جامعه شناسي ادبي

از دير باز اين پرسش در ذهنم وجود داشت كه چگونه مي توان از طريق متن، به انديشه هاي اجتماعي شاعر يا نويسنده ره يافت؟ آيا نمي توان مفاهيم اجتماعي را به عنوان يك سوژة مستقل در ادبيات مورد بحث قرار داد؟ بعد از مطالعة آثار نويسندگان، روشن گرديدكه اين موضوع درجامعه شناسي مورد بحث قرار گرفته است. قريب به دو دهه است كه در علم جامعه شناسي به عنوان يك موضوع راه باز كرده و در دانشگاه ها تدريس مي گردد. البته سابقة تاريخي آن به سال ها پيش برمي گردد كه بعداً روي آن سخن خواهيم گفت. اما آن چه مرا برآن داشت تا اين بحث راتعقيب نمايم اين بود كه جامعه شناسان از منظر اجتماعي به ادبيات نگاه كرده و اين بحث را در ظل جامعه شناسي دخيل ساخته اند در حالي كه بايد به عنوان يك شاخه اي از علوم ادبي مورد مطالعه قرار مي  گرفت و در ظل علوم ادبي مطرح مي گرديد. چه اين كه در اين كار، متن ادبي است كه  مورد مطالعه واقع مي شود. يك اثر ادبي در زير ذربين نقد و دريافت خواننده پارچه پارچه مي گردد و به بخش هاي مختلف تقسيم مي شود كه مفاهيم اجتماعي بخشي از آن به حساب مي آيد. از طرف ديگر جامعه شناسان  در جامعه شناسي ادبيات، "ادبيات" را مورد دقت و مطالعه خويش قرار داده اند درحالي كه ميان جامعه شناسي ادبيات و جامعه شناسي ادبي تفاوت فراوان وجود دارد. درجامعه شناسي ادبيات ازتوليد، فروش، مصرف كتاب بحث مي شود در صورتي كه در جامعه شناسي ادبي از كيف وچون اثر ادبي در ارتباط به جامعه، بحث صورت مي گيرد. توجه خاص جامعه شناسي ادبي به معناي اثر است. از اين رو لازم است ادبيات به مثابه يك متن اجتماعي، مورد مداقه قرار گيرد.

از اين جهت علاقه مند شدم تا به ادبيات، از زاوية ديد جامعه، نگاهي بيندازم و جامعه شناسي ادبي را به عنوان يك موضوع ادبي -مستقل از جامعه شناسي ادبيات- مطرح ساخته ومطالعه نمايم. اين كار اگر چند يك فعل كلان و گسترده است ونياز به مطالعه بسيار وجدي و وجود منابع فراوان دارد اما با آن هم آن چه از توان برايد بايد اقدام گردد زيرا ضرورت آن براي جامعه ادبي ما امر كاملاً ملموس مي باشد. وبه پنداشت اين قلم، جاي آن در ادبيات كنوني ما خالي به نظر مي رسد. به اين حساب بحث را به شيوه معلوماتي وفشرده و در عين حال روشن آغاز مي كنم:

پيش از اين به مباحث اصلي بپردازم ضروري مي دانم كه نخست بحث  مفهومي انجام دهم و كلمات موجود در عنوان را به صورت اجمالي تعريف نمايم.

تعريف جامعه شناسي

براي جامعه شناسي تعاريف زيادي را ذكر كرده اند. در اين جا از تعريف هايي كه مربوط به بحث ما نمي شوند در مي گذريم وتنها به چند تعريف عمده كه مي توانند با ادبيات پيوند داشته باشند بسنده مي كنيم:

1-- بروس كوئن: «جامعه شناسي را مي توان مطالعه علمي زندگي گروهي انسان ها تعريف نمود.»

( بروس كوئن : مباني جامعه شناسي، ص 15  )   

مطابق اين تعريف،  زندگي گروهي وجمعي انسان مورد بحث جامعه شناسي مي باشد.زندگي فردي نمي تواند در اين دايره بگنجد؛ چرا كه بحث از فرد به روانشناسي ارتباط مي گيرد نه به جامعه شناسي.

2-نيك گهر: «جامعه شناسي مطالعه علمي رفتار معنا دار و نظام يافته شخص انسان باهم نوعان خود است."

(نيك گهر دكتر عبدالحسين : مباني جامعه شناسي، چاپ چهارم، انتشارات رايزن، تهران 1373 ، ص 17)

براساس اين تعريف، زندگي جمعي امري است طبيعي ليكن آن چه در جامعه شناسي به آن پرداخته مي شود نظام ارتباطي  وقانون رفتار هاي جمعي انسان مي باشد كه به زندگي گروهي آدمي معنامي بخشد.

3- - ماكس وبر: جامعه شناسي «علمي است كه مي خواهد از طريق تفهم تفسيري(inter pretative understanding ) رفتار اجتماعي به تبيين علل، سير و معلول هاي آن دست يابد."

(وبر ماكس: مفاهيم اساسي جامعه شناسي؛ ترجمه احمد صادقي،  تهران 1381 ص 33 )

اين تعريف نسبت به تعريف پيش تر، حوزة مطالعات جامعه شناسي را محدود تر مي سازد زيرا هرنوع رابطه را مطالعه نمي كند بلكه به مطالعةرفتار عكس العملي معنا دار افراد مي پردازد.

4گيدنز:«جامعه شناسي را مي توان به عنوان مطالعه نظام يافته جوامع انساني با تأكيد خاص برنظام‌هاي صنعتي امروزي تعريف كرد."

(گيدنز ، جامعه شناسي، منوچهر صبوري، تهران ،‌نشر ني، چاپ دهم ، 1382 ص 48 )

گيدنز در اين تعريف به نظام هاي جديد كه زندگي جمعي مردمان امروز را  شكل مي دهند، توجه دارد.

آنچه همة اين تعريف ها را به نقطه مشترك مي رساند اين است كه جامعه ورفتار هاي جمعي انسان،موضوع اساسي جامعه شناسي را تشكيل مي دهد. به عبارت ديگر پديده هاي اجتماعي كه از زندگي گروهي انسان نشأت مي گيرند، موضوع جامعه شناسي مي باشد از قبيل شيوه هاي رفتار، كنش هاي اجتماعي، رخداد هاي اجتماعي كه انسان ها در آن ها نقش داشته يا دارند، نظم، همساني، محيط، زمان، و هرچه با زندگي جمعي انسان ها ارتباط مي گيرد و برآن مؤثراست.

واژة جامعه شناسي ادبي را نخستين بار اگوست كنت فيلسوف وجامعه شناسي فرانسوي درنيمه اول قرن 19 به كاربرد و بعد از آن تا امروز استفاده عام دارد.

ادامه دارد