موانع توسعه اقتصادی در افغانستان
موانع توسعه اقتصادی در افغانستان
صندوق بین المللی پول اعلام کرده است که 129 ملیون دالر قرضه را برای افغانستان موافقت کرده است. گفته میشود هدف از این قرضه ایجاد اصلاحات اقتصادی در افغانستان میباشد. احتمال زیاد میرود هیأت اجرائیه صندوق بین المللی پول در ماه آینده میلادی این قرضه را تأیید نماید. این در حالیست که صندوق بین المللی پول به خاطر بحران کابل بانک، کمکهای مالیاش را به افغانستان به تعویق انداخته بود. اما پس از پیشرفتهایی که در حل بحران کابل بانک به و جود آمد، این صندوق دوباره تصمیم گرفت تا با 129 میلیون دالر قرضه برای افغانستان موافقت نماید. کارشناسان امور میگویند؛ با وجود خشکسالیها و نا امنیها در کشور، این قرضه میتواند عاید ناخالص سالانه داخلی افغانستان را از شش تا هشت در صد افزایش دهد. در حال حاضر عاید سالانه تولیدات داخلی افغانستان 9.7 درصد میباشد. براساس گزارش سالانه استراتیژی ملی ، افغانستان طی سالهای اخیر رشد اقتصادی نسبتاً مطلوبی را از خود نشان داده است. علاوه بر فعالیتهای سکتور خصوصی، نهادهای دولتی نیز توانستهاند روند انکشاف ملی را به خوبی تعقیب نمایند. براساس این گزارش تنها 18 در صد از کمکهای کشورهای خارجی در اختیار افغانستان قرار داشته در حالی که 82 در صد آن در اختیار کشورهای بین المللی مستقر در افغانستان بوده است. گفته میشود تا سال 2014 میزان کمکهای خارجی که در دست دولت افغانستان قرار خواهد داشت به 50 در صد خواهد رسید. به این لحاظ اراکین دولتی اظهار امید واری میکنند که تا سال 2014 انکشاف اقتصادی در افغانستان روند رشد خود را خواهد پیمود.به گفتهی مقامات مسوول، برای رسیدن به این منظور حکومت طرح تقویت اقتصاد داخلی را روی دست گرفته است. حامد کرزی رییس جمهور نیز با گرد همآوری شماری از اقتصاد دانان کشور، سعی بر آن دارد تا این طرح را تهیه و به مرحلۀ اجرا بگذارد. معلوم نیست این طرح چه روش وسیاستی را برای رشد وانکشاف اقتصادی در پیش خواهد گرفت. لیک آنچه روشن است این است که سیستم اقتصادی حاکم بر افغانستان، سیستم بازار است. به باور تعدادی از کارشناسان، این سیستم نتوانسته شرایط فعلی افغانستان را جوابگو باشد. این اندیشمندا استدلال میکنند که اجازهی فعالیت بیش از حد برای سکتور خصوصی موجب انحصار بازار گردیده است، در نتیجه نبود شغل و کار و تراکم نفوس باعث فشار بالای طبقه پایین جامعه شده است. این اندیشمندان پیشنهاد میکنند برای حفظ تعادل در وضعیت بازار باید، سیستم کنترل را نیز در چارچوب سیستم بازار دخیل کرد. اگر دولت نتواند سیستم کنترل را اعمال نماید، شکافهای اجتماعی بیشتر خواهد شد و تورم نیز به وجود خواهد آمد.
علاوه بر آن، شماری از کارشناسان میگویند؛هنوز دولت افغانستان با موانع عدیدهای در جهت توسعهی اقتصادی رو به رو میباشد که از آن جمله میتوان به این موانع اشاره کرد:
1. نا امنی: ناامنی مهمترین چالشی است که برسر راه توسعه اقتصادی در کشور وجود دارد. ناامنی سبب میگردد که بسیاری از تاجران و سرمایهگذاران نتوانند در داخل افغانستان سرمایه گذاری کنند. از اینرو یا به سرمایه گذاری محدود میپردازند و یا در خارج از کشور هزینه گذاری میکنند.
2. فساد: وجود فساد اداری از دیگر موانع توسعه و رشد اقتصادی به حساب میآید. فساد اداری امروزه در سطوح مختلف ادارات دولتی دیده میشود. وجود فساد باعث میگردد که سرمایهگذاری در افغانستان به شکل بایسته صورت نگیرد.
3. بیکاری ونبود شغل: دولت در عرصهی اشتغالزایی توجه لازم از خود نشان نداده است. طبق آمارهای رسمی از مراکز بین المللی، نرخ بیکاری در افغانستان حدود چهل در صد و مطابق آمارهای غیر رسمی حدود پنجاه در صد است. بیشتر این بیکاران را نیز جوانان تشکیل میدهند. برخی از گزارشها حاکی است که شماری از بیکاران به خاطر امرار معاش در صفوف مخالفان میپیوندند.
4. بحران کابل بانک: بحران کابل بانک یکی دیگر از عوامل رشد اقتصادی به شمار رفته است چه اینکه این امر سبب بیاعتمادی تاجران، مردم و جامعه جهانی گردیده است. روی همین ملحوظ صندوق بین المللی پول کمکهایش را به تعویق انداخته است.
5. ناکارامدی دولت: از جمله چیزهایی که سبب کندی رشد اقتصادی در کشور شده است ناکارامدی نهادهای اقتصادی مربوط به دولت است. این نهادها نتوانستند جلو انحصار بازار را بگیرند و از طرفی هم تعادل بازار را به نفع جامعه نگه دارند.
6. نبود استراتیژی مشخص اقتصادی: نداشتن یک استراتیژی مشخص اقتصادی، خود زمینهی دیگری را برای رشد فساد و بیباوری مردم نسبت به دولت وحکومت گردیده است.
حال با توجه به این عوامل بسیاری از کارشناسان
معتقدند که اگر دولت بخواهد وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد، باید به بررسی شرایط
موجود در جامعه پرداخته با در نظر داشت آن و بهبود اوضاع امنیتی، به تقویت زیر
بناهای اقتصادی بپردازد و به جای دادن فرصت بیشتر برای مافیای اقتصادی، بازار را
تحت نظارت و کنترل خود داشته باشد تا بتواند از تورم و شکافهای اجتماعی در جامعه
جلوگیری نماید. در نهایت با زدودن فساد از ادارات زمینهی سرمایه گذاری را در داخل
کشور بهتر مساعد سازد.