نقش و جایگاه وبلاگ نویسی در افغانستان
قسمت دوم و پایانی
پیشینه وبلاگنویسی در افغانستان
وبلاگنویسی سابقه چندانی ندارد. بعد از حادثه 11 سپتمبر، سقوط طالبان و حضور جامعهی جهانی، در افغانستان به وجود آمد. بعد از سقوط طالبان، دفاتر نمایندگیهای سیاسی و غیر سیاسی کشورهای خارجی در شهرهای مختلف بخصوص کابل باز گشایی گردیدند. با حضور اتباع خارجی در افغانستان امکانات مدرن از قبیل انترنت، موبایل و...نیز وارد افغانستان شدند. نیازمندیهای ارتباطی میان ادارات، ایجاب میکرد تا تکنولوژی جدید نیز وارد افغانستان شود. از اینرو با آمدن انترنت و فعال شدن نمایندگی کشورها و سازمانهای بین المللی، تعدادی از افغانها نیز در دفاتر آنها وارد کار شدند. در این میان کسانی نیز بودند که در خارج از افغانستان با وسایل کمپوتری و انترنت آشنایی داشتند. این دسته از افراد وبلاگ نویسی را وارد افغانستان نمودند. به گفتهی "نسیم فکرت" یکی از فعالان پرسابقهی وبلاگ نویسی، نخستین کسی که در افغانستان به وبلاگ نویسی پرداخت "عزیز حکیمی" بود. او که در یکی از مؤسسات خارجی فعالیت میکرد در سال 2002 وبلاگی به نام "کنکاش" ساخت. در بیرون از افغانستان ضیا افضلی با وبلاگ "غزل امروز افغانستان"، سخیداد هاتف(امیر سیاقشو) با وبلاگ "لحظهها" و صبور الله سیاه سنگ با وبلاگ "یک برگ"، از نخستین گروه وبلاگ نویسانی افغانی بودند که در بیرون از افغانستان فعالیت وبلاگ نویسی را آغاز کردند. سپس شریف سعیدی، حمیرا نکهت دستگیرزاده، محمدکاظم کاظمی، لیلا صراحت روشنی و ظاهر تایمن وبلاگ نویسی را در خارج از افغانستان در حوزهی ادبیات فارسی ادامه دادند. با گسترش وبلاگ نویسی، رویکردهای مختلفی در آن به وجود آمد. طنز، شعر، خبر، تحلیل سیاسی، اقتصاد، و... از جمله حوزههایی بودند که برای خود، نویسندگانی داشتند. وبلاگ "زبان دراز" در عرصهی طنز، "نسل امروز" با مدیریت فرید خروش و"دردهای دلم" به مدیریت جعفر عطایی در عرصه تحلیل سیاسی، از جمله پرخوانندهترین وبلاگهای افغانی بودند.
وبلاگ نویسی همگام با فراوانی تکنولوژی جدید و گسترش فعالیت شبکههای مخابراتی و انترنتی به سرعت تمام گسترش یافت و در هر حوزه نویسندگان بسیاری پیدا کرد. در سال 2004 شمار وبلاگهای افغانی به 300 وبلاگ افزایش یافت. این شمار، یک سال بعد یعنی در سال 2005 سه برابر(900) گردید. در سالهای بعدتر، این تعداد چندین برابر توسعه یافت و وبلاگنویسی به زبانهای پشتو و انگلیسی نیز در داخل افغانستان آغاز گردید. آخرین آماری منتشر شده در سال 2009 شمار وبلاگ نویسان افغانی را 30 هزار اعلام کرد. این تعداد با توجه به سرعت سه برابر در سال، اکنون به صد هزار نفر میرسد.
عوامل رشد وبلاگ نویسی در افغانستان
وبلاگ نویسی در افغانستان تحت عوامل ذیل رشد قابل ملاحظهای داشته است:
1. مؤسسات و ادارات خارجی: مؤسسات خارجی، انجیوها، ادارات دولتی و نهادها، عامل عمده در رشد وبلاگ نویسی به شمار میآیند. هرچه فعالیت این نهادها گسترش یافته و به وسایل انترنتی مجهزگردیده اند، وبلاگ نویسی نیز همپای آنها رشد یافته است.
2. توسعه شبکههای مخابراتی: با افزایش شبکههای مخابراتی در ساحات دور از مرکز، نویسندگان بیشتری به وبلاگ نویسی روی آوردند. اکنون شبکههای مخابراتی سهولتهای بسیاری را ایجاد کرده اند؛ به گونهای که هر کس میتواند از طریق موبایل خود از انترنت استفاده نماید.
3. آموزشگاههای زبان انگلیسی و وبلاگ نویسی: ایجاد کورسهای انگلیسی در هرکوچه و خیابان، سبب شده است تا شمار بیشتری بتوانند به انترنت و وبلاگ نویسی دسترسی داشته باشند. کارگاههای آموزشی وبلاگ نویسی از دیگر فرصتهایی است که باعث گسترش وبلاگ نویسی در کشور شده است.
تأثیرات وبلاگ نویسی
وبلاگ نویسی یک چیز ساده است. هر شخصی که به انترنت دسترسی داشته باشد میتواند وبلاگ نیز داشته باشد. با توسعه شبکههای مخابراتی، استفاده از انترنت از طریق موبایل نیز آسان شده است. این امر باعث شده است تا وبلاگ نویسان نیز افزایش قابل تواجه پیدا کنند. گستردگی وبلاگ نویسی در افغانستان تأثیر بسزایی برجای گذاشته است. این تأثیرات را میتوان در سه سطح مورد بررسی قرار داد:
1- اجتماع: وبلاگ رسانهی ساده و قابل دسترس است. دیدن و مشاهدهی آن برای همه کسانی که ابزار آن را در اختیار دارند فراهم میباشد. در عین حال وبلاگ از ظرفیتهایی چون پیام گذاری نیز برخوردار است. این ظرفیت موجب شده است تا تبادل نظر میان نویسندگان به آسانی صورت گیرد و برخورد عقاید و افکار میان نویسندگان به وجود آید. در نتیجه، گفتمان سیاسی جای برخود مسلحانه را بگیرد. تبادل نظر میان نویسندگان از طریق وبلاگ از یکسو منجر به دستهبندیهای فکری واز سوی دیگرباعث همگرایی ملی شده است. واکنش مختلف نویسندگان در برابر رخدادها و حوادث سیاسی- اجتماعی، نوع بیداری، شعور و خرد سیاسی جامعه و ملی گرایی در سطح کشور را نشان میدهد. علیرغم این که گاهی تنشهای قومی و زبانی نیز در میان نویسندگان شعله ور میشود ولی با آن هم حس ملیگرایی از ظاهر تمامی نوشتهها به مشاهده میرسد. ایجاد گفتمان اجتماعی مهمترین اثر وبلاگ نویسی به شمار میآید. ایجاد چنین گفتمانی در نهایت راه را برای دیگر پذیری سیاسی- اجتماعی، تساهل، تکثر گرایی وهمگرایی باز میکند.
از دیگر اثرات وبلاگ نویسی قراردادن افغانستان در معرض "جهانی شدن" است. با این که رسیدن به فضای جهانی شدن فرصت دراز میطلبد، ولی آگاهی جامعه از حوادث جهانی و آشنایی آن با فرهنگ و صنعت ملل متمدن، یک دستمایهی کلان برای کشور و جامعه محسوب میگردد. چه اینکه همین آشنایی در نهایت باعث کاهش عصبیتهای قومی، زبانی، و وابستگیهای ایدئولوژیک سنتی میشود و زمینه را برای برقراری ارتباطات درونی جامعه و تعاملات بین المللی در عرصههای مختلف سازندگی از قبیل اقتصاد، تجارت و توسعه، فرهنگ، جامعه پذیری و هویت جدید فراهم مینماید.
2- سیاست: امروزه ابزارتبلیغاتی بیش از حد زیاد شده است. موبایل، تلویزیون، رسانههای چاپی، ابزارهای الکترونیکی و... از جمله ابزاریهای تبلیغاتی خصوصاً در انتخابات به حساب میآیند. وبلاگ، به یکی از ابزارهای اثر گذار درعرصه تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است؛ همچنانکه فیس بوک از ابزارهای مهم تبلیغات انتخابی میباشد. به این طریق گفته میتوانیم که وبلاگ میتواند در ایجاد جنبشهای اجتماعی نیز نقش بسزایی داشته باشد.
3- فرهنگ: ابزارهای جدید، معمولاً پیامهای جدید را انتقال میدهند. از آنجایی که وبلاگ یک رسانه شخصی وخصوصی است، افکار جدیدی نیز از این طریق وارد جامعه میشود. به عنوان مثال میتوان به مبارزه علیه عدد 39 و خرافات از طریق وبلاگ و فیس بوک اشاره کرد.
حضور زنان در وبلاگ و نقش نویسندگان روشنفکر از عوامل مؤثر در تغییرات فرهنگی و اجتماعی به حساب میآید. چه اینکه داد و ستد فرهنگی از همین طریق صورت میگیرد. عقاید نو راه خود را در درون جامعه سنتیای مثل افغانستان باز میکند. از اینرو میتوان گفت که وبلاگ یک چالش در برابر سنت میباشد.
4- زبان و رسانه: یکی از موارد تأثیر گذاری وبلاگ نویسی، تأثیر آن بر زبان است. مکتوبها در ادارات رسمی و رسانههای چاپی افغانستان به شیوهی خاصی نوشته میشوند. پیروی از این شیوه تا هنوز در رسانههای دولتی و مراسلات رسمی مرسوم است. بعد از آمدن انترنت، توسعه شبکههای انترنتی و معمول شدن وبلاگ نویسی، شیوه نگارش رسانهها نیز تغییر کرده است. از یکسو سادگی و روانی در نوشتهها راه یافته و از جانب دیگر رسم الخط واحد معمول در هم شکسته و رسم الخطهای مختلف وارد قلمرو زبان شده است. روزنامه نگاری فعلی در افغانستان با پیروی از زبان معمول در وبلاگها، رویکرد جدیدی به روزنامه نگاری بخشیده است.
مشکلات و آفات وبلاگ نویسی
وبلاگنویسی در عین حال که آثار بسیار ارزشمندی برای جامعه دارد، تأثیرات و آفاتی نیز دارد که نباید از آنها غافل بود. این آفات و مشکلات را میتوان به عنوان نمونه اینگونه فهرست نمود:
1- عدم دسترسی همگانی: نبود برق و انترنت در بسیاری از نقاط کشور سبب شده است تا همه نتوانند از وبلاگ استفاده کنند و به آن دسترسی داشته باشند.
2- بالابودن قیمت انترنت: قیمت استفاده از انترنت شخصی برای شمار زیادی از نویسندگان خیلی بالاست. از اینرو تنها کسانی به نوشتن در وبلاگ میپردازند که در ادارات دولتی یا نهاد و مؤسسات خصوصی و خارجی کار میکنند. تعداد کسانی که به صورت شخصی از انترنت استفاده میکنند بسیار اندک اند.
3- عدم هدفمندی: نبود یک هدف والا برای ایجاد کنندگان وبلاگ یکی از عمده مشکلات وبلاگ نویسی به شمار میرود. هدف اساسی قریب به اتفاق ایجاد کنندگان وبلاگ، بیان مسایل شخصی و خصوصی میباشد، کمتر مسایل عمده مورد هدف قرار میگیرد.
4- عدم برخورد حرفوی : هنوز وبلاگ نویسی به شکل یک حرفه درنیامده است. وبلاگ نویسان نیز به شکل حرفوی به نوشتن نمیپردازند. اگر نوشتههای وبلاگها را مرور کنیم میبینیم که خیلی اندک اند آن دسته از نویسندگانی که به صورت حرفوی دست به نوشتن میزنند.
5- سانسور: علیرغم آزادی که در وبلاگنویسی وجود دارد اما گاهی دیده شده که برخی از وبلاگها وسایتها از سوی افراد نامشخص یا هم ارگانهای دولتی محدود، حک و از بین برده شده است. با وجود اینکه زمینههای جلوگیری از این کار وجود دارد اما برخورد سیاسی با وبلاگها باعث محدودیت آن گردیده است.
6- سطحیگرایی: تکثر وبلاگ نویسی نوعی سطحی گرایی را نیز باعث شده است. تحلیلهای سطحی مسایل، بیان مطالب غیر ضروری و شخصی، پرداختن به موضوعات غیر دقیق و غیر علمی از جمله آسیبهای وبلاگ نویسی به حساب میآید. این امر در نتیجه باعث تبدیل شدن وبلاگ به نوعی سرگرمی برای نویسنده گردیده است. اکثر وبلاگها هیچ جنبهی اطلاع رسانی را-که مشخصهی اصلی رسانه است- رعایت نمیکنند بلکه به دفترچه خاطرات نویسنده میماند.
7- آسیبهای زبانی: از آنجایی که غالباً نویسندگان حرفوی به نوشتن نمیپردازند، زبان نوشتهها نیز دچار آفتهای بسیاری میباشد. عدم رعایت نشانه گذاری، رسم الخط ، جداوسرهم نویسی از مشکلات اصلی در زبان نوشتههای وبلاگهاست. این پراکندگی و عدم درست نویسی متأسفانه در رسانههای ما نیز سرایت کرده است.