تبليغاتX
صدای سوخته - ضرورت رمزگشایی در پروسه‏ی صلح

صدای سوخته

ادب, فرهنگ, سیاست و اجتماع

تأمین صلح در افغانستان از مسایلی عمده‏ای است که سال‏هاست گفت‏وگو روی آن جریان دارد. دولت افغانستان با شرکای خارجی خود در صدد تأمین ثبات در کشور می‏باشند. بیش از چهل کشور جهان با تجهیزات نظامی و ... وارد افغانستان شدند تا صلح را در افغانستان به وجود آورند. علی رغم همه‏ی تلاش‏ها هنوز که ده سال از روند فعلی می‏گذرد اما صلح در افغانستان برقرار نشده است و این کشور همه روزه شاهد تلفات انسانی و تخریب اماکن این سرزمین می‏باشد.  باوجود صرف ملیاردها دالر و هزینه‏های هنگفت مادی، هنوز صلح نیاز حیاتی مردم افغانستان به شمار می‏رود و رفته رفته به یک آرزو تبدیل می‏شود.

مردم افغانستان سال‎هاست که روی آرامش را ندیده‏اند و هیچ امیدی نیز برای آینده‏ی توأم با صلح ندارند چرا که صلح  امروزه یک بهانه برای جنگ و دست یافتن به مرام‏های افراد، گروه‏ها  و دولت‏ها شده است. کشورهای جهان ده‏ها سال است که از صلح سخن می‏گویند ولی هرگز نتوانسته‏اند صلح را در افغانستان به وجود آورند. نیروهای داخلیِ جدا از دولت نیز همواره سعی کرده‏اند تا ثبات را در افغانستان تأمین نمایند. یکی از این تلاش‏ها، تلاش چند نهاد افغانی مقیم در بیرون از افغانستان است که اخیراً کنفرانسی را تحت عنوان "حمایت از صلح و دموکراسی در خاورمیانه و افغانستان" در آلما برگزار کردند. این نهادها اوضاع منطقه و جهان وتأثیر آن بالای ثبات در افغانستان را مورد بررسی قرار دادند.

این تلاش‏ها می‏نمایاند که هنوز امید برای صلح از دست نرفته است. اما نباید یک نکته را فراموش کرد که هرگونه تلاش برای صلح زمانی به موفقیت می‏انجامد که بسترهای لازم برای آن فراهم گردیده باشد. تا وقتی این شرایط فراهم نگردد، طبیعی است که تلاش‏ها برای صلح نتیجه نخواهند داد.

یکی از شرایط اصلی برقراری صلح در افغانستان، افغانیزه کردن پروسه‏ی صلح است. چه این‏که تلاش‏هایی که برای صلح در افغانستان انجام می‏شوند، عمدتاً از بیرون رهبری می‏گردند . رهبری این پروسه از بیرون، اعتماد به برقراری ثبات در افغانستان را کاهش می‏دهد و یا به حد اقل می‏رساند. ثبات سازی در کشور باید همراه با اعتماد سازی باشد. اعتماد سازی نیز فرایندی است که باید از داخل افغانستان صورت گیرد. آن‏چه اعتماد به پروسه‏ی صلح را خدشه‏دار می‏سازد، وجود نیروهای بیرونی در این مسأله است. وجود نیروهای بیرونی داخل در پروسه، صداقت پروسه را زیر سؤال می‏برد. زیرا ممکن است کسانی در آن اشتراک نمایند که از این مسأله اهداف دیگری را تعقیب کنند. همچنان‏که در موضوع قطر دیدیم. مذاکرات مخفی امریکا و طالبان نشان می‏دهد که این پروسه با چالش جدیِ نبود اعتماد روبه‏رو می‏باشد. بعد از آن تلاش‏ها در جهت تأمین صلح در آلمان و چند کشور دیگر نیز راه اندازی گردید لیکن همه‏ی این‏ها نیتجه‏ای روشنی را دربر نداشت. همه‏ی این موارد نشانه‏ی این است که پروسه‏ی صلح به صداقت کامل همراه نمی‏باشد. بنابراین تا زمانی که رهبری این پروسه توسط نیروهای بیرون از افغانستان کنترول و رهبری گردد، امکان دست یافتن به صلح پایدار نیز بعید به نظر می‏رسد. زیرا علاوه بر وجود نیروهایی که مستقیماً در پروسه شرکت دارند، رهبری آن نیز مهم می‏باشد. از آنجایی که پروسه‏ی صلح مربوط به افغانستان است باید تصمیم در این باره نیز در افغانستان گرفته شود وهرگونه دخالت بیرونی می‏تواند به شکست این پروسه بینجامد. در پروسه صلح با طالبان و مذاکره با آنها، چنین به نظر می‏رسد که دخالت کشورهای بیرونی باعث شده است تا اعتماد نسبت به جریان صادقانه‏ی آن کاهش یابد. چه این‏که دو طرف اصلی مذاکره دولت افغانستان و طالبان است اما چنان‏که دیده می‏شود، نیروهای بیرون از این دایره وارد بازی سیاسی شده‏اند. شماری از کشورهای بیرونی در تلاش‏اند تا تصامیم اصلی را چه دراین طرف مذاکره و چه در طرف دیگر، به دست بگیرند و این بازی را خود به دلخواه خود به پیش ببرند. این، به عنوان یک چالش دیگر همواره پروسه صلح را تهدید کرده و می‏کند.

علاوه براین، از شرایط دیگر صلح، زمین و جغرافیایی است که صلح قرار است در آن برقرار گردد. مذاکره در زمین دیگر می‏تواند باعث دست‏اندازی در پروسه گردد. افغانستان به عنوان سرزمینی که جنگ در آن جریان دارد، و قرار است این جنگ در همانجا به پایان برسد و به صلح تبدیل شود، می‏طلبد که مذاکره نیز در همان موقعیت جریان پیدا کند. تا دوطرف به صورت مستقیم و رودر روی هم به گفت‏وگو بنشینند. شماری از دولت‏ها در تلاش‏اند تا زمین مذاکره را بیرون از جغرافیای افغانستان انقتال دهند. "قطر" یکی از کشورهایی است که می‏خواهد در این بازی سهم فعال داشته باشد. به همین منظور می‏خواهد دوطرف در آنجا به پای میز مذاکره بروند. از این مسأله به خوبی روشن می‏گردد که اهداف سیاسی دیگری پشت پرده‏ی صلح جریان دارد و کشورها می‏خواهند از این بازی منافع خود را به دست بیاورند.

بدین ترتیب باید گفت؛ امنیت و ثبات در افغانستان مستلزم شرایط متناسب و قابل قبول خود می‏باشد. از جمله‏ی این شرایط، حضور مستقیم دو طرف مذاکره کننده، رهبری داخلی و موقعیتی که قراراست در صلح برقرار گردد، است. تا وقتی این شرایط برآورده نگردد، پروسه‏ی صلح از اعتماد لازم برخوردار نخواهد بود و نتیجه‏ی مطلوب را در پی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 16:58  توسط جعفری  |