مصطلحات ادبي
شعر آزاد(54)
شعر آزاد، شعر فارغ از قيد وزن وقافيه كه به ضرباهنگ و موسيقي كلمات توجه دارد. مصرع ها به حسب موسيقي كلام ومتناسب بامضمون كوتاه وبلند مي شود. به اين نوع شعر شعرشاملويي و شعر نيز مي گويند. شاملو وبيژن جلالي از نخستين شعر آزاد سراي فارسي به شمار مي آيند. اما نوع ديگري از شعر آزاد است كه از مصراع هاي موزون نامساوي تشكيل يافته است. تكية آن بر آهنگ گفتار طبيعي زبان -كه ازتناوب هجاهاي تكيه دار و بي تكيه حاصل شده است-مي باشد. اين نوع شعر كه در اواخر قرن بيست شهرت يافت، ابتدا در ادبيات فرانسه به وجود آمد. شاعران سدة نزده با شكستن قالب هاي سنتي و ايجاد تعديل در وزن و قافيه شعر در پي خلق شيوة جديدي برآمدند. نظم موزون اسكندراني (مصراع 12 هجايي) را برهم ريختند و شعري با مصراع هاي غير متساوي به وجود آوردند. آرتور رمبو نخستين شاعر آزاد سراي فرانسه است كه نخستين شعرش آزاد را در سال 1886 م سرود. به دنبال او شاعران آزاديخواه ديگري در امريكا وانگلستان اين شيوه را ادامه دادند و اشعاري با مصراع هاي كوتاه وبلند سرودند و شمار هجاها را مطابق دلخواه خود اضافه كردند. برخي از محققين براين باورند كه شعر آزاد فرانسه از ترجمة كتاب مقدس شاه جيمز الهام گرفته است چه اين كه در ترجمه شاه جيمز از خصوصاً بخش سرود سليمان و مزامر از شعر آزاده استفاه شده است. بعض ديگر از دانشمندان والت ويتمن شاعر امريكايي را آغازگر شعر آزاد در امريكا مي دانند. به عقيدة اين ها، ويتمن در سال 1855 م كتاب برگ هاي علفزار سرود.
شعر حجم(55)
شعر حجم نوعي از شعري است كه در سال هاي 1346 1347 ه. ش رسماً موجوديت خود را اعلام كرد ودر سال 1348 ه. ش يدالله رؤيايي و چند تن از شاعران بيانيه شعر حجم را در نشريه بارو به چاپ رساندند. حجم گرايي، حركت ذهني، ديد حجمي، فاصله هاي ذهني،نگرش سه بعدي، نام ديگري اند كه براين نوع شعر اطلاق شده اند. برخي شعرناب را نيز شعر حجم دانسته اند اما تعداد ديگر ميان اين دو تفاوت قايل شده اند. دراين كه شعر حجم چگونه شكل گرفت، محمد حقوقي براين نظر است كه شعر حجم كپي وتقليد از شعر شاعران اروپايي نظير نه شار، پرس، هولدرين و اليوت است. هرمزعليپور باورمند است كه شعر حجم ترجمة عيني شعر شكسپر و ارتور كسلر مي باشد. برخي براين عقيده اند كه شعر حجم تقليدي از داداييست ها وسورياليست ها ست. اما يدالله رويايي اين ديدگاه را قبول ندارد و در كتاب هلاك عقل به وقت انديشيدن صريحاً مي نويسد: "اسپاسمانتالیسم (= حجمگرایی ) سوررئالیسم نیست". بعضي از نويسندگان حجم گرايي عكس العملي در برابر جريان مسلط دهه سي و نيمه دهه چهل مي داند كه اعتقاد به نماد گرايي داشت.
آن چه اين قالب را از ساير قالب هاي شعر جديد ممتاز مي سازد عبارتند از توجه به عنصر خيال، استفاده فراوان از تصاوير ذهني، گريز از هنجار هاي نحوي زبان، آشنايي زدايي، پرداختن به زبان به عنوان يك اصل مهم ، كشف روابط ومناسبات جديد و تجريدي ميان اشيا و ايجاد تصاوير سورياليستي، استفاده از زبان پيچيده ومبهم و پرهيز از معنا سازي ومحتوا نگري. درحقيقت توجه اصلي شعر حجم به فرم مي باشد و به تز هنر براي هنر معقتد است. به اين نمونه از شعر حجم توجه نماييد:
من سیاه / من سفید، زرد / من چنگ رنگها را میبینم / آهنگهای زندانی در فضای الکلی / زمینی که میسوخت / به تو خیره شدم / چشمانت غرق در سبزی است / برای میز و فنجان / تصمیم گرفتم / لالههای دیواری / مرا با خود به شاه نشین می برد / اما سقف کافه کوتاه است».
از شاعراني كه در اين عرصه گام هاي جدي برداشته و به عنوان شاعر حجم گرا معروف مي باشند، مي توان از اين شاعران نام برد: يدالله رؤيايي،منوچهر شيباني، محمود شجاعي، پرويز اسلام پور، بيژن الهي، بهرا اردبيلي، هوشنونگ تندركيا، فيروز ناجي، هوشنگ آزادي ور، فريدون رهنما، نصيب نصيبي، پرويز زاهدي، محمد رضا اصلاني، علي مراد فدايي نيا، سيروس اتاباي، نورالدين شفيعي، كامران ديبا و رضا زاهدي.
شعرحجم به عبارت ديگر:
يكي از قالب هاي شعري شعر حجم است. به اين نوع شعر، حجم گرايي، حركت ذهني، ديد حجمي، فاصله هاي ذهني،نگرش سه بعدي، نيز مي گويند.
شعر حجم در سال 46 -47 رسماً موجوديت خودرا اعلام كرد و درسال 48 يدالله رويايي بيانيه شعر حجم را در نشرية بارو منتشر كرد. مطابق گفته هاي اين بيانيه وهمينطور دركي كه از نمونه هاي ارايه شده شعرحجم به دست مي آيد ، شعر حجم از اين ويژگي ها برخود دارد مي باشد:
يعني درشعر حجم ميان مضاف ومضاف اليه رابطه اي برقرار نيست و حالت يك بعدي ذهني در آن در نظر گرفته نمي شود.بلكه ميان اشيا مناسبات جديدي با تصوير هاي سورياليستي ايجاد مي گردد. مثل گل يخ، چاقوي پرنده، پرندة شيشه يي و... همچنان استفاده از زبان پيچيده ومبهم، فردگرايي، آشنايي زدايي، گريز از هنجار هاي نحوي زبان، توجه به عنصر خيال، استفاده فراوان از تصاوير ذهني وانتزاعي، پرهيز از معنا سازي ومحتوا نگري و در يك كلام، اعتقاد به اصل هنر براي هنر و اصالت فرم از عناصر و ويژگي هاي عمدة شعرحجم به حساب مي آيند. رويايي،منوچهر شيباني، محمود شجاعي، پرويز اسلام پور، بيژن الهي، بهرا اردبيلي، هوشنونگ تندركيا، فيروز ناجي، هوشنگ آزادي ور، فريدون رهنما، نصيب نصيبي، پرويز زاهدي، محمد رضا اصلاني، علي مراد فدايي نيا، سيروس اتاباي، نورالدين شفيعي، كامران ديبا، رضا زاهدي از شاعران برجسته حجم گرا مي باشند.
شعر حجم در اواخردهة چهل از قالب هاي مطرح شعر به حساب مي آمد. چاپ اين نوع شعر ها در مجلات، كتب و جُنگ ها وهمچنين ارايه بحث هاي نظري در شرح و توصيف آن ازسوي شاعران حجم گرا، باعث گرديد بوده كه شعر حجم لااقل به عنوان يك قالب جديد، جايي در حوزة ادبيات فارسي براي خود باز نمايد و از طرفي هم چون شعر دهة سي ونيمة دهة چهل كه قالب مسلط با بينش نمادگرايي بود، راه تكرار وكهنه اي را مي پيمود، لذا بسياري از شاعران علاقه گرفتند تا به طرح جديد شعر كه از سوي رويايي و... ارايه مي گرديد روي بياورند. اما در همين زمان گروه ديگر كه شمار شان هم بسيار بودند و دوطيف كلاسيك و نيمايي را تشكيل مي دادند، در برابر اين رخداد ايستادند و به رد نظريات رؤيايي ودوستان شان، پرداختند. محمد حقوقي در نوشته خود ، شعرحجم را كپي برداري از شاعران اروپايي وتقليد از نه شار، پرس، هولدرين واليوت مي دانست و هرمز عليپور آن را ترجمه عيني شكسپر، ارتور كسلر عنوان مي كرد . با وجود انكار رؤيايي اين نظريات مخالف را، شعرحجم نتوانست در برابر اين دسته از شاعران كلاسيك سرا و نيمايي سرا و شاملو سرا تاب مقاومت بياورد. اين بود كه شعر حجم اندك اندك از رونق باز ماند.
خلاصه:
به طور خلاصه اوصاف و عوامل شعر حجم را مي توان اين گونه بيان كرد:
اوصاف:
- رابطه مضاف و مضاف اليه ويك بعد ذهني براي آن در نظر نمي گيرد.
- كشف روابط ومناسبات جديد وتجريدي ميان اشيا وايجاد تصاوير سورياليستي( گل يخ، چاقوي پرنده، پرنده شيشه اي،
- استفاده از زبان پيچيده و مبهم
- اصل هنر براي هنر
- فردگرا
- آشنايي زدايي
- گريز از هنجار نحوي زبان
- توجهه به عنصر خيال
- استفاده فراوان از تصاوير ذهني، انتزاعي
- پرداختن به زبان
- مشكل بيان وساختمان بيروني شعر
- پرهيز از معنا سازي ومحتوانگري
- شعر فرم
شاعران: رويايي،منوچهر شيباني، محمود شجاعي، پرويز اسلام پور، بيژن الهي، بهرا اردبيلي، هوشنونگ تندركيا، فيروز ناجي، هوشنگ آزادي ور، فريدون رهنما، نصيب نصيبي، پرويز زاهدي، محمد رضا اصلاني، علي مراد فدايي نيا، سيروس اتاباي، نورالدين شفيعي، كامران ديبا، رضا زاهدي
عوامل:
- تقليد از داداييست ها وسورياليسم با وجود انكار رويايي
- عكس العمل در برابر جريان مسلط دهه سي ونيمه دهه چهل( نماد گرايي)
- انتشار جرايد، جنگ ها ، مقالات و كتب وطرح بحث هاي نظري
- حقوقي: كپي برداري از شاعران اروپايي وتقليد از نه شار، پرس، هولدرين واليوت
هرمز عليپور: ترجمه عيني شكسپر، ارتور كسلر
هايكو(56)
نخستين شعر سنتي جاپان به نام تانكايي در قرن هشتم ميلادي توسط يك زن با وزن هجايي 7-7-5-7-5 سروده شد. در اوايل قرن 15 ميلادي قالب ديگري از اين شعر به نام "رنگا" رواج پيدا كرد.اين قالب نيز همان وزن تانكايي راداشت ولي با اين تفاوت كه مجموعه هجاي اول( 5-7-5 ) توسط يك نفر و مجموعه هجاي دوم (7-7 ) توسط فرد ديگري سروده مي شد. اين شيوه ابتدا به شكل تفنني پابه عرصه وجود نهاد اما بعد ها جايگاه خود را در ادبيات جاپان باز نمود. در اين شعر "فصل واژه" عنصر اساسي به حساب مي آمد.
يك قرن بعد از رنگا، قالب ديگري به نام "هايكاي" در ادبيات جاپان به وجود آمد. هايكاي نيزمانند رنگا، وزن 7-7-5-7-5 راداشت و فصل واژه در آن رعايت مي گرديد، با اين فرق كه تمامي آن توسط يك نفر خوانده مي شد و از صنايع شعري در آن خبري نبود. ماتسوا –باشو از استادان مسلم اين شيوه بود كه چهار سال اخير زندگي خود را به سرودن هايكاي گذراند.
بعد از باشو،ماسا او كا –شيكي شكل جديدي را ارايه داد. او درشعر خود، تنها مجموعةهجا اول يعني 5-7-5 را همراه با"فصل واژه" به كار برد.
در سال 1868 ميلادي وقتي امپراتور ميجي قدرت را به دست گرفت، شروع به اصلاحات كرد . در اين ميان ادبيات نيز از اصلاحات وي متأثر گرديد. جريان هاي نو ادبي چون ناتوراليسم، رياليسم و... پديد آمد. با تغيير تقويم كشور ميجي، در فصول سال نيز تغييراتي ايجاد گرديد. در تقويم جديد، زمستان فصل اول سال بود. به اين لحاظ در" فصل واژه" هاي هايكو نيز چرخشي به وجود آمد. در كنار اين، "هايكوي حكومتي" بامضامين تشكر از خدا،عشق به وطن، ولايت امپراتور و اخلاق متعالي، شكل گرفت. هرو، باي شيتسو و سُكيو از استادان مشهور هايكو در سال هاي اوليه دورة ميجي بودند.
در سال 1893 م (25 دوره ميجي) ماسا اوكا-شيكي مقاله اي را در "روزنامه جاپان" چاپ كرد كه در آن ضمن رد تقسيم بندي هايكو براساس فصل واژه،وزن هايكو را 5-7-5 تعيين نمود. شيكي معتقد به توصيف ظاهر بود. او مي گفت هرچه را مي بينيم بايد بدون هيچ گونه دخالت ذهني بيان نماييم.
بعد از مرگ شيكي (1902 م) در سال 1917 م هه كي گُتو، "روش القاء" را ترويج نمود. يعني در هايكو آنچه از ديدن يك منظره در ذهن شاعر القا مي شود به صورت هايكو بيان مي گردد. در اواخر دوران ميجي، هايكوسراياني چون ناكاتسو كا-ايّپه كي رو، اُگي وارا- اي سن سويي به شيوة ديگري از هايكو كه به صورت نثر سروده مي شد پرداختند مانند اين شعر از اي سن سويي:
پارو كشيدن و جلو رفتن
درميانه اي كه تنها ماه در آن است
بعد از مرگ امپراتور ميجي( 1912 م) دورة تايشو فرا رسيد. در آغاز اين دوره ، هايكو حالت نثري خود را همراه با فصل واژه حفظ و باگرايش جديد گسترش پيدا كرد. بعداز آن گروه هاي ديگري با محوريت هه كي گُتو، ايّپه كي رو، اي سن سواي، به عنوان راهيان جنبش جديد هايكو به وجود آمدند كه همه بر حذف فصل واژه و وزن كم تر از 17 (16-9) هجا تأكيد داشتند.
نكته قابل يادكرد اينست كه در كتاب واژگان توصيفي ادبيات،از" فوجيو ارا نو بوسه ني" به عنوان نخستين هايكوسراي جاپاني ياد مي كند كه در سده سيزده مي زيسته است.
اما ترجمه هايكو بعد از مرگ ماسا اوكا-شيكي در سال 1902 آغاز گرديد. استادان خارجي كه در پوهنتون توكيو،تدريس مي كردند، دست به ترجمة هايكو به زبان هاي فرانسوي، انگليسي وفرانسوي زدند. در زبان فارسي هايكو ابتدا توسط سهراب سپهري معرفي گرديد. بعد توسط احمد شاملو وع. پاشايي مورد شناسي قرار گرفت.
از ويژگي هاي هايكو مي توان به اين عناصر اشاره نمود: توصيف واقعيت ، توصيف ظاهر،استفاده از روش ديد بدون دخالت ذهن، استفاده از فصل و اژه، ايجاز، سادگي، نداشتن پايان، سرگرم كنندگي، بازي با كلمات، رهايي از كاربرد صنايع ادبي، آزادي بيان، دوري از ارايه معاني پيچيده، سكوت وآرامش و استفاده از ذن.
شعر ناب(57)
يكي از قالب هاي ديگر شعر فارسي "شعر ناب" است. به شعر ناب، شعر محض و يا شعر سره نيز اطلاق شده است. شعر ناب شعري است كه از مضمون و محتواي آموزنده خالي مي باشد و به هدف لذت بخشيدن به خواننده يا شنونده سروده مي شود. موسيقي كلمات و يا تصوير هاي خيالي شاعر را براي رسيدن به اين هدف كمك مي كنند . نخستين بار ادگالن پو (شاعر وداستان نويس امريكايي – 1809- 1849 ) اين اصطلاح را به كاربرد. در زبان فارسي به گفتة دانشنامه آزاد "ويكي پيديا" ، منوچهر آتشي در سال هاي دهة پنجاه جريان شعر ناب را بنيان گذاشت. وي درنيمة اول دهه پنجاه، مسوول صفحه شعر "تماشا" وابسته به راديو وتلويزيون ايران بود. در آن صفحه از آريا آياپور به عنوان يكي ازشاعران "شعر ناب" نام برد. از آن پس شاعران ديگري به اين جريان پيوستند وشعر ناب رونق يافت. ليكن هرمزعلي پور در جايي،خود را پايه گذار آن قلمداد كرده و گفته است: "كه در سال۱۳۵۲، با تكيه بر ايجاز و استفاده از واژه هاي پر انرژي و تأكيد بر افعال به زباني تازه و تا حدودي مستقل دست يافته است و در نشست هاي آموزشي، گونة اين تجربيات را در اختيار چند تن از شاعران جوان مسجدسليمان از جمله: سيد علي صالحي، آريا آرياپور، حميد كريم پور، سيروس رادمنش و... قرار داده و از تازگي و طراوت نگاه آنان استفاده مي كرده است. علي پور عنوان كرده است كه به تدريج با انتشار نوعي شعر در ويژه نامه هايي با مقدمه نويسي هاي منوچهر آتشي از سوي مجلة "تماشا" در فاصله بين سالهاي۵۷-۵۵، اصطلاح شعر ناب در نشريات مطرح گرديده و پس از آن به مرور زمان، شعر ناب از انحصار شاعران مسجد سليمان درآمده و شاعراني از ديگر مناطق از جمله: فيروزه ميزاني، فرامرز سليماني، مهدي مصلحي، فرهاد پاك سرشت و... زير عنوان شعر ناب معرفي شده اند. علي پور، مصادف شدن دوران اوج شعر ناب با انقلاب ۵۷ را عامل كم توجهي به اين حركت دانسته است."
( http://kianooshkeshvari.blogfa.com/post-1.aspx)
برخي، شعر ناب را با شعر حجم اشتباه گرفته اند وهردو را- به دليل رد توجه به عناصرغير شاعرانه و وابستگي به تكفر يا جهان بيني خاص- مرادف هم خوانده اند. اما حقيقت اين است كه اين دو باهم متفاوتند. شعر ناب از محتواي پندي و تعليمي برهنه مي باشد ودر مقابلِ شعر تعليمي قرار دارد در حالي كه شعر حجم اين گونه نيست. با وجود اين كه هدف اصلي درشعر حجم فرم مي باشد اما با آن هم محتوا در درون زبان كاركرد اساسي خود را حفظ مي كند.
عربعلي رضايي در كتاب "واژگان توصيفي ادبيات" بعضي از سروده هاي احمد رضا احمدي ويدالله رؤيايي را از اين نوع شعر دانسته است.
فرماليسم( 58)
فرماليسم ياصورتگرايي يكي از مكاتب مهم نقد ادبي است كه در حدود 1917 م ( درخلال جنگ جهاني اول) در روسيه شكل گرفت. ويكتور شكلوفسكي( منتقد روس: 1893- 1975 )،يوگني ايوا نوويچ زامياتين( رمان نويس ونمايشنامه نويس روس: 1884-1937 )، رومن ياكوبسن( زبانشناس روس:1896 -1982 ) و پطربوگاتيرف( فولكلورشناس اسلواك: 1893-1970 ) رااز پايه گذاران اين مكتب دانسته اند. اين نام ابتدا توسط مخالفين براي تحقير به اين مكتب نهاده شد سپس اندك اندك اين مكتب خود، به اين نام شهرت واعتبار يافت. فرماليست هاي روس دو گروه عمده بودند كه هركدام انجمني به نام هاي انجمن مطالعه در زبان ادبي (يا انجمن زبان شعري) و انجمن زبانشناسي مسكو ياد مي شدند. انجمن نخست را پطرسبورگ در سال 1916 و انجمن دوم را كوبسون در سال 1915 م تأسيس كرد.
اساس تفكر فرماليسم را نقد بر پايه زبان وساختار وعناصر موجود در خود اثر – جدا از نويسنده، شاعر و شرايط جانبي- تشكيل مي دهد. فرماليست ها معتقدند كه زبان يا شكل، وسيله براي بيان محتوا يا درخدمت محتوا نمي باشد بلكه خود، عامل اصلي براي ايجاد محتواي ادبي اثر به حساب مي آيد. هنر شكل وشيوه است نه وسيله واين شكل، خود موضوع هنر مي باشد.
فرماليست ها زبان ادبي را مستقل از زبان هاي ديگر مي دانستند و باورمند بودند كه اثر ادبي همانا فقط فرم(شكل) است نه محتوا وفرم. محتوا اگرچند ناقل انديشه ها، احساسات وعواطف است ليكن خود در درون عناصر زباني جاي دارد. به اين ترتيب فرماليست ها محتوا را به كلي ناديده نمي گيرند بلكه ميان محتوا و فرم به نوعي از رابطه قايل مي باشند در حالي كه فوتوريست ها به محتوا اصلا اعتقاد نداشتند. بهرصورت، توجه خاص به فرم، هنجار گريزي در زبان ، صناعات ادبي ، تصرف در محور همنيشيي، برجسته سازي،و... محور هاي اساسي تفكر فرماليست ها را تشكيل مي دهند.
هنجار گريزي(59)
هنجار گريزي از موضوعات مهم سبك شناسي جديدونقد ادبي به حساب مي آيد. اين اصطلاح را نخستين بار گروهي از صورتگرايان چك وضع كردند و منظور از آن عدول از هنجار معمول ومتعارف است. سبك شناسي مبتني برهمين اصل مي باشد. ساخت ادبي نيز ريشه در همين امر دارد؛ يعني وقتي ما به يك سبك و ساخت جديد مي رسيم كه تغييري در ساخت قبلي ايجاد شده باشد و اين تغيير هم به نحوي باشد كه تنها به ساخت غير دستوري محدود نگردد بلكه خود ابداع هنري محسوب گرديده سبك خاصي را پديد آورد. هرچه اين تغيير بيشتر باشد، امكان رهيافت به سبك ويژه فراهم تر است. براي هنجار گريزي انواع مختلفي را ذكر كرده اند از جمله؛
1-هنجار گريزي آوايي: منظور از آن عدول از قواعد آوايي زبان معيار است.مانند اين بيت مولوي كه مي گويد:
يك دهان داريم گويا همچو ني يك دهان پنهانست در لب هاي وي
كه پنهانست برخلاف قواعد معمول بايد پنهانست تلفظ گردد.
2- هنجار گريزي زماني: مقصود از آن واژه يا ساختاري است كه در گذشته معمول بوده ولي در زمان حاضر مورد استفاده واقع نمي شود ولي شاعر بارديگر از آن سود مي برد واستفاده مي كند مانند كلمات باژگونه و آبگينه در شعر احمد شاملو:
غبار آلوده از جهان
تصوير باژگونه در آبگينه بي قرار
3- هنجارگريزي سبكي: مثلاً در متن واحد، زبان نوشتار به زبان گفتار تبديل گردد وبالعكس مثل اين قسمت از شعر شاملو كه قسمت دوم آن به زبان گفتار تبديل شده است:
عصر عظمت غول آساي عمارت ها
و دروغ
عصر رمه هاي عظيم گرسنگي
و وحشت بار ترين سكوت ها
هنگامي كه گله هاي عظيم انساني
به دهان كوره ها مي رفت
و حالا اگه دلت بخواد
مي توني با يه فرياد
گلوتو پاره كني
ديوارا از بُتُن مسلحن
4-هنجار گريزي گويشي: و آن عبارت است از آوردن واژه ياعبارتي از گويش خاص (غير از گويش معمول در زبان معيار) در شعر مثل اين شعر نيما:
...زير شماله مي گذرد ده
جدار راه چيده شده است
با تن هاي زنان...
شماله از واژهاي معمول در گويش خاص مازندران است و به معناي برافروختن چوب مي باشد.
5-هنجار گريزي معنايي: و آن عبارت است از عدم رعايت قواعد معنايي حاكم بر كيفييت همنشيني واژه ها در زبان معيار. چنانچه مولي مي گويد:
ما نه مرغان هوا نه خانگي دانه ما دانه بي دانگي
هركبوتر مي پرد زجانبي وين كبوتر جانب بي جانبي
دانه بي دانگي و جانب بي جانبي از عبارت هايي اند كه در زبان معمول فاقد معنا مي باشند.
6- هنجار گريزي نحوي: وآن عدم رعايت قواعد نحوي درشعر مي باشد مثل اين شعر از اخوان ثالث:
با چكاچاك مهيب تيغ ها مان تيز
غرش زهره دران كوس ها مان سهم
پرش خارا شكاف تير هامان تند
در اين جا قيد وصفت بعد از ضمير ملكي قرار گرفته اند كه خلاف قواعد نحوي مي باشد.
7- هنجار گريزي نوشتاري: كلمه يا عبارت به نحوي نوشته شود كه معناي ديگري غير از معناي معمول را در ذهن متبادر سازد مثل اين نمونه از شعر حميد مصدق:
... او بود
ار وي نرده
خم شده
روي
ر
و
د...
طرز نوشتن رود خم شدن را مي رساند
8- هنجار گريزي واژگاني: و آن عبارت است از اين كه برخلاف قواعد معمول واژه سازي، واژه جديد ساخته شود مثل واژه نفسدوده در اين شعر از اخوان ثالث:
... با آن كه شب شهر را ديگر هايي است
با ابرها و نفسدود هايش
تاريك وسرد و مه آلود كرده است ....
تجريد گرايي(60)
"تجريد" از اصطلاحاتي است كه در سبك شناسي، صنايع ادبي و زبان شناسي مورد بحث قرار گرفته است. برخي آن را ملازم اصطلاحِ "تشخيص"، دانسته اند.
"تجريد" مفهومي است در مقابل تجسم. منظور از تجريد گرايي در اين جا، بيجان سازي پديده هاي جاندار در شعر است. مثلا ً وقتي سهراب سپهري مي گويد:
شبيه هيچ شده اي
چهره ات را به خاك بسپار
(سايت ديگرن - سپهري ص128)
اين، يك نوع تجريد گرايي است چرا كه "هيچ" مفهوم انتزاعي است كه پيكر شخصِ مورد نظر شاعر، به آن تشبيه شده است.
اما دراصطلاح"بيان"، تجريد، مفهوم نسبتاً متفاوت تري دارد.در فرهنگ ادبيات فارسي تجريد را چنين معنا مي كند:
"تجريد در اصطلاح بيان، آن است كه گوينده يا نويسنده از موصوفي، موصوف ديگرِ متصف به صفتِ موصوف نخستين، انتزاع كند و بدين سان بر قوت وشدت اتصاف موصوف نخستين به صفت مشترك تأكيد ورزد و در آن اتصاف مبالغه كند."
براي تجريد انواعي را ذكر كرده اند كه مهم ترين آن ها تجريد مستقيم و غير مستقيم است. تجريد مسقيم آن است كه گوينده يانويسنده شخص خود را به صورت منادا مورد خطاب قرار دهد مثل اين بيت حافظ:
حافظا مي خور و رندي كن و خوش باش ولي
دام تذوير مكن چون ديگران قرآن را
تجريد غير مستقيم عبارت است از اين كه گوينده يا نويسنده شخص خود را به صورت غير مستقيم مورد خطاب قرار دهد. مانند اين بيت از نظيري نيشابوري:
نظيري را به مجلس بردم امروز وغلط كردم
مرا رسواي عالم ساخت چشم گريه آلودش
( فرهنگ ادبيات فارسي/ 393 )
در اشعار سبك هندي موارد فراوان از تجريد به چشم مي خورد.
البته بايد درنظر داشت كه اين "تجريد" با تجريدي كه به معناي "حذف" به كار مي رود فرق دارد چه اين كه تجريد به معناي حذف، عبارت است از حذف يك يا چند حرف از حروف الفبا در شعر كه غالباً هم "الف" حذف مي شود مثل حذف حرف الف از اين بيت رشيد وطواط:
خسرو ملك بخش كشور گير
كه ز خلقش به عدل نيست نظير
(همان/ 526)
تجسم گرايي(61 )
تجسم گرايي يكي از اصطلاحاتي است كه درسبك شناسي، صناعات ادبي، زبان شناسي ونقد، مورد نظر واقع شده است و در شعر، داستان ونثر كاربرده ويژه دارد. منظور از آن جسم بخشيدن به مفاهيم ذهني است . به عبارت ديگر ؛ يعني به چيز هاي مجرد، صفات و ويژگي هاي انساني (از قبيل روح، وجدان، شخصيت، عاطفه، حركت و...) و غير انساني بخشيدن. نوع مهمي از تجسم گرايي ،تشخيص مي باشد كه از آن به انسان انگاري نيز ياد شده است.چنان چه در اين شعر حزين لاهيجي مي خوانيم:
اي خرد عمر تو كم! درغم دنيا بنشين
اي جنون وقت تو خوش بوي بهاران برخاست
( نقد ادبي شميسا/ 127 )
كه"خرد" و "جنون" به شخص تشبيه شده اند و تشخيص انجام گرفته است. به اين عمل تشخيص اطلاق مي گردد.
تجسم گرايي پشينة بسيار ديرينه در ادبيات دارد. در ادب دري نيز كار برد فراوان داشته است. درنمايشنامه هاي اخلاقي سده هاي ميانه شخصيت هاي بسياري در قالب مفاهيم انتزاعي مثل زيبايي، حقيقت، خرد، انتقام و... ظاهرشده اند. چنان چه در نمايشنامه مشهور "مردم"، زيبايي، دانش وقدرت ازشخصيت هاي نمايشنامه مي باشند. بنابراين جسم بخشي به مفاهيم ذهني امري است عام كه در انواع ادبي و هنر جايگاه درخور داشته است.
جاندار پنداري، حيوان پنداري، سيال پنداري و جسم پنداري و... از ديگر انواع تجسم گرايي مي باشند. منظور از جسم پنداري، وجود خاصيت جسمي در شي ء است و جاندار بودن يا سيال بودن در آن مد نظر نمي باشد. مانند اين شعر سهراب سپهري:
روزگاری است در این گوشةپژمرده هوا
هر نشاطی مرده است
( سايت ديگران ، درآمدي بر نشانه شناسي شعر: درزان سجودي/ سپهری ، ص 12)
