قبلا كتاب سوزي را شنيده بودم ولي نشينيده بودم كه شمار زيادي از كتاب ها به آب انداخته شوند. موارد چندي را مي توان در تاريخ افغانستان سراغ گرفت كه كتاب خانه ها به آتش كشيده شده اند. ازجمله مي توان به كتاب سوزي دوران طالبان در سمنگان و جوزجان اشاره كرد؛ اما در هفتةگذشته همه شنيديم كه بيش از دو هزار جلد كتاب به دريا ريخته شد. آن هم توسط نمايندگان اطلاعات وفرهنگ افغانستان وبرخي از مقام هاي دولتي!
اين، يك خبر تكان دهنده بود. هرگز نمي توانستم باور كنم كه در عصر ارتباط وتكنولوژي- در جامعه اي كه ما صد در صد به اين منابع نياز داريم- انبوهي از كتاب ها به دريا ريخته شوند. دليل اين كار را مقام هاي وزارت اطلاعات وفرهنگ اين گونه توصيف كرده اند كه اين كتاب موجب نفاق در داخل افغانستان مي شدند.
براي بررسي اين موضوع نخست بايد گفت: از جمله يازده عنوان كتابي كه به آب انداخته شده اند نهج البلاغه حضرت علي، گل سرخ دل افگار (كتاب داستاني )از محمد جواد خاوري، شناسنامه افغانستان از بصير احمد دولت آبادي، اصول كافي (مجموعه احاديث) و هزاره ها نوشتة حسن پولادي با ترجمه عالمي كرماني است. اين كتاب ها به ظن اين مقامات عزيز! عامل شقاق ونفاق خوانده شده اند لهذا از ورود آن جلوگيري به عمل آمده است. در حالي كه همين كتاب ها را مي توان در داخل افغانستان در بسياري ازكتاب فروشي ها پيدا كرد و تاكنون هيچ يك از اين ها اختلافي را به وجود نياورده اند.
كتاب نهج البلاغه چيزي نيست كه فضيلت و صدق آن را كسي منكر شود. انكار نهج البلاغه انكار سخن حق است . نهج البلاغه بيش از چندين قرن است كه در دست مسلمين مي باشد و در خانة هر اهل سخن ودانش يافت مي شود و از قدر واحترام خاصي برخوردار مي باشد. ابن ابي الحديد يك دانشمند سني است كه برآن شرح نوشته است. جرج زيدان يك نويسنده مسيحي است كه در بارة نهج البلاغه و سخنان حضرت علي (ع) نوشته هاي بسياري دارد. به قول اكثر انديشمندان، نهج البلاغه پس از قرآن، بزرگ ترين ومقدس ترين كتاب مسلمين مي باشد. با اين حساب چگونه مي توان با جسارت تمام آن را به آب انداخت؟ نمي دانم جناب "خرم"! اين كتاب را خوانده است يا بدون خواندن وامضا، حكمِ به آب ريختن آن را صادر نموده است؟ من مطئنم كه ايشان اين كتاب رانخوانده است ورنه حكمت هايي كه دراين كتاب وجود دارد مانع از اين مي شد كه چنين غيرعاقلانه حكم به ريختن در آب را صادر فرمايند! بناءاً اعتبار ومنزلت نهج البلاغه برهيچ كسي پوشيده نيست.
از نهج البلاغه كه در گذريم، اصول كافي نيز يكي ديگر از كتب معتبر حديث مي باشد. اين كتاب سخنان پيشوانان شيعي را درخود جاي داده است خصوصاً سخنان امام صادق(ع) را كه يكي از ائمة اهل تشيع است. تا حال در هيچ جاي دنيا در مقابل اين كتاب معتبر چنين جسارتي صورت نگرفته است. معلوم نيست كه آقاياني كه اين كتاب را به آب ريخته اند، آن را ورق زده اند؟ آيا احاديث موجود در آن را خوانده اند؟ اين قلم باورمند است كه اين افراد از سر لجاجت و عقده هاي شخصي اين كار را انجام داده نه اينكه واقعاً كتاب مذكور را خوانده باشند.
اما كتاب "گل سرخ دل افگار" كه يك كتاب داستاني است، همين اكنون در كتاب فروشي هاي كابل يافت مي شود. علاوه برآن ،در دوسال پيش نويسندة همين كتاب يعني محمدجواد خاوري در كابل در سومين جشنوارةادبيات فارسي يك داستان از آن را در حضور جمع كلان ادبي قرائت نمود كه هيچ كس معترض آن نگرديد. اين نگارنده تا جايي كه كتاب مذكور را خوانده چنين چيزي در آن نديده است. حالا چه چيز باعث شده كه يك تعداد كسان به بهانة تفرقه افگني اين كتاب را از دست رس مردم دور نگه دارند و در آب بريزند؟ آيا اين خود به نفاق ملي دامن نمي زند؟ آيا وزير محترم خود اين كتاب را خوانده است؟ آيا وي با داستان نويسي ونماد هاي داستاني آشنايي دارد؟ آيا مي داند كه يكي از عناصر مهم داستاني نماد ها وتصوير هايي است كه نويسنده براي بيان خود از آن استفاده مي كند؟ باز هم مي توانم به اطمنان بگويم كه ايشان هرگز اين كتاب را نخوانده اند.
كتاب هاي "شناسنامه افغانستان" و "هزاره ها" همين اكنون در كتاب فروشي هاي پهلوي وزارت اطلاعات وفرهنگ به فروش مي رسند. پس چه چيزي در پس پرده نهفته است كه از ورود اين كتاب ها جلو گيري صورت مي گيرد؟آيا جامعة ما حق خواندنِ چنين كتاب هايي را ندارد؟ كجايي اين كتاب ها باعث تفرقه مي شوند؟ از اين قبيل كتابها، آن قدر زياد است كه از شماره بيرون مي باشد. روي كدام معيار وملاكي تشخيص داده شده است كه اين كتب شقاق قومي ومذهبي را دامن مي زنند؟ در حالي كه شبيه آن به خروارها، در كابل و ولايات يافت مي شود و اين كتاب هابراي نخستين بار نيست كه به چاپ مي رسند. اين چندمين چاپ آن ها مي باشد.
با توجه به گفتار بالا چند نكته را قابل ياد آوري مي دانم:
1-اصل اين كار (جلو گيري از ورود اين كتاب ها) يك عمل خصمانه در برابر دانش وفرهنگ است. جامعة ما جامعه اي است كه نياز شديد به كتاب و مطالعه دارد. همين نبود آگاهي از انديشه هاي متنوع ومختلف، غالباً باعث عقب ماني و ماندن در عصبيت هاي قومي ومذهبي شده است. بنابراظهار بسياري از صاحب نظران، جهالت عامل اصلي بدبختي يك ملت است. احاديث پيامبر كه فرموده است :"از گهواره تاگور دانش بجوي!"، يا : "علم بياموز ولو در چين باشد"؛ همه ناظر براهميت دانش و علم مي باشند.
2-ما در زماني زندگي مي كنيم كه آن را "عصر ارتباطات" خوانده اند. بيش تر جوامع توسعه يافته، پيشرفت خود را مديون ارتباطات وتوسعه مي دانند. گسترش عامل ارتباطي، جهان را به دهكدة كوچكي تبديل كرده وسخن از"دولت الكترونيك" به ميان آورده است. تكامل اقتصادي وتجاري ريشه در همين امر (توسعه وارتباطات) دارد. بنابراين، درعصر ارتباط وتوسعه چگونه مي توان پذيرفت كه از ورود كتاب ومنابع جلوگيري به عمل آيد؟
3-امروز ه آزادي و دموكراسي اصل پذيرفته شده درجهان به شمار مي روند. شعار برقراري اين دو اصل شعار اصلي نامزدان رياست جمهوري دردور اول بود وا كنون نيز نامزدان رياست جمهوري در دور جديد، اين شعار را تكرار مي كنند. واز طرفي آزادي، يك "حق" براي همة انسان ها مي باشد و در اعلامية حقوق بشر نيز برآن تأكيد شده است. و دولت افغانستان هم آن را امضا كرده است. لهذا هيچ فرد وهيچ دولتي نمي تواند با اصل آزادي و دموكراسي مبارزه نمايد يا آثار مثبت آن ها را انكار نمايد ويا آن را "حرف مفت" به حساب آورد؛ مگر آن عده كه همة اصول وقوانين عرف بين الملل را ناديده گيرد و برتمام حقوق مدني وملي افراد پا بگذارد.
4- چنانچه اشاره شد ما در "عصر ارتباطات" زندگي مي كنيم. از چندسالي بدينسو انترنت و وسايل ارتباطي فراواني در دست بسياري از علاقه مندان دانش قرار گرفته است. به گونه اي كه هيچ دفتر نمي تواند بدون ابزار ارتباطي والكترونيكي عملية فكري خود را به پيش ببرد. با اين حساب اگر جناب "خرم" بخواهد با انداختن يازده عنوان كتاب جلو انديشه ها را بگيرد كار بس گزافه انجام داده است ؛ چرا كه در عصر حاضر، كتاب ابزار دست چندم به حساب مي آيد وهركس هرچه را بخواهد مي تواند از طريق انترنت به دست آورد.
5-آيا براي جلو گيري از نفاق تنها همين راه وجود داشت كه از ورود كتاب ها جلو گيري شود تا كسي كتاب نخواند؟ موارد فراوان در اين كشور وجود دارد كه به نفاق هاي مذهبي وقومي دامن مي زنند. از حركت هاي قومي در درون دولت گرفته تا نهاد هاي مستقل واحزاب وجريان هاي پنهان و آشكار داخلي وخارجي، همه در ايجاد شكاف هاي اجتماعي نقش داشته ودارند. چرا با اين عوامل برخورد صورت نمي گيرد؟ محروم ساختن يك قشر بزرگ از حق خواندن، خود دامن زدن به تفرقه محسوب نمي گردد؟
6- نكتة ديگر قابل ذكر اين است كه تاكنون قانون مدوني در زمينة چاپ ونشر و صدور و ورود كالاهاي فرهنگي دركشور وجود ندارد. اگر وجود مي داشت بايد در اختيار رسانه ها قرار مي گرفت . از طرف ديگر دولت محترم هنوز نتواسته "سياست كتاب" يا "سياست فرهنگي" داشته باشد. از اين رو مي بينيم كه در روزي هزاران نوع كالاي خلاف فرهنگ ملي ما در كشور وارد مي گردد وهيچ ادارة مسوولي نيست كه جلو آن ها را بگيرد چه بسا ابزار هاي خلاف اخلاق ودين به صورت علني دركشور به فروش مي رسند . وزارت محترم چرا جلو آن ها را نمي گيرد كه به اصل دين صدمه وارد مي سازد؟
7- از اين ها كه در گذريم با يد به سخنان ضد و نقيض مسوولين وزارت اطلاعات وفرهنگ در اين زمين اشاره نماييم.غلام دستگير آزاد والي نيمروز اذعان مي دارد كه "تصميم به آب انداختن كتاب توسط وزارت اطلاعات وفرهنگ و دادگاه عالي كشور گرفته شده است. اما عبدالمالك كاموي رييس اداره قوة قضائيه كشورگفت كه از صدور چنين حكمي توسط دادگاه عالي اطلاعي ندارد." دين محمد مبارز راشدي معاون وزارت اطلاعات وفرهنگ در مصاحبة خود با بي بي سي اظهار داشت كه "روند توقيف، بررسي و به آب انداختن اين كتاب ها دركل با مداخله نهاد ها واشخاص مختلف و با غرض ورزي همراه بوده است." همچنين وي در ادامه افزوده است: "كتاب هايي كه به رود خانه انداخته شدند جزئي از كتاب هايي اند كه هيچ مشكلي ندارند ودر افغانستان هميشه بوده ودر آينده هم خواهند بود. دو مشكل در اين تصميم گيري وجود دارد: يكي در نفس قضاوت در اين كتاب ها-كه مورد استفاده مردم است. چرا ممنوع قلمداد مي شود و ديگر اين كه روند ممنوع كردن اين كتاب ها عجيب است. ما در روند اجرايي خود قانوني نداريم كه كتابي ورودش ممنوع باشد وآن را به آب بيندازيم."
7-برخي اين موضوع را به گونة ديگر مطرح مي سازند ومي گويند: ايران در فرستادن كتاب ها نقش داشته است. به همين دليل اين كتاب ها مصادره شده به آب انداخته شده اند. بايد گفت: انتشارات عرفان يك انتشارات خصوصي وشخصي افغاني است كه سال هاست در حوزةچاپ ونشر فعاليت دارد. چند سال است كه از طريق فراه ونيمروز، كتاب هايي را به بازار كشور وارد مي سازد. همين كتاب هاي به آب انداخته شده نيز چند بارديگر به كابل آورده شده و به فروش رفته اند. همين حالا اين كتاب ها در مهم ترين مراكز به فروش مي رسند. طريق جلوگيري از مداخله، اين نيست كه كتاب ها به آب انداخته شوند بلكه بايد از معاهداتي كه همين چند روز ميان ايران وافغانستان در تهران انجام گرفت جلو گيري به عمل مي آمد. بايد آب هاي هلمند را كه ايران به رايگان مي برد از ايران بازگرفت؛ نه اين كه به انديشه وانديشه وري پاسخِ نه، گفت.
بنابر اين پس از بيان نكات فوق به اين نتيجه مي رسيم كه عملكرد مقامات اطلاعات وفرهنگ، بدون اين كه جنبه قانوني واصولي داشته باشد يك عمل ضد علمي است كه برپاية اغراض شخصي وعقده هاي دروني افراد، بنيان نهاده شده است. و از سوي ديگر مي توان حدس زد كه ريشه در نوعي از فساد اداري نيز دارد چه اينكه ممكن است عدم پرداخت رشوه از سوي ناشر، باعث اين جنجال آفريني وخسارات فرهنگي شده باشد!
