار داده اند درحالي كه ميان جامعه شناسي ادبيات و جامعه شناسي ادبي تفاوت فراوان وجود دارد. درجامعه شناسي ادبيات ازتوليد، فروش، مصرف كتاب بحث مي شود در صورتي كه در جامعه شناسي ادبي از كيف وچون اثر ادبي در ارتباط به جامعه، بحث صورت مي گيرد. توجه خاص جامعه شناسي ادبي به معناي اثر است. از اين رو لازم است ادبيات به مثابه يك متن اجتماعي، مورد مداقه قرار گيرد.

ز اين جهت علاقه مند شدم تا به ادبيات، از زاوية ديد جامعه، نگاهي بيندازم و جامعه شناسي ادبي را به عنوان يك موضوع ادبي -مستقل از جامعه شناسي ادبيات- مطرح ساخته ومطالعه نمايم. اين كار اگر چند يك فعل كلان و گسترده است ونياز به مطالعه بسيار وجدي و وجود منابع فراوان دارد اما با آن هم آن چه از توان برايد بايد اقدام گردد زيرا ضرورت آن براي جامعه ادبي ما امر كاملاً ملموس مي باشد. وبه پنداشت اين قلم، جاي آن در ادبيات كنوني ما خالي به نظر مي رسد. به اين حساب بحث را به شيوه معلوماتي وفشرده و در عين حال روشن آغاز مي كنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط جعفری  |